دخالت عقل و علم در ترتّب احکام
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
منحیثالمجموع روایاتی را که در باب ارتداد بود و همچنین احکامی را که مترتّب بر ارتداد از قبیل قتل، حبس، افتراق زوجیت و تقسیم اموال بین ورّاث بود بیان کردیم.
روایات مختلفی در این باب داریم که بعضی از آنها در نظرۀ اولیه موجب تضاد در بین معانی و مدالیل میشوند که مطالبی دربارۀ اینها عرض شد.
وجود معنای وسیعی از شرک، کفر و ارتداد در روایات
ما در بحث روایات بهمعنای وسیعی از شرک و کفر و ارتداد میرسیم که آن معنا در بسیاری از افراد متحقق است و قطعاً منظور از ارتداد این معنای وسیع نیست بلکه معنای خاصی است که آن معنای خاص موجب ترتّب این احکام است و با توجه به موارد و مصادیق مختلفی که در بحث ارتداد هست، اینطور بهنظر رسید که دستهبندی روایات را به وقت دیگری موکول کنیم؛ اگرچه روایات را یک دستهبندی اجمالی کردیم.
منبابمثال در بعضی از روایات به مُجبره1 یا به افراد مفوّضه2 حکم کفر داده شده است یا اینکه حکم کفر و شرک به تدیّن به یک مسئلۀ خلاف داده است ولو اینکه آن مسئله از ضروریات نباشد و یا اینکه در بعضی از این روایات به منکر ضروری مرتد گفته شده است. البته در لسان روایات اصطلاح ضروری بیان نشده است، به آن فرائض حتی جهت شرک و کفر را ندادهاند؛ در بعضی از آنها غلات را کافر و مشرک و موجب اعدام آوردهاند. کیفیت عمل امیرالمؤمنین علیهالسّلام با غلات برای ما موجب یک نظر در این احکام و روایات است. درقبال آن میبینیم که مواردی هستند که ترتّب این عواقب و احکام در آنها نشده است. تمام مسائل مختلفی که در اینجا وجود دارند، معلول عدم توجه کافی به مسئلۀ ارتداد و حقیقت ارتداد میباشند و منشأ اختلافی که در عبارات و کلمات فقهاء مشاهده میشود این است که آنطور که باید و شاید به این مسئله نپرداختهاند یا اینکه ممکن است بعضی از ادلّه و نظرات از دید آنها مخفی باشند؛ همانطور که شاید از دید ما هم مخفی باشند. خلاصه کُلّنا نَدَّعی وَصلاً لِلَیلیٰ. ما نمیتوانیم مدّعی باشیم بر اینکه همۀ موارد را استقصاء کردهایم و هر کسی برطبق نظر و فحصی که دارد، طبعاً به همان مقدار مکلّف است.
- . لغتنامه دهخدا: «مجبره معتقد بودند که انسان در همۀ اعمال خود مجبور است و خداوند اعمال او را همچنان مقدر کرد که برگ را میریزد و آب را جاری میکند. هر فعل و عملی مخلوق باری تعالی است و انتساب اعمال به مخلوق از راه مجاز است.»
- . لغتنامه دهخدا: «از فرق شیعه هستند که امور تکوینیۀ عالم و مسائل تشریعیه را به حضرت رسول یا به یکی از ائمه مفوض می دانستند. یا کسانی که در مقابل جبریه انسان را مختار نفس خود میشمردند و در این مورد معانی فاسدۀ تفویض به نفس، یعنی استقلال و استبداد و سلب قدرت از خداوند را در ملک خود اراده میکردند.»

