
دخالت عقل و علم در ترتّب احکام
بررسی شرایط تکلیف و تاثیر رشد عقلی بر اجرای حدود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث اساسی فقهی یعنی نقش عقل و علم در ترتب احکام پرداختهاند. بحث از این نقطه آغاز میشود که عقل به عنوان حجر اساسی و شرط نخست تعلّق تکلیف الهی شناخته میشود و تکالیف دینی دائرمدار احراز مصالح و مفاسد توسط مخاطب مستعد است. در ادامه، با استناد به مبانی فقهی و روایی، تفاوت احکام میان افراد فاقد رشد عقلی کامل و سایرین تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که چگونه تبیین صحیح علم، جهل و توانایی مکلف در باب ارتداد، پاسخگوی بسیاری از پرسشها پیرامون آزادی فکر و اندیشه در اسلام است. در پایان نیز روشن میشود که شناخت دقیق این مبانی عقلی، گرهگشای فهم صحیح متون دینی و احکام مترتب بر آن خواهد بود.
دخالت عقل و علم در ترتّب احکام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث اساسی فقهی یعنی نقش عقل و علم در ترتب احکام پرداختهاند. بحث از این نقطه آغاز میشود که عقل به عنوان حجر اساسی و شرط نخست تعلّق تکلیف الهی شناخته میشود و تکالیف دینی دائرمدار احراز مصالح و مفاسد توسط مخاطب مستعد است. در ادامه، با استناد به مبانی فقهی و روایی، تفاوت احکام میان افراد فاقد رشد عقلی کامل و سایرین تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که چگونه تبیین صحیح علم، جهل و توانایی مکلف در باب ارتداد، پاسخگوی بسیاری از پرسشها پیرامون آزادی فکر و اندیشه در اسلام است. در پایان نیز روشن میشود که شناخت دقیق این مبانی عقلی، گرهگشای فهم صحیح متون دینی و احکام مترتب بر آن خواهد بود.
دخالت عقل و علم در ترتّب احکام
8حالا ما باید در اینجا ببینیم که چرا اسلام زن را از این قضیه جدا کرده است؟! حالا شما ضعف قوای دماغی او را حساب کنید، ضعف قوای جسمانی او را حساب کنید، غلبۀ احساسات را حساب کنید، فشار و ثقل و صعوبت کار در منزل را حساب کنید، حمل و اوضاع و طمث و ایام ضعف او را حساب کنید، به هر دلیل و جهتی شما این مطلب را مرتبط بدانید برگشتش به این است که زن با مرد در این قضیه فرق میکند.
البته ما اینها را حساب نمیکنیم بلکه ما میگوییم که اصلاً به عقل برمیگردد. برفرض هم که این مسائل دخیل باشند اینها موجب میشوند که عقل نتواند این مسائل را از مسائل موقعیت و خصوصیت و مصالح و مفاسد او جدا کند. منبابمثال شخصی با یک نفر دعوا دارد و بر سر برادر آن شخص بزند! برادر او با تو دعوا دارد، تو چرا او را میزنی؟! حالا اگر این کار را کرد معلوم میشود که این فرد مقداری عقلش کم است. میگوید که چون الآن صرف انتساب بین این برادر با این برادر هست اگر این شخص خطایی انجام داد چون دستم به او نمیرسد عقابش را متوجه برادرش میکنم! معلوم است که عقل او کم است و معلوم است که مخبّل1 است.
حالا منبابمثال زن هم که در محیط زندگی فشار بر او وارد میشود، کارش زیاد است یا ضعف پیدا میکند و یا به هر جهتی از جهات در اعتقادش تصرّف میکند و خدا را کنار میگذارد، پیغمبر را کنار میگذارد، همه چیز را کنار میگذارد، این قضیه به چه علتی است؟! بهخاطر ضعف عقل او است. او استعداد و قدرت برای امتیاز و افتراق بین دو خصوصیت را ندارد و قضیه را به چیز دیگر سرایت میدهد. به همین جهت اسلام این حکم را از او برداشته و گفته است که او را در مضیقه قرار دهند تا اینکه بهواسطۀ مضیقه دوباره به خود برگردد، موقعیت خودش را دوباره بازیابی کند، به او فرجه و فرصت داده میشود. حالا این توضیحات در مورد زن بود که البته بحثش میآید؛ یعنی خواهینخواهی جهاتی که در آن وجود دارد بعداً میآید، من فقط خواستم اشارهای کنم.
- . فرهنگ فارسی عمید: «دیوانه، فرومایه.»
