توضیحی در باب روایت «النّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» و قاعدۀ احسان
3عدم العلم بالموضوع و عدم العلم بالحکم که خودش ناشی از فروع متفاوتهای میشود که بحثهای آن در رسائل و امثالذلک آمده است.1 در هر دو صورت مقابل «ما لا یَعلمُونَ» بر دو قسم است:
یا اینکه شبهات بدویه هستند؛ «النَّاس فی سَعَةِ» آن شبهاتی که شبهۀ بدویه هستند.
یا اینکه شبهات استمراریه هستند که هردوی اینها شبهه و شک در حکم و یا در موضوع است.
بهعبارتدیگر شبهات بدویه و شبهات استمراریه، داخل در تحت «ما لا یَعلمُونَ» هستند، چه اینکه انسان از اوّل در مسئلهای شک داشته باشد یا اینکه اوّل علم داشته باشد و بعداً شک پیدا شود، طبعاً این قضیه، شبهۀ مستمره است یعنی شبهۀ بعد العلم است. یا اینکه درمقابل این همان علم به عدم یا علم به شیء که مخالف با علم به اصل حکم فی نفسالأمر خواهد بود، آن هم شامل این مسئله خواهد شد.
بهعبارتدیگر یا جهل بسیط نسبت به حکم در اینجا مورد برای حدیث رفع است و یا اینکه جهل مرکب. البته جهل مرکبی که عن تقصیرٍ نیست بلکه ممکن است عن قصورٍ باشد، دوباره «النَّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» شامل مانحنفیه خواهد شد.
یکسری از آیات قرآن را در این جلسه میخوانیم، جلسات بعد هم آیات و روایات دیگری را که هستند بیان میکنیم.
توضیح مختصر پیرامون قاعدۀ احسان
در قواعد فقهیهای که مورد بحث قرار خواهد گرفت یکی از آن آیات، قاعدۀ احسان: ﴿مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾2 بحث مفصل و مشروح و موارد اجرای این قاعده که از موارد خیلی مبتلیٰبه است بعداً میآید، ولی علیٰأیّحال آنچه الآن برای ما مفید است این میباشد که احسان یعنی شخصی که در مقام جلب رضای خدا و استجلاب رضای پروردگار، هم برای خود و هم برای دیگران است، این مقام احسان است. کسی که برای شخصی دلالت بر خیر میکند و اتفاقاً مسئله غیر از آن واقع میشود، هذا محسنٌ.
- . فرائد الأصول، ج 2، ص 385؛ كفاية الأصول، ج 1، ص 342.
- . سوره توبه (9) آیه 91. امام شناسی، ج 10، ص 235:
«زيرا كه براى نيكوكاران هيچگونه راه مؤاخذه و زحمت و حَرَجى نيست، و خداوند آمرزنده و مهربان است.»

