اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری (2)

جلسه ۹

0
فقه
فقه

فصل چهارم: مقام اثبات و مقام ثبوت احراز ارتداد

عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری (2)

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • اقوال مختلف فقهاء در باب انکار ضروری

  • در جلسات گذشته صحبت در این بود که فقهاء در باب انکار ضروری عبارات مختلفی را نقل کرده‌اند؛ بعضی از آنها انکار ضروری را در صورتی موجب ارتداد و کفر می‌دانند که منکر، عالم به ضروری بودن آن باشد؛ بعضی از فقهاء انکار ضروری را به‌نحو اطلاق موجب کفر و ارتداد می‌دانند سواءٌ اینکه منکر، عالم باشد یا عالم نباشد؛ بعضی از فقهاء انکار ضروری را در صورتی موجب کفر و ارتداد می‌دانند که نشو و رشد منکر در دارالإسلام باشد والاّ موجب ارتداد نخواهد بود؛ بعضی‌ها هم مثل صاحب مجمع البرهان به انکار ضروری اکتفا نکرده‌اند بلکه انکار ولو غیر ضروریٍّ حُکمًا منَ الاحکام ‌أو إعتقادًا مِنَ الإعتقادیّات عن عمدٍ و عالمًا را موجب کفر و ارتداد می‌دانند.1

  • علت اختلاف السنۀ فقهاء در باب ارتداد

  • السنۀ فقهاء در باب ارتداد مختلف است و این اختلاف از دو دلیل و دو جهت ناشی می‌شود:

  • جهت اوّل: اختلاف لسان روایات است که به‌طور مختلف بیان شده است و در بعضی از روایات صرف انکار واجبی از واجبات یا حلالی از محلّلات یا حرامی از محرّمات را موجب کفر می‌داند و در بعضی از روایات جحد آمده است که انکار عَن علمٍ است. در بعضی از روایات مسئله به مقام علم شخص منکر تعلق گرفته است.

  • جهت دوم: احکام و ادلّه‌ای که رافع حکم ناسی و خاطی و جاهل است و عدم العلم را هیچ موجب برای تعاقب جزاء یا تعاقب حقوق کیفری نسبت به شخص جاهل نمی‌داند. با توجه به این دو مسئله، اختلاف تعابیر فقهاء در اینجا پیدا شده است.

  • عرض شد که مرحوم صاحب جواهر برای منکر ضروری درصورتی‌که مستلزم انکار نبی باشد، قائل به ارتداد شده‌اند.2 البته همان‌طور که ما در روایات خوانده‌ایم و مطالعه کرده‌ایم استلزامِ انکار نبی نیست و این استلزامِ انکار نبی عبارت مستحدثه‌ای در لسان فقهاء است که ظاهراً حاکی از مقام جحد و انکار است. این عبارت در روایات وجود ندارد و این معنا کأنّ در میان فقهاء یک امر ارتکازی بوده است که شخصی که منکر یک ضروری شود، صرف انکار ضروری یا حکمی از احکام [مرتد می‌شود] درحالی‌که فقط انکار حکم است. اما ما باید ببینیم که این انکار در چه محدوده‌ای می‌تواند قیام کند و موجب اثر شرعی باشد. اگر شخصی واقعاً قائل به رسالت پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و توحید و بعث و امثال‌ذلک باشد ولی حکمی از احکام را اعتقاداً قبول نداشته باشد، ما چه دلیلی می‌توانیم بر کفر و ارتداد او داشته باشیم؟!

    1. مجمع الفائدة، ج 3، ص 199:
      «و الظاهرُ أنّ المرادَ بالضروری الّذی یكفُرُ منكِرُه الذی ثَبَتَ عندَه یقینًا كونه مِن الدّین ولو كان بالبرهانِ و لم یكن مُجمعًا علیه
    2. . جواهر الکلام، ج 6، ص 46.