توضیحی در باب روایت «النّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» و قاعدۀ احسان
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در جلسات گذشته عرض شد که اگر برای مکلّف در مبانی ضروری تشکیک پیدا شود یا اینکه اعتقادِ مخالف با مبانی و ضروریات و احکام برای او پیدا شود، درصورتیکه این تشکیک یا علم به خلاف از روی ادلّۀ منطقی باشد و عنادی درکار نباشد مشمول حدیث رفع خواهد بود؛ چه در بحث عدم علم و چه در بحث عدم طاقت باشد، در همۀ اینها با عباراتی که بیان شد مشمول خواهد شد.
بیان دو تفسیر از روایت و عبارتِ معروف «النَّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون»
یکی دیگر از آن ادّله، روایت و عبارتِ معروف «النَّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» است.1 این عبارت میتواند به دو نحو مطرح شود:
اوّل: «النَّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» که «سَعَة» مضاف به «ما» شود.
بهعبارتدیگر «ما» در اینجا موصوله باشد «الناسُ فی سَعَةِ شیءٍ لا یَعلمون»، حالا آن «شیء» یا عبارت است از حکم که شبهۀ حکمیه است یا عبارت است از «عدم العلم بالموضوع» در شبهات موضوعیه. اگر انسان علم به موضوعی نداشته باشد، در آنجا در سعه است؛ منبابمثال نمیداند که این مصداق داخل و تحت چه موضوعی است، آیا این موضوع تحت حیوان حرام گوشت است یا حلال گوشت است یا اینکه این موضوع داخل در عنوان غصب است یا عنوان اباحه است یا اینکه این موضوع داخل در ذبیحۀ مسلم است یا غیر مسلم است، البته درصورتیکه ما در اینجا اصل حاکم نداشته باشیم. این «فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» است در شبهات موضوعیهای که حکم آنها مشخص نیست یا شبهات موضوعیهای که اصل خود موضوع برای ما مشخص نیست؛ مثلاً مایعی است که نمیدانیم این مایع چیست، «النَّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون»، أصالة الحلّ و الإباحه در اینجا جاری میشود.
دوم: میتوانیم این روایت را به «النَّاسُ فی سَعَةٍ ما لا یَعلَمون» بخوانیم. یعنی «ما» را بهمعنای مادامیه که مای وصفیه باشد قرار دهیم که عدم العلم برای ناس ثابت است، حالا این عدم العلم هم شقوقی دارد:
- . عوالي اللئالي، ج ۱، ص 4۲4، ح 9:
«قالَ النَّبی صَلَّى اللهُ عَلیهِ و آلهِ و سلّم: إِنَّ النَّاسَ فی سَعَةٍ مَا لَمْ یعلَموا.»
- . عوالي اللئالي، ج ۱، ص 4۲4، ح 9:

