اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مروری بر روایات مختلف در تحقق کفر و ارتداد و بررسی آنها

جلسه ۱۱

0
فقه
فقه

مروری بر روایات مختلف در تحقق کفر و ارتداد و بررسی آنها

4
  • قسمت اول حکایت از این مسئله می‌کند.

  • شاهد بر این قضیه که مرحوم حلی بیان می‌کند، خبر أبی‌الصَّباح الکنانی عن أبی‌جعفر علیه‌‌السّلام است که قال:

  • قِيل لِأمِيرِالمُؤمِنِين عليهِ‌السّلامُ: «مَن شَهِدَ أن لا إِله إِلاّ اللّهُ و أنّ مُحمّداً رسُولُ اللّهِ صلّى اللّهُ عليهِ و آلِهِ و سلّم كان مُؤمِناً؟» قالَ: «فأين فرائِضُ اللّهِ؟!» قال و سمِعتُهُ يقُولُ كان علِيٌّ عليهِ السّلامُ يقُولُ: «لو كانَ الإِيمانُ كلامًا لم يَنْزِلْ فِيهِ صومٌ و لا صلاةٌ و لا حلالٌ و لا حرامٌ.»1

  • این روایت حکایت از این مطلب دارد که شهادت به لا إله إلا الله و رسالت پیغمبر کفایت نمی‌کند بلکه اعتقاد و عمل به فرائض باید در اینجا لحاظ شود. اگر شخص شهادت به توحید و رسالت دهد این شهادت مادامی که عامل به فرائض نباشد او را به اسلام داخل نمی‌کند. عمل به فرائض او را داخل در اسلام می‌کند لذا می‌فرماید: «مَن شَهِدَ أن لا إِله إِلاّ اللّهُ و أنّ مُحمّداً رسُولُ اللّهِ صلّى اللّهُ عليهِ و آله و سلّم كان مُؤمِناً؟ قالَ: فأين فرائِضُ اللّهِ» فرائض خدا کجا رفته؟! فرائض خدا کجاست؟!

  • بنابراین کلامی که مرحوم حلی می‌فرماید، فی‌حدّنفسه جای دقت و تأمل دارد بر اینکه کسی که عامل به مبانی یک دین نباشد و به مبانی و اصول موضوعه و مفروضۀ یک دین اعتقاد نداشته باشد، از نظر عرفی متصّف به آن عنوان و وصف نیست و خارج از حدّ اتصاف است؛ حالا فرقی نمی‌کند که عالماً عامداً این کار را انجام دهد یا جاهلاً انجام دهد.

  • من‌باب‌مثال الآن این میوه با این خصوصیات دارای این اسم است، آن میوه با آن خصوصیات دارای یک اسم دیگر است؛ حالا من معتقد باشم که این میوه این اسم را دارد یا معتقد نباشم این مسئله‌ای تکوینی است که هر شیئی خصوصیاتی دارد. شخصی که متصّف به یک دین است فرقی نمی‌کند که عَن صدقٍ این دین را قبول کرده و متدین شده است یا عَن غیرِ صدقٍ، عَن علمٍ متدین شده است یا عَن غیرِ علمٍ. اگر داخل در مسیحیت شده باشد به او می‌گویند: «مسیحی» و اگر داخل در اسلام شده باشد به او می‌گویند: «مسلمان» و اگر داخل در اسلام شده باشد اما احکام اسلام را قبول نداشته باشد، صدق اسم اسلام بر او صحت سلب دارد. اگر داخل در مسیحیت شده باشد و مؤدّب به آداب مسیحیت نباشد، اسم مسیحی بر او صحت سلب دارد. پس این یک مسئلۀ عقلی و عرفی است. از این نقطه‌نظر درست است.

    1. . الکافي، ج ۲، كتاب الإیمان و الكفر، ص ۳۳، ح 2:
      «عن أبِی‌الصّبّاحِ الكِنانِی عن أبِی‌جعفرٍ علیهِ‌السّلامُ قال: قِیل لِأمِیرِالمُؤمِنِین علیهِ‌السّلامُ مَن شَهِدَ أن لا إِله إِلاّ اللّهُ و أنّ مُحمّداً رسُولُ اللّهِ صلّى اللّهُ علیهِ و آله و سلّم كان مُؤمِناً؟ قالَ: ‌”فأین فرائِضُ اللّهِ؟!‌‌“ قال و سمِعتُهُ یقُولُ كان علِی علیهِ السّلامُ یقُولُ: ‌”لو كانَ الإِیمانُ كلامًا لم ینْزِلْ فِیهِ صومٌ و لا صلاةٌ و لا حلالٌ و لا حرامٌ‌‌“ قالَ و قُلتُ لِأبِی‌جعفرٍ علیهِ‌السّلامُ: إِنّ عِندنا قومًا یقُولُونَ: ‌”إِذا شهِدَ أن لا إِله إِلاّ اللّهُ و أنّ مُحمّداً رسُولُ اللّهِ صلّى اللّهُ علیهِ و آله و سلّم فهُو مُؤمِنٌ؟‌‌“ قال: ‌”فلِمَ یضربُونَ الحُدُودَ و لِم تُقطعُ أیدِیهِم و ما خَلَقَ اللّهُ عزّوجلّ خَلْقًا أكْرَمَ على اللّهِ عزّوجلّ مِن المُؤمِنِ لِأنَّ الملائِكةَ خُدّامُ المُؤمِنِینَ و أنَّ جِوارَ اللّهِ لِلمُؤمِنِینَ و أنَّ الجنّةَ لِلمُؤمِنِین و أنّ الحُورَ العِینَ لِلمُؤمِنِین ثُمَّ قالَ: فما بالُ مَن جَحَدَ الفرائِضَ كان كافِرًا‌‌“