شرط تعلق حکم بر مکلف و مستحیل بودن حکم به ارتداد در صورت عدم عناد (1)
9وقتی که این شخص قضیه را برای افراد شرح داده بود، آنها گفته بودند که این زن از تو جدا است و احتیاج به طلاق هم ندارد. اتفاقاً این جوان قضیه را جلوی مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ بیان میکرد. البته ایشان صحبت نکردند، من گفتم: با این خصوصیاتی که این جوان الآن تعریف میکند اصلاً معلوم نیست که این زن نصرانی شده باشد بلکه ذهن و فکر این زن در یک محاصره قرار گرفته است بهنحویکه خوف بر او غلبه کرده است، لذا باید اجازه داد تا مقداری زمان بگذرد و جریانات عبور کند و خوف کمکم ازبین برود و آنوقت با او صحبت کرد. اما محکمه حکم به ترک و باطل شدن انتساب او کرد، انتساب به زوجیت را در ایران باطل کردند و گفتند که او هم ازدواج کند. ظاهراً او هم ازدواج کرد. چون شرایط مناسبی برای او نبود که دوباره کسی با او صحبت کند و مثلاً بگوید که چه اشکالی دارد که نصرانی باشی، کسی نگفت که مسلمان شوی، همان نصرانی که هستی باش، حالا بعضی از این احکام را خواستی قبول کن، بعضی از اینها را قبول نکن؟! آرامآرام بعد از مدت زمانی قضیه را برای او روشن کند، با توجه به اینکه او زن هم بوده است.
این فقرۀ از روایت هم از آن فقراتی است که میشود برای این مسئله مورد تأمل قرار بگیرد که اکراه فقط یک عمل خارجی مکرِه نیست که مثلاً یک فعل خارجی و جوارحی در اینجا مورد نظر باشد بلکه اگر یک شخص در یک اکراه اعتقادی قرار گرفت بهطوریکه اختیارات و اراده و جزم از او سلب شد مشمول حدیث رفع خواهد بود.
این حدیث هنوز جای بحث دارد که إنشاءالله جلسۀ آینده عرض میکنم.
سخت بودن اثبات ارتداد
تلمیذ: افرادی از مسلمانها که در کشورهای غربی زندگی میکنند و در آنها شک و شبههای ایجاد میشود، آیا مشمول این حدیث میشوند؟

