دخالت عقل و علم در ترتّب احکام
5بنابراین اگر صبیای نتوانست موقعیت خود را در برابر مولای حکیم احراز کند، یعنی آن مسئلۀ ثواب و عقاب و مصالح و مفاسدی را که مترتّب بر اتیان اوامر و کفّ نفس از نواهی است را اصلاً نفهمید، چگونه مولای حکیم میتواند امر و نهی را به او القاء کند؟! الآن این مسئله مطرح است که مثلاً دختر ده سالهای که بهدنبال عروسک میرود و میخواهد عروسک بخرد یا از پدرش پول میگیرد که پفک نمکی از سر کوچه بخرد، آیا این دختر ده ساله میتواند مصالح و مفاسد خود را ادراک کند؟! منبابمثال اگر پدرش هزار تومان به او بدهد، همۀ هزار تومان را پفک و بیسکویت میخرد و به خانه میآورد و همۀ آنها را میخورد. اگر در موقع خوردن هرچه به او بگویند که کبدت ازبین میرود، کلیهات ازبین میرود، معلوم نیست در اینها چیست، او فقط شیرینی و مزهاش را حساب میکند، چیز دیگر را احساس نمیکند، او که مصالح و مفاسد را نمیفهمد! لذا در همین موالیان عرفی اگر پدر به این دختر هزار تومان بدهد مردم پدر را مذمّت میکنند و میگویند که چرا به او هزار تومان دادهای؟! باید به او ده تومان بدهی، باید بهاندازۀ یک پفک یا یک بیسکویت به او پول بدهی! آنوقت این مولای عرفی مورد مذمّت مردم واقع میشود اما اوامر آن مولای حکیم که تعلّق اوامر و نواهی او بر مخاطب و ترتّب عقاب و ثواب بر این اوامر و نواهی که مشروط به هزار وادی تودرتو و هزار سرّ و هزار بطن و به هزار احتمال است، همینطور به یک بچۀ ده ساله تعلّق گرفته است؟!
مسخره بودن تعلّق تکلیف و عقاب بر دختر بچۀ دهساله
آیا این مسخره نیست؟! آیا ما میتوانیم بگوییم که یک بچۀ ده ساله متعلّق تکلیف است؟! این اصلاً امکان ندارد! چطور ممکن است که دختر ده سالهای که کارهایش در حدّ یک بچه است متعلّق تکلیف باشد؟! آن هم تکلیفی که عقاب بر آن بار شود! منبابمثال اگر یک دختر ده ساله صبح بیدار نشد که نماز صبح را بخواند و در همان موقع ازدنیا برود، آیا خدا او را عقاب میکند؟! عقاب ندارد! او اصلاً نمیفهمد نماز چیست! اگر هم نماز بخواند بهخاطر ترس میخواند، بهخاطر جایزهای میخواند که پدرش به او میدهد، بهخاطر تشویق و ترغیب و امثالذلک میخواند.

