علت عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری
9وقتی که صحیح و سالم هستید و شراب هم هست، شما تحت ملاک حرمت واقع شدهاید، چون الآن در اینجا احتیاجی به این ندارید و برای شما که الآن صحیح و سالم هستید، این حرام است.
اگر مریض شدید و طبیب برای صحت شما شرب خمر را تجویز کرد، الآن شما تحت این ملاک قرار میگیرید. این ملاک را چه کسی گفته است؟! همین رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم گفته است، ولی رسول خدا نفرمود که امروز برای شما حلال است بلکه ایشان بهعنوان ملاک کلی مطرح کردهاند که حفظ نفس واجب است و از آنطرف شرب خمر هم حرام است، شما تحت هر کدام از این دو ملاک قرار گرفتید باید عمل کنید. اگر منظورشان این است، دراینصورت دیگر زمان و مکان دخالت ندارد.
تلمیذ: زمان و مکان ظرف تحقق میشود.
استاد: فقط ظرف تحقق است و غیر از این نیست!
تلمیذ: از اینها نقل شده است که شما موسیقی را که در رادیو گوش میدهید اگر موج را یک سانت آنطرفتر بگردانید و همین موسیقی را از عربستان گوش بدهید حرام است!
استاد: این دیگر از همین چرتوپرتهایی است که اینها نقل میکنند!
تلمیذ: یعنی اینها همین را میخواهند بگویند که مکان مؤثر است، زمان در حکم مؤثر است و این حرفشان خیلی در این موضوع صراحت دارد.
استاد: بله، یعنی همین مطلبی است که ایشان میگویند که اصلاً خود مکان جعل ملاک میکند! درحالیکه جعل ملاک نمیکند بلکه کشف میکند.
تلمیذ: اینجا به حکومت برمیگردد یعنی آن حکومت چیزی را مقدّر میکند.
استاد: حکومت که نمیتواند، حکومت فقط جنبۀ کاشفیت دارد، جنبۀ جاعلیت ندارد. یعنی حکومت پیغمبر، حکومت ائمه، حکومت غیر اینها، هیچ حکومتی جنبۀ جاعلیت ندارد بلکه فقط جنبۀ کاشفیت دارد؛ الاّ اینکه این جنبۀ کاشفیت بهدست من نیست بلکه بهدست حاکم است. منبابمثال حاکم هیچوقت نمیتواند بگوید که زن خود را طلاق بده، بنده میخواهم او را بگیرم! میگویم که بیخود میخواهی بگیری! زن خودم برای خودم است ولی جنبۀ جاعلیت اینطور نیست که حاکم بتواند و قدرت داشته باشد که حکمی را مِن تِلقاءِ نَفْسِه بر موضوعی بار کند. یعنی اگر هم میگوییم: حاکم اختیار جعل دارد، حتی این هم جنبۀ کاشفیت دارد، چون حاکم مصلحت میبیند که الآن در این زمان باید این حکم بر این اساس در جامعه جریان پیدا کند، بر این اساس جعل میکند؛ والاّ حاکم غلط میکند که جعل کند! حاکم چهکاره است که جعل کند؟! حتی امام هم نمیتواند جعل کند! کلمات امام هم فقط جنبۀ حکایت دارند، [کلمات] پیغمبر هم جنبۀ حکایت دارند ولی صحبت در این است که شارع این مسئولیت و اختیار را به یَد رسول قرار میدهد، نه به ید ابوبکر! این اختیار را به ید امام صادق علیهالسّلام قرار میدهد، نه به یَد ابوحنیفه! در حکومت هم همینطور است. اینطور نیست که اختیار جعل حکم مِن تِلقاءِ نَفْسِه باشد که روی تخت بنشیند و پای خود را هم روی پای دیگر بیندازد و همینطور جعل کند! نهخیر! لذا در جعل حکمی که میکند مسئول است! یعنی باید از حاکم سؤال کرد که شما چرا و به چه دلیل این را جعل کردهاید؟!

