شرط تعلق حکم بر مکلف و مستحیل بودن حکم به ارتداد در صورت عدم عناد (1)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در جلسات قبل عرض شد که اساس تکلیف بر محوریّت عقل است. عقل بهمعنای قوّۀ ممیّزه و مشخّصۀ حق از باطل است. بر این اساس اگر فردی از نقطهنظر قوّۀ عاقله دچار ضعف باشد، از دایرۀ تکلیف خارج میشود یا کسی که ضعف او به حدّی است که نمیتواند آنطور که بایدوشاید مصالح و مفاسد خود را تمییز دهد، چنین شخصی هم از نقطهنظر تکلیف در محدودیتی قرار میگیرد.
علم و جهل دو مشخصه برای تعلّق و عدم تعلّق تکلیف
روی این حساب، علم و جهل دو مشخصه برای تعلّق و عدم تعلّق تکلیف میباشند؛ علم در مقام تنجّز و فعلیت تکلیف و جهل در مقام انشاء.
شرط تعلّق حکم بر مکلّف
جاهل در مقام انشاء مکلّف است، در مقام تنجّز تکلیف مکلّف نیست. و همانطور که برای تعلّق حکم بر موضوعی تحقّق آن موضوع شرط است، برای تعلّق حکم بر مکلّف موضوعیت علم او هم شرط خواهد بود.
در این باب آیاتی از قرآن کریم هست که دلالت بر مطلوب دارند.
معنای وسع در آیۀ شریفۀ ﴿لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلاّ وُسْعَهَا﴾
یکی از آن آیات ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ 1یا ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾2 « وُسع» در اینجا فقط بهمعنای قدرت ظاهر نیست بلکه معنای عام و شمولی نسبت به قدرت ظاهری و نسبت به مدرکات عقلی و مدرکات علمی برای تعلّق تکلیف دارد. ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ یعنی تکلیف براساس مقدار معرفت و قدرت بر حکم تعلّق میگیرد یا بر مقدار قدرت و توان ظاهری برای انسان پیدا میشود.
روی این اصل، آن مطلبی که ما عرض کردیم که موضوع برای تکلیف، اوّل: عقل و علم به احکام و دوم: قدرت بدنی و قدرت ظاهری است، در این آیه جای خود را پیدا میکند. ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ یعنی هر تکلیفی که به هر نفسی تعلّق بگیرد به میزان و مقدار وسعت او است. اوّل: وسعت عقلانی و مقدار سعۀ عقلانی و علمی که دارد دوم: بهمقدار ظرفیت و توان و قدرت جسمانی که دارد. البته ما خیلی روی این آیه بحث نمیکنیم، فقط همینطور بهنحو اجمال میگوییم چون مطلب زیاد است. فقط از باب اینکه این ادّله، ادلّهای هستند که تعلّق و عدم تعلّق تکلیف را نسبت به مورد برای ما بیان میکنند.
- . سوره بقره (2) آیه 286.
- . سوره طلاق (65) آیه 7. معادشناسی، ج 3، ص 56:
«خداوند به صاحب نفسى تكليف ننموده است مگر به مقدارى كه از قدرت و توان به او عنايت نموده است.»

