علت عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری
12لزوم شورایی بودن احکام و واحد بودن حاکم در حکومت اسلامی
تلمیذ: پس دراینصورت آیا شما قائل به شورایی بودن هستید؟
استاد: بله. البته حاکم باید واحد باشد ولی تمام احکامش باید شورایی باشد.
تلمیذ: آیا این بهخاطر عدم کمال حاکم است؟
استاد: بله، بهخاطر همین است. اگر ما حاکمی مانند سید بحرالعلوم ـ رضوان الله تعالی علیه ـ داشتیم دیگر حکمش فرق میکرد.
تلمیذ: فرمایشی که نسبت به حضرت سلمان داشتید که قول ایشان ـ انسانی که در وادی عرفان قرار میگیرد ـ از قول معصوم کاشفیت میکند، آیا همه این را قبول دارند؟
استاد: بله.
تلمیذ: این که فرمودید چیز جدیدی است. یعنی آیا حضرتعالی منظور خاصی داشتید؟!
استاد: بله، ما میخواستیم این را در بحث کلاسیک بیاوریم. والاّ اگر بخواهیم همینطور بگوییم، میشود مثل حرفهای محییالدّین که در فتوحات است که اینها به او فحش میدهند! بعد اینجا هم جای [مناسب] آن [بحث] نیست.
تلمیذ: اخیراً با یکی از آقایان بحثی داشتم و میگفت که ما الآن هم نیازمند به وحی هستیم تا اینکه بتوانیم مسائل را تشخیص دهیم. این اصطلاح «وحی مستمر» مستند به [اعتقاد] مسیحیت است، من بهدنبال آن بودم که ببینم چه حرفهایی زدهاند؟ میگویند که الآن هم ما نیازمند افرادی هستیم، ـ غیر از معصوم ـ افراد عادی که به همان ملاکات برسند. گفتم که چه گفتهاند؟! گفت که من فقط اسلام شما را دیدهام اما اینکه مرادشان چه است [نمیدانم]. بنابراین این مطلب خودش مؤیّد این است که در جهان شروع شده است، در مسیحیت هم ... .
نظر مستشرقین راجع به دین
استاد: البته اخیراً یعنی حدود بیست یا سی سال پیش به اینطرف، مطلبی مطرح شده و زیاد شده است؛ مخصوصاً این حرف را همین مستشرقین و بهخصوص هانری کُربن و امثالهم مطرح کردهاند که دین بدون ارتباط به غیب معنا ندارد و تنها دینی که در دنیا خود را مرتبط میداند، تشیّع است. حتی اهل تسنّن هم خود را جدا میدانند. این علامت حیات دین است؛ یعنی مثل خانهای میباشد که تا وقتی صاحبخانه بالای سر آن است، این خانه زنده است و وقتی که صاحبخانه میرود دیگر گردوغبار میآید تا اینکه کمکم ازبین میرود.

