عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری (1)
4درقبال این قول، قول دیگری هست که انکار حکم ضروری مستلزم انکار نبی باشد. آنوقت در اینجا این سؤال مطرح است که در چه موقع انکار حکم ضروری مستلزم انکار نبی است؟ آیا در اینجا به اطلاق انکار ضروری تمسک میکنیم؟ یعنی یکی از موارد اطلاق همین است که اگر یک فرد انکار ضروری کرد و بهحسب عادی این انکار مستلزم انکار پیغمبر و نبوت هست آیا در اینجا ما حکم به کفر میکنیم؟! این مسئله باید روشن شود.
مرحوم صاحب جواهر در ضمن بیان این مطلب، مطالبی را طرح کردهاند که میتواند به حلّ این مسئله کمک کند. منبابمثال ایشان فرمودهاند که بناءعلیٰهذا اگر انسان بداند که این شخص بهواسطۀ شبههای انکار ضروری کرده است، این استلزام انکار نبی نیست، چون نفس شبهه قرینۀ مقیّده است بر اینکه این کلام از روی عناد سر نزده و تحقق پیدا نکرده است و مستلزم انکار نبی نیست. حالا یا اینکه انسان احتمال شبهه بدهد یا اینکه فرد اصلاً جاهل باشد وَ لَم یَنشأ فی دار الإسلام،1 تمام اینها مواردی است که استلزام بین این دو مطلب را برمیدارد.
تلمیذ: پس در اینصورت خیلی از قضایای تاریخی از دایرۀ کفر و ارتداد خارج میشوند مثل همین لشکریانی که در مقابل امام حسین علیهالسّلام ایستادند. سی هزار نفر که واقعاً از روی عناد به جنگ با امام حسین نیامدند یا لشکریانی که در مقابل امیرالمؤمنین علیهالسّلام ایستادند غیر از سردمدارانشان یا در جنگ صفّین و نهروان، در همۀ این موارد نمیتوانیم چنین حکمی صادر کنیم.
استاد: حالا راجع به افرادی که در مقابل امام حسین علیهالسلام ایستادند، اوّلاً نمیتوانیم چنین احتمالی را که شما دادهاید بدهیم، بهجهت اینکه تمام اینها افرادی بودند که در کوفه بودند و به مسائل و قضایا مطلع بودند و فساد دستگاه خلافت اُموی را دیده بودند؛ از پشت کوههای قفقاز که به جنگ امام حسین نیامده بودند! بهقول حضرت زینب و سجاد عیهماالسلام که میفرمودند: «انگار ما اُسرای ترک و دیلم هستیم!»2 اسرای ترک و دیلم اسرایی هستند که علیه خلیفه قیام کنند درحالیکه اصلاً نمیدانند خلیفه میمون دارد، قِرَد دارد یا ندارد، شارب خمر است و امثالذلک، هیچ نمیدانند! اما اینهایی که در کوفه هستند ظلم و جنایات ابنزیاد، خلفاء، حاکمان و اُمرای منصوب از طرف اینها را دیدهاند و از آنطرف مقام و مناعت امام حسین علیهالسلام را هم ادراک کردهاند و از یک طرف پیک و رسول امام حسین برای کوفه آمده است، نامههایی که اینها برای حضرت نوشتند، تمام محاجّه و احتجاجاتی که در روز عاشورا و قبل از روز عاشورا حضرت برای آنها کردهاند، اگر الاغ هم بود روز عاشورا میفهمید که حق کدام طرف است و باطل کدام طرف است! این که دیگر جای شبهه ندارد!
- . جواهر الکلام، ج 6، ص 46.
- . كامل الزيارات، ج ۱، الباب الثالث عشر، ص ۲61:
«حَدّثنِی قُدامةُ بنُ زائِدة عن أبِیهِ قالَ قال علِی بنُ الحُسینِ علیهِماالسّلامُ: ”... كیفَ لا أجزَعُ و أهلَعُ و قد أرىٰ سیدِی و إِخوَتی و عُمُومَتی و وُلدَ عَمِّی و أهلی مُصرَعِین بِدِمائِهِم مُرَمّلِینَ بِالعراءِ مُسلَّبِینَ لا یكَفّنُونَ و لا یوارَونَ و لا یعَرِّجُ علیهِم أحدٌ و لا یقرَبُهُم بَشَرٌ كأنّهُم أهلُ بیتٍ مِن الدّیلمِ و الخزرِ“.»

