دخالت عقل و علم در ترتّب احکام
6حَجَر اساسی و محور برای تکلیف
پس آن حَجَر اساسی و محور برای تکلیف، در وهلۀ اوّل مسئلۀ عقل است. مسئلۀ عقل یعنی آن کیفیت ارتباط انسان با مبدأ، احراز موقعیت انسان با آن مبدأ. این مطلب هم مطلب بسیار مهمی است!
غلبۀ احساسات بر قوای عاقله، علت عدم افناء و اعدام زن درصورت ارتداد
بر این اساس روایاتی که در مورد مرأة وجود دارند که ارتداد مرأة را موجب افناء و اعدام نمیدانند ولو اینکه این ارتداد، ارتداد فطری باشد، به همین مسئله برمیگردند. یعنی چون زن دارای غلبۀ احساسات بر قوای عاقلۀ است، از آن قوای عاقلهای که موقعیت او را در برابر تکلیف و مصالح و مفاسد احراز میکند، نمیتواند آنطور که باید و شاید وجدان کند؛ لذا گفتهاند که اگر زن مرتد شد نباید او را اعدام کرد بلکه باید او را در مضیقه و امثالذلک قرار داد تا اینکه برگردد، چون عقل ندارد. منظور از اینکه عقل ندارد این است که عقل او عقلی نیست که بتواند واقعاً موقعیت خود را بیابد. دیگر خودتان خیلی دیدهاید که زن تا با شوهرش دعوا میکند، به پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فحش میدهد! به پیغمبر چه مربوط است؟! تو با شوهرت دعوا کردهای؟! حالا مثلاً شوهرت آنطور که باید و شاید به تو محبّت نکرده، لطف نکرده است! آیا اینطور نیست؟! اگر مرد محبّت کافی کند، زن هم به پیغمبر فحش نمیدهد! همهچیز تقصیر شوهرها است!!
تلمیذ: پس در اینجا میتوانیم یک قاعدۀ دیگر هم استنباط کنیم و بگوییم که هرجا دیدیم که احساسات بر عقل غلبه دارد آنجا حکم افناء و اعدام نباشد؛ ولو اینکه مرد باشد مثلاً شخص مرد است ولی احساسات او شدید است پس حکم زنها را بر او بار کنیم؟!
استاد: بله، همین کار را میکنیم. شما میخواهی با پنج دقیقه کار تمام شود، صبر کنید! شُویَّ شُویَّ؛ یواشیواش تا اینکه حداقل چیزی بفهمیم! حالا إنشاءالله ما در این بحثی که راجع به عقل و علم و امثالذلک میکنیم مطلب خیلی دامنه دارد یعنی خیلی طول میکشد و عمدۀ کلام و محور برای بحث هم مسئلۀ علم و جهل و توان و تکلیف است و اگر توانستید از عهدۀ این مسئله در باب ارتداد برآیید، تمام اشکالاتی که الآن در باب آزادی اندیشه، فکر، حرّیّت فکر و امثالذلک میکنند که در اسلام نیست، همۀ اینها حل میشود و این مسئله است. البته با آن مبنایی که ما داریم بر اینکه فعل امام نمیتواند مبیّن نظر امام باشد الاّ اینکه انسان مبانی را احراز کند و خیلی از روایاتی که موجب شدهاند تا اینکه از فعل امام استفادۀ استنباط یک حکم شرعی را کردهاند، باید همۀ آنها هم مورد تجدیدنظر قرار بگیرند.

