شرط تعلق حکم بر مکلف و مستحیل بودن حکم به ارتداد در صورت عدم عناد (2)
8معنای طاقت
طاقت یعنی توان و قدرت. «لا یُطیقونهُ» یعنی طاقت ندارد، قدرت ندارد. کسی که از نقطهنظر احراز ادلّه و مبانی به مبنایی اعتقاد پیدا کرده است، آیا این فرد طاقت دارد به مبنای مخالف با آن اعتقاد، خود را متحمّل کند؟! طاقت ندارد. وقتی که الآن مبنایی برای من روشن است، نمیتوانم برخلاف این عمل کنم، چون خارج از حدود طاقت من است و خروج از حدود قوه و استعداد من است. شخصی را فرض کنید که دارای یک اعتقاد است و با وجود اینکه بدون غرض و عناد اعتقادی برای او پیش آمده است یا اینکه اعتقاد پیش نیامده است، شک در اعتقاد برای او پیدا شده است ـ یعنی ما حداقل را میگیریم ـ شک در اعتقادی، شک در ضروریای از ضروریات دین برای این فرد پیدا شده است، اگر ما بخواهیم با توجه به این ظرفیت مشکّکه که الآن تشکیکی در او بهوجود آمده است، این شخص را بر قبول یک نظر مخالف تحمیل کنیم، این «ما لا یُطیقون» است و خارج از حدود طاقت او است، نمیتواند قبول کند.
تلمیذ: ﴿لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِ﴾.1
استاد: این همان معنای ﴿لَآ إِكۡرَاهَ﴾ است که قبلاً عرض شد.
این شک در اینجا ذهن او را در ظرفیتی قرار داده است که خروج از این ظرفیت و این مورد و تقبُّل ظرفیت و اعتقاد دیگر، خروج عن طاقة است. آیا میتواند چنین کاری را انجام دهد؟! آیا شما میتوانید و قدرت دارید بر کسی که شاکّ است با وجود اینکه در ظرف شک است، خلاف آن شک را بر او تحمیل کنید؟! آیا قدرت دارید؟! هم شما قدرت ندارید و هم او قدرت ندارد، هیچکدام! مگر اینکه با تازیانه بر سرش بزنید و او با زور تازیانه در مقام ظهور و در مقام اثبات بگوید که من قبول دارم اما فیالواقع و در مقام نفسالأمر نمیتواند قبول کند، بنابراین شک از این فرد رفع طاقت میکند. شکی که بهواسطۀ اعتقاد برای مکلّف پیدا شود موجب رفع طاقت است، طاقت او را سلب میکند مگر اینکه شک ازبین برود و زوال شک شود، ولی با وجود این شک، طاقت برای اعتقاد مخالف در این فرد وجود ندارد، حالا چه برسد به اینکه اعتقاد مخالف پیدا کند؛ یعنی با توجه به شرایط و مقتضیات برای این فرد یک اعتقاد مخالف پیدا شود، در اینجا اصلاً این فرد نمیتواند در نفسش خلاف آن اعتقاد را قبول کند.
- . سوره بقره (2) آیه 256.

