دخالت عقل و علم در ترتّب احکام
9رشد عقلی، مسئلۀ اوّل در باب تکلیف
علم و جهل، ملاک برای تکلیف
بناءًعلیٰهذا مسئلۀ اوّل در باب تکلیف رشد عقلی است؛ اینکه عقل به یک مرحلۀ رشد واقعی برای این خصوصیات برسد و خداوند تکلیف را براساس علم و جهل قرار داده است، چون علم و جهل جدای از عقل نیستند، ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾1﴿قُلۡ فَلِلَّهِ ٱلۡحُجَّةُ ٱلۡبَٰلِغَةُ فَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾2 حدیث رفع3 و امثالذلک میتوانند از ادّلهای باشند که إنشاءالله باید اینها را در جلسات آینده مورد دقت قرار دهیم.
تلمیذ: بالأخره جای سؤال برای کفار هست که از ما بپرسند چرا اسلام روی عقیدۀ اینها دست گذاشته است؟! محکم پایهگذاری کرده است که اگر عقیده نداشتی باید اعدام شوی! چرا؟!
استاد: عرض کردم که شما میخواهید با پنج دقیقه کار را تمام کنید! این مسائل برای بعد است که جهاد برای چیست، ﴿لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِ﴾4 چه معنا دارد، اگر کسی کافر بود، آیا اسلام به او احترام میگذارد یا نمیگذارد، وظیفۀ اسلام چیست، مقتضای لطف چیست. چندماهه به دنیا آمدهاید؟!
تلمیذ: مردم یک خصوصیت و مصلحتی را ادراک میکنند که امام برای چه اینطور فرموده است.
استاد: بله، این شخص هم میفهمد دیگر.
تلمیذ: از جهتی الآن نمیتواند عمل کند چون آن مصلحت خلاف میشود.
استاد: نه، وقتی که احساس کند، میبیند که شاید آن خصوصیت راجع به او نیست بلکه راجع به عامۀ مردم است؛ مثل حلّیت شرب خمر میباشد تا قبل از اینکه حکم آن را بدهند.
اللهم صلّ علیٰ محمد و آل محمد
- . سوره بقره (2) آیه 286. رساله بدیعه، ص 31:
«خداوند جز به قدر ظرفیت و استطاعت افراد تکلیف نمینماید.» - . سوره انعام (6) آیه 149.
- . الخصال، ج ۲، باب التسعة، رفع عن هذه الأمة تسعة أشیاء، ص 4۱۷، ح 9؛ وسائل الشیعة، ج ۱1، أبوابُ جِهادِ النَّفسِ و ما ینَاسِبُه، باب 56، ص 295، ح 1:
«عَن حَرِیز بن عبداللّه عَن أبیعبداللّه علیهالسّلام قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: ”رُفِع عن أمَّتی تِسعَةُ أشیاءَ: الخَطأُ و النّسیانُ و ما أُکرِهوا علیه و ما لا یَعلَمون و ما لا یُطیقُون و ما أُضطُرّوا إلیه و الحسدُ و الطَّیرةُ و التّفکرُ فی الوَسوسةِ فی الخلقِ ما لم یَنطِقْ بِشَفَةٍ“.» - . سوره بقره (2) آیه 256.
- . سوره بقره (2) آیه 286. رساله بدیعه، ص 31:

