کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
4و الظاهِر أنَّ المُرادَ بِالضَّروريِ الذی يَكفُرُ مُنكِرُه: الذي ثبَتَ عندَه يقيناً كَونُه مِن الدّينِ ولَو كان بالبُرهانِ و لم يَكُن مجُمَعاً عليه إذ الظّاهرُ أنَّ دليلَ كُفرِه هو إنكارُ الشّريعةِ و إنكارُ صدقِ النّبيِ صلّى الله عليه و آله و سلّم مثَلاً في ذلك الأمرِ مع ثُبوتِه يَقيناً عِنده، فليسَ أنَّ كُلُّ مَن يُنكر مُجمعاً عليه، يَكفرُ.1
پس ضروریِ عند القائل و عند المنکر مطرح است، نه ضروری عند الناس و عند عامة المسلمین؛ این بسیار مطلب مهمی است!
تلمیذ: مثل تجری میشود.
استاد: بله، احسنت!
پس ایشان این مطلب را در اینجا بسیار خوب بیان کردهاند و بسیار کلام و عبارت متینی است. «ولو بالبرهان»؛ یعنی ولو اینکه این ضروری، بالبرهان باشد یعنی این یقین و علم از مسائل نظری و برهانی و اعتقادی باشد، نه از مسائل فقهی که با غیر نظر با روایات و... استدلال میشود و بیان میشود. «و لم يَكُن مُجمعاً عليه» اگرچه مجمعٌعلیه هم نباشد. «و لم يَكُن مُجمعاً عليه، إذ الظاهرُ أنّ دليلَ كفرِه هو إنكارُ الشريعةِ و إنكارُ صدقِ النّبي صلّى الله عليه و آله و سلّم» ظاهر این است که بهواسطۀ انکار ضروری، انکار شریعت پیدا شود، یعنی انکار این مسئله، مستلزم انکار شریعت باشد؛ والاّ اگر انکار مسئلهای مستلزم انکار شریعت نباشد، منبابمثال شخصی بگوید: «من نمیتوانم این مسئله را از اسلام بدانم» یعنی عقل و فکر و ادراک من نمیتواند این مسئله را از اسلام بداند، ـ انکار اسلام نمیکند، پیغمبر را هم قبول دارد و صلاة اللیل را هم از ما بهتر میخواند، و از ما هم بیشتر تعبّد به مستحبات و آداب دارد، اعتقادش به رسالت، نبوت، ولایت و وصایت حتی از ما بهتر است ولی درعینحال عقل و فهم او میگوید که نمیتوانم این مسئله را از اسلام بدانم ـ این شخص انکار اسلام نکرده است.
تلمیذ: این مسئله خیلی مشکل میشود چون ما کاشف نداریم برای اینکه آیا واقعاً قصدش، قصد انکار است یا... ؟
- . مجمع الفائدة، ج 3، ص 199.

