اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبدل عقیده و عدم تحقق ارتداد

نقش حدیث رفع و جهل قصوری در احکام ارتداد

14٬167
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی موضوع تبدل اعتقاد حق به عقیده مخالف و مسئله تحقق یا عدم تحقق ارتداد می‌پردازند. بحث از این نقطه آغاز می‌شود که احکام ارتداد به نفس ارتداد بازمی‌گردد و تغییر عقیده از روی جهل قصوری یا شبهه، موجب ارتداد نمی‌شود. در ادامه، استدلال به حدیث شریف رفع و فقرات «ما لا یعلمون» و «ما لا یطیقون» مطرح می‌شود تا اثبات شود جهل بدوی یا استمراری و همچنین شک در ضروریات دین، تکالیف و عقوبت‌های ارتداد را برمی‌دارد. در بخش پایانی، تفاوت میان اعتقاد از روی شبهه و عناد با دین تبیین شده و نتیجه گرفته می‌شود که تا زمانی که عناد و خروج آگاهانه از دین ثابت نشود، حکم ارتداد بر مکلف بار نخواهد شد.

تبدل عقیده و عدم تحقق ارتداد

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی موضوع تبدل اعتقاد حق به عقیده مخالف و مسئله تحقق یا عدم تحقق ارتداد می‌پردازند. بحث از این نقطه آغاز می‌شود که احکام ارتداد به نفس ارتداد بازمی‌گردد و تغییر عقیده از روی جهل قصوری یا شبهه، موجب ارتداد نمی‌شود. در ادامه، استدلال به حدیث شریف رفع و فقرات «ما لا یعلمون» و «ما لا یطیقون» مطرح می‌شود تا اثبات شود جهل بدوی یا استمراری و همچنین شک در ضروریات دین، تکالیف و عقوبت‌های ارتداد را برمی‌دارد. در بخش پایانی، تفاوت میان اعتقاد از روی شبهه و عناد با دین تبیین شده و نتیجه گرفته می‌شود که تا زمانی که عناد و خروج آگاهانه از دین ثابت نشود، حکم ارتداد بر مکلف بار نخواهد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبدل عقیده و عدم تحقق ارتداد

10
  • روایت دیگری در جلد اوّل کافی صفحۀ 43 داریم:

  • عن زُرارةَ بنِ أعينَ قال: سألتُ أباجعفرٍ عليهِ‌السّلامُ ما حَقُّ اللّهِ على العِبادِ؟ قالَ: «أن يَقُولُوا ما يَعلَمُون و يَقِفُوا عِند ما لا يَعلَمُون.»1

  • حقّ خدا بر عباد چیست؟ یعنی آن تکلیفی که برعهدۀ عباد است و به‌واسطۀ آن تکلیف حقّ خدا بر آنها تعلق می‌گیرد، «قالَ: أن يَقُولُوا ما يَعلَمُون و يَقِفُوا عِند ما لا يَعلَمُون» ، این «حَقُّ اللّهِ على العِبادِ» است.

  • این هم دلیل بر همین حدیث رفع است؛ یعنی آن مسئله‌ای را که می‌دانند بگویند. در «يَقِفُوا عِند ما لا يَعلَمُون» بحث خواهیم کرد که به مقام اثبات و اظهار برمی‌گردد یا پیش خود آنها که غیر از آن است.

  • بیان «حَقُّ اللّهِ على العِبادِ»

  • «أن يَقُولُوا ما يَعلَمُون؛ بگویند آنچه می‌دانند.» بنابراین ممکن است من‌باب‌مثال شخصی عقیده‌ای داشته باشد و آن عقیده را حق بداند و بعد هم عقیده‌اش برگردد و دوباره آن عقیده را بر حق بداند، پس حضرت این علم را در اینجا منجِّز برای قول و عدم العلم را برای عدم القول قرار داده است، این «حَقُّ اللّهِ على العِبادِ» است یعنی نباید آنچه می‌دانند مخفی کنند.

  • حرمت اخفاء علم

  • اخفاء در علم حرام است! و به‌واسطۀ این استفاده می‌کنیم که اگر شخصی علم به یک خلاف ضروری‌ای از ضروریات دین داشت، اگر واقعاً علم داشت و از روی ادلّه نسبت به این مسئله علم پیدا کرد و علم هم در اختیار انسان نیست، بنابراین می‌توانیم قائل شویم به اینکه این شخص مستثنیٰ است و جدای از این بحث ارتداد ما است.

  •  

  • اللهم صلّ علیٰ محمد و آل محمد

    1. . الکافي، ج ۱، كِتابُ فضلِ العِلمِ، بابُ النّهی عنِ القولِ بِغیرِ عِلمٍ، ص 4۳، ح 7.
/ 260