اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد

بررسی مبانی ثبوت کفر و تفکیک میان انکار و جحد

14٬329
فقه

بحث ارتداد و احکام مترتب بر آن از جمله مسائل مهم و چالش‌برانگیز در فقه اسلامی است که با مسئله آزادی تفکر نیز پیوند خورده است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی کیفیت تعابیر فقها درباره ارتداد و انکار ضروریات دین می‌پردازند. بحث از این نکته آغاز می‌شود که بسیاری از فتاوای فقهی درباره ارتداد مستند به روایات نیستند، بلکه برداشت‌های اجتهادی خود فقها از مجموع روایات به شمار می‌روند. در ادامه، تفاوت میان انکارِ ناشی از شبهه یا اجتهاد و جحدِ مبتنی بر عناد و استکبار تبیین می‌شود. استاد با استناد به مبانی اصولی و فقهی توضیح می‌دهند که صرف انکار یک حکم یا مسئله، بدون احراز عناد باطنی و قصد انکار شریعت، موجب ثبوت کفر و ارتداد نمی‌شود و مدارِ ثبوت کفر بر حصول علم و عناد قلبی است. در پایان نیز به نقد برخی احتیاطات ظاهرگرایانه و ضرورت فهم عمیق حقایق دین پرداخته می‌شود.

کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد

توضیحات:

بحث ارتداد و احکام مترتب بر آن از جمله مسائل مهم و چالش‌برانگیز در فقه اسلامی است که با مسئله آزادی تفکر نیز پیوند خورده است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی کیفیت تعابیر فقها درباره ارتداد و انکار ضروریات دین می‌پردازند. بحث از این نکته آغاز می‌شود که بسیاری از فتاوای فقهی درباره ارتداد مستند به روایات نیستند، بلکه برداشت‌های اجتهادی خود فقها از مجموع روایات به شمار می‌روند. در ادامه، تفاوت میان انکارِ ناشی از شبهه یا اجتهاد و جحدِ مبتنی بر عناد و استکبار تبیین می‌شود. استاد با استناد به مبانی اصولی و فقهی توضیح می‌دهند که صرف انکار یک حکم یا مسئله، بدون احراز عناد باطنی و قصد انکار شریعت، موجب ثبوت کفر و ارتداد نمی‌شود و مدارِ ثبوت کفر بر حصول علم و عناد قلبی است. در پایان نیز به نقد برخی احتیاطات ظاهرگرایانه و ضرورت فهم عمیق حقایق دین پرداخته می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد

15
  • خلاصۀ صحبت من در این جلسه این بود: علت اینکه ما تعابیر مختلفی از فقهاء راجع به مسئلۀ ارتداد، انکار ضروری، علم و امثال‌ذلک می‌بینیم، این‌طور نیست که اینها متن روایت یا مضمون روایات باشند بلکه تمام اینها توضیح و بیانی هستند که خود اینها از مجموعۀ روایات استفاده کرده‌اند. یعنی تعابیری که فقهاء آورده‌اند، من‌باب‌مثال شخصی گفته است که علم شرط در ثبوت ارتداد و کفر است یا شخصی گفته است که صرفاً انکار ضروری شرط است ولو اینکه عالم نباشد و صرف نشأت در دارالإسلام برای حکم به کفر کفایت می‌کند یا اینکه شخصی گفته است که باید مجمعٌ‌علیه باشد، شخصی گفته است ولو مجمعٌ‌علیه نباشد، ولو عندالمنکر یقینی باشد، یا شخصی مثل مرحوم صاحب جواهر ـ که کلامشان بسیار متین است ـ گفته است که اگر احتمال شبهه در او برود که به‌واسطۀ شبهه‌ای اعتقاد به‌خلاف پیدا کرده است، دراین‌صورت ثبوت کفر برای او نمی‌شود. تمام اینها محتوای ذهنی خود را نسبت به ثبوت ارتداد و کفر بیان کرده‌اند، نه‌اینکه مضمون روایات و احادیث و امثال‌ذلک باشد.

  • اینها دیده‌اند که روایات در جاهای مختلف و ادلّه در مواقف مختلفی آمده‌اند، من‌باب‌مثال در یک‌جا دیده‌اند که به حضرت گفته‌اند که دو نفر در مسجد کوفه «یُصلونَ إلی الوثن»، حضرت قبول نکردند و مثلاً یک شخص را فرستادند که تحقیق کند، تحقیق کرد و گفت: «بله صحیح است» مثلاً گفت: «أنَا رَأیتُهُما یُصلیان إلَی الصنم» بعد حضرت آن دو نفر را صدا زدند، وقتی که آمدند «أَنکَرَ علیهما وَ فَلَم یَقبَلا فأَمَرَ بقَتلهما» در اینجا دیگر نداریم که حضرت آنها را توبه دادند یا با آنها صحبت کردند و امثال‌ذلک بلکه حضرت فرمودند که دست بردارید! آنها دست برنداشتند و بعد حکم به قتل کردند.1 در اینجا یک شبهه پیش می‌آید که شاید واقعاً برای آنها از نظر اعتقادی مشکلی پیدا شده است، چرا حضرت بدون ارجاع به توبه و بدون صحبت، حکم به قتل کردند؟! لذا از اینجا استفاده کرده‌اند که صرفاً اگر شخصی تظاهر به کفر کرد «تَابا وَالاّ قُتلَ» مثلاً «اسْتَتْوَبَه والاّ قُتلَ»، دیگر نمی‌دانند در اینجا آن کاری که او کرده است، موقعیتی که او در این موقعیت آن کار را انجام داده است این بود که درمقابل او امام بود یعنی امام درقبال چنین شخصی قرار گرفته است و نیّت او را می‌داند و می‌خواند و حکم به قتل کرده است. فقهاء از این مطلب غفلت کرده‌اند! آن‌وقت با توجه به اینکه روایات در جهات مختلفی هستند، ما می‌بینیم که فتاوای مختلف داده‌اند ولی این فتاوا مضمون روایات نیستند، بلکه اینها محتوای ذهنی خود اینها است که از روایات استفاده کرده‌اند و در بعضی از موارد صحیح استفاده کرده‌اند و در بعضی موارد دچار اشتباه و خلط شده‌اند.

    1. . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب الإرتداد، باب 9، ص 556، ح 1:
      «عنِ الفُضیلِ بنِ یسارٍ عن أبِی عبدِ اللّهِ علیه السّلام أنّ رجُلینِ مِن المُسلِمِینَ کانا بِالکوفةِ فأتی رجُلٌ أمِیر المُؤمِنِین علیه السّلام فشهِدَ أنّهُ رَآهُما یصلِّیانِ لِلصّنمِ فقال لهُ: وَیحکَ لعلّهُ بعضُ مَن تَشَبَّه علیک. فأرسل رجُلًا فَنَظَرَ إِلیهِما و هُما یصلِّیانِ إِلی الصّنمِ فأتی بِهِما فقالَ لهُما: ارجِعا فأبیا فَخَدَّ لهُما فِی الأرضِ خَدّاً فأجَّجَ ناراً فطَرَحَهُما فِیهِ.»
/ 613