بیان بعضی از نکات در بابا اجتهاد و همینطور اهمیت تاریخ و مطالعه کتب اهل سنت
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
تلمیذ: اگر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در کتبشان مطلبی را از بزرگی نقل کنند و رد نکرده باشند آیا علامت این است که ایشان این مطلب را قبول دارند؟!
استاد: نه، دلیل نمیشود. فقط خواستهاند تا نظر او را هم تاحدودی بیان کنند. یعنی من مواردی دیدهام که بدون تعرّض، نظر خودشان را فرمودهاند، آن را هم فرمودهاند و در کنارش نقل کردهاند.
تلمیذ: اگر قرینهای ذکر نکرده باشند؛ مثلاً مطلق مطرح کردهاند و فقط نظر خودشان را نفرمودهاند بلکه بهعنوان شاهد نقل کردهاند.
استاد: اگر شاهد باشد، خودش قرینه است.
تلمیذ: منبابمثال در بحث اقسام تجلیّات و مکاشفات و مشاهدات که از شرح گلشن راز نقل کردهاند، دیگر متعرض چیز دیگری نشدهاند.
استاد: بله، این مطلب در جلد اول الله شناسی هست. نمیتوانیم بگوییم که دلیل بر این است که همۀ آن مطالب را قبول دارند. نخواستهاند رد کنند یا میخواستند بفرمایند که فلان شخص هم این حرفها را زده است. درهرصورت دلیل نمیشود، چون مواردی وجود دارند که قطعاً نظر، نظر خلاف است ولی در مقام رد هم بیان نکردهاند.
تلمیذ: پس دلیل بر نقل چیست؟!
استاد: بالأخره همان اطلاع است. از نقل مجموع مطالب، مطلب بهدست میآید، آنوقت با اینها مقایسه میکنید. یعنی اول باید احراز مبنا شود، آنوقت انسان منطبق کند که آیا این صحیح است یا نه.
تلمیذ: نظر ایشان لازم است. منبابمثال مواردی در مشاهداتش هست که مثلاً اگر نور کوکب دید یا اگر نور شمس دید یا اجرام سماوی یا اجرام ارضی را دید، علامت این مطلب است. اینها مطالبی نیست که انسان بتواند با مبنا بهدست بیاورد. او نظر میدهد و ایشان هم این را نقل میکنند و رد میشوند و هیچ نمیفرمایند که نسبت به افراد درست یا غلط است.
استاد: همین بحثی که اشاره میفرمایید، دقیقاً در راستای مباحث اطلاق است. اگر در جای دیگر معترض این قضیه نشدهاند و ما از جای دیگر مبنا را بهدست نیاوردیم، صِرف نقل این قضیه در اینجا بدون تعرّض به اشکال، القاء در مهلکه است. پس معلوم میشود این مورد نظر است. یعنی اگر خلاف باشد و در جای دیگر بیان نکرده باشند، این خود قرینه میشود بر اینکه این باید مورد نظر باشد.

