
اهمیت تاریخ و فهم عرفی در استنباط احکام فقهی
نقش بررسی شرایط تاریخی و منابع اهل سنت در اجتهاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین لوازم و سختیهای کار اجتهاد و افتاء پرداخته و تأکید میکنند که استنباط احکام دین و تمسک به اطلاقات کتاب و سنت، نیازمند تسلط کامل بر مبانی، روایات و مجموع آثار علمی است و با تتبعات اجمالی و سطحی نمیتوان احکام الهی را صادر کرد. ایشان با تفکیک میان مقام اجتهاد و مسئولیت خطیر افتاء، به تفاوت میان وظیفه شخصی مجتهد و به ذمه گرفتن دین مردم اشاره میکنند. در ادامه، با طرح نقش بسیار مهم تاریخ، شناخت شرایط اجتماعی و اقتصادی دوران صدور روایات و بررسی متون فقهی اهل سنت، نشان میدهند که توجه به فهم عرفی و قرائن حالیه تا چه اندازه در تغییر زاویه دید انسان و دقت در استنباط واقعی مسائل فقهی تأثیرگذار است.
اهمیت تاریخ و فهم عرفی در استنباط احکام فقهی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین لوازم و سختیهای کار اجتهاد و افتاء پرداخته و تأکید میکنند که استنباط احکام دین و تمسک به اطلاقات کتاب و سنت، نیازمند تسلط کامل بر مبانی، روایات و مجموع آثار علمی است و با تتبعات اجمالی و سطحی نمیتوان احکام الهی را صادر کرد. ایشان با تفکیک میان مقام اجتهاد و مسئولیت خطیر افتاء، به تفاوت میان وظیفه شخصی مجتهد و به ذمه گرفتن دین مردم اشاره میکنند. در ادامه، با طرح نقش بسیار مهم تاریخ، شناخت شرایط اجتماعی و اقتصادی دوران صدور روایات و بررسی متون فقهی اهل سنت، نشان میدهند که توجه به فهم عرفی و قرائن حالیه تا چه اندازه در تغییر زاویه دید انسان و دقت در استنباط واقعی مسائل فقهی تأثیرگذار است.
اهمیت تاریخ و فهم عرفی در استنباط احکام فقهی
9تمام این روایات از زمان پیغمبر و دویست و پنجاه و هفت سال در زمان ائمه، به همین کیفیت بود و تا آخر هم همینطور بود و هیچوقت عوض نشد؛ درحالیکه اسلام گسترش پیدا کرد. فرض میکنیم که در مکه و مدینه و اطراف آن برنج نبوده است اما در زمان عمر وقتی که اسلام گسترش پیدا کرد و به ایران و نواحی شمال و مازندران و خیلی از نواحیای که مردم برنج میخوردند رسید، چرا در آن موقع روایات مربوط به زکات عوض نشدند؟! اتفاقاً در باب زکات فطره از امام حسن عسکری علیهالسّلام روایت وجود دارد که وقتی قوت غالب هر طائفه و ملّتی و بلدی را بیان میکنند، به طبرستان که میرسند میفرمایند که چون قوت غالب آنها برنج است، باید زکاتشان برنج باشد.1 چطور این مسئله در مورد زکات نیست؟!
اطلاع بر وضع آن زمان و وضع اقتصادیشان به انسان در فهم روایات خیلی کمک میکند. طرف همینطور به یک روایت راجع به رزق نگاه میکند و بعد بدون توجه به چیز دیگری به همه چیز گسترش میدهد! فتوا دادن آسان نیست! الآن که دیگر... !
شخصی پیش ما آمده بود و میگفت که مادرزن من یک زمین دارد و دو دختر دارد که میخواهد برای آنها جهیزیه بگیرد. یا باید این زمین را بفروشد و به مکه برود یا برای دوتا دخترش جهیزیه بگیرد، چهکار کند؟! گفتم: مکه واجب نیست باید برای دخترهایش جهیزیه بگیرد. بعداً پیش شخص دیگری رفت و حالا اسم نمیبرم، گفته بود: «نه، باید به مکه برود، خدا بزرگ است»! تو غلط میکنی فتوا میدهی! خدا بزرگ است یعنی چه؟! مسئلۀ وجوب و حرمت است! این مزخرفات چیست؟! حالا طرف کسی است که مطالب عروة را نمیفهمد! یعنی اگر عروة را جلوی او بگذارند نمیفهمد! اگر فهمید من از او تقلید میکنم! اگر یک فرع از عروة را بدون غلط برای من معنا کرد، من از او تقلید میکنم! بهبه! دین شیخ طوسی، شیخ مفید و شیخ مرتضی چه بر سرش آمد؟! میگوید: به مکه برود، خدا بزرگ است!
- . وسائل الشیعة، ج 6، ابواب زکاة الفطرة، ص 238، ح 2:
«عن إبراهیم بن محمّدٍ الهمذانی: اِختَلَفَتِ الرّوایاتُ فی الفطرةِ، فکتبتُ إلی أبیالحسنِ صاحبِ العسکرِ علیهالسّلام أسألُهُ عن ذلک فکتبَ: ”أنّ الفطرةَ صاعٌ مِن قوتِ بَلَدِکَ علی أهلِ مکةَ و الیمنِ، و الطّائفِ و أطرافِ الشّامِ و الیمامةِ و البحرینِ، و العراقینِ و فارسَ و الأهوازِ و کرمانَ تمرٌ و علی أهلِ أوساطِ الشّامِ زبیبٌ و علی أهل الجزیرةِ و الموصلِ و الجبالِ کلِّها بُرٌّ أو شعیرٌ و علی أهلِ طبرستانَ الأَرُزُّ و علی أهل خراسان البُرُّ إلاّ أهلَ مروَ و الرَّی فعلیهمُ الزّبیبُ و علی أهل مصرَ البُرُّ و مَن سِوَی ذلک فعلیهم ما غَلَبَ قُوتَهم و مَن سَکَنَ البَوادی من الأعرابِ، فعلیهمُ الأَقِطُ و الفطرةُ علیک و علی النّاس کلّهم“ الحدیث.»
- . وسائل الشیعة، ج 6، ابواب زکاة الفطرة، ص 238، ح 2:
