اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان بعضی از نکات در بابا اجتهاد و همین‌طور اهمیت تاریخ و مطالعه کتب اهل سنت

جلسه ۶

0
فقه
فقه

خارج از درس

بیان بعضی از نکات در بابا اجتهاد و همین‌طور اهمیت تاریخ و مطالعه کتب اهل سنت

4
  • استاد: واقعیتش را بخواهید غیر از ضروریات بله! واقعیتش این است.

  • تلمیذ: یعنی آیا حضرت‌عالی انسدادی هستید؟!

  • استاد: واقعیتش این است که غیر از ضروریات بله! البته ما مکلّف به همین ظواهر هستیم.

  • تلمیذ: این چطور جمع می‌شود؟! این مسئله‌ای است که برای خود بنده هم مطرح است، حالا شاید خودمان هم بخواهیم برای مردم مطرح کنیم، خودش اشکال ایجاد می‌کند! ظاهراً از حضرت آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ نقل است که انسان در فتوا باید از جانب حق و از سرّ الله اخذ کند. آن روایتی که در مصباح ‌الشریعه هست1 و از یک طرف هم می‌فرمایید که ما محکوم به ظواهر هستیم، بعد هم روایاتی داریم که «للمخطئ أجرٌ و للمصیبِ أجران»2 و یا سیرۀ ائمۀ اطهار علیهم‌السّلام برای توجیه کردن افراد برای مقام افتاء؛ این‌دو چگونه جمع می‌شوند؟

  • استاد: یک مسئلۀ اجتهاد داریم و یک مسئلۀ افتاء. اینکه شما می‌فرمایید، در مقام افتاء صحیح است؛ یعنی مجتهدی که خودش را در معرض افتاء قرار می‌دهد، باید مصداق برای روایت مصباح ‌الشریعه باشد و لا شکَّ و لا شُبهةَ فیه. ولی یک‌وقت مجتهد خودش را در مقام افتاء قرار نمی‌دهد بلکه واقعاً طبق ادّله‌ای که استنباط می‌کند و عقل در اینجا حجّیت دارد و ملاکات برای جزم خود را همین ملاکاتی است که می‌بیند، لذا برای خودش حجّت است. اما اگر بخواهد برای دیگران بیان کند یعنی درواقع مسئول برای دین دیگران شود و مسئول برای رقبۀ دیگران شود، این یک مسئلۀ بالاتر از این را می‌طلبد.

  • تلمیذ: همین‌جا در سیرۀ ائمه علیهم‌السّلام می‌بینیم که مثلاً به یونس ‌بن عبدالرحمن می‌فرمایند که تو در مسجد بنشین و به مردم بگو! این مقام افتاء است، مقام اجتهاد صرف نیست!

  • استاد: شاید یونس قابلیت برای این کار را داشته است.

  • تلمیذ: یا مواردی بوده است که حضرت می‌فرمایند که من دوست دارم مثل شماها را ببینم که بنشینند و فتوا بدهند و مردم هم عمل کنند.

    1. مصباح الشّريعة، الباب السادس فی الفتیا، ص 16:
      «قال الصّادقُ علیه السّلام: لا یحِلُّ الفُتیا لِمَن لا یستَفتى مِنَ اللَهِ عَزّوَجَلَّ بِصَفآءِ سِرِّهِ، وَ إخلاصِ عَمَلِهِ وَ عَلانیتهِ، و بُرهانٍ مِن رَبِّهِ فِى كُلِّ حالٍ.» نور ملكوت قرآن، ج 2، ص 219:
      «حضرت صادق عليه‌السّلام گفتند: حلال نيست فتوا دادن، براى كسى كه خودش در هر حال از روى صفا و پاكى سرّش و از روى اخلاص در عملش و اخلاص در كارهاى آشكارش و از روى برهان و حجّتى از جانب پروردگارش، مسائل را از خدا نمى‌پرسد و از او استفتاء نمى‌نمايد.»
    2. صحيح مسلم، ج 3، ص 1342؛ الطرائف، ج ۱، ص ۱۹۲(با قدری اختلاف):
      «عَن عَمرِو بنِ الْعاصِ أَنَّهُ سَمِعَ رَسولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلیهِ و سَلَّمَ قالَ: ‌”إِذا حَكَمَ الحاكِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصابَ فَلَهُ أَجْرانِ، و إِذا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطأَ فَلَهُ أَجرٌ‌‌“