توضیحی در باب روایت «النّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» و قاعدۀ احسان
5اگر پول را میگرفت و میگفت: «من این مال را از شما میگیرم و براساس صلاحیت نفسالأمریه و باطنیه به این شخص میپردازم»، حالا اگر بعداً کشف خلاف شد دراینصورت این فرد واسطه ضامن است.
ضمان در عاریۀ مضمونه و عاریۀ غیر مضمونه
مثل عاریۀ مضمونه و عاریۀ غیر مضمونه؛ اگر شخصی از کسی عاریه کند و عاریه بشکند، درصورتیکه تفریطی در کار نباشد لازم نیست که بپردازد، مثلاً ظرف چینی را عاریه کرده است و مثلاً گربه میخواسته رد شود، ظرف چینی را انداخته و شکسته است، طبعاً این حادثه سماوی بوده است و امثالذلک، او در اینجا [ضامن نیست] ولی اگر عاریۀ مضمونه باشد ضمان به نفس این ظرف تعلّق میگیرد سواءٌ اینکه این کسر (شکسته شدن) به تفریط یا به عدم تفریط باشد، فرق نمیکند.
حالا در این مؤدّی اگر این ادا به نفسالأمر باشد، یعنی این واسطه پول را به این عنوان قبول کند که من این پول را از شما میگیرم در ازاء اینکه این عمل انجام شود، یعنی درقبال انجام و اتیان عمل این پول را میگیرد، دراینصورت این واسطه ضامن است. یعنی این واسطه اتیان خارجی عمل را تضمین کرده است ولی ما که تضمین نکردهایم. ما از شما در ازاء ظن یا علمی که به ظاهر حال داریم این مال را میگیریم یعنی براساس ظاهر حال، این عمل انجام میشود. حالا اگر تبدّل مسئله شد [و کشف] خلاف شد، طبعاً دراینصورت ضمانی نیست.
ما در اینجا میتوانیم به قاعدۀ احسان هم تمسک کنیم و آن قاعدۀ احسان صرفنظر از این دلیل است. این شخصی که در اینجا واسطه است الآن در مقام احسان است، یعنی او واقعاً میخواهد کمکی کند و عملی را نسبت به آن شخص و همینطور نسبت به مؤدّی انجام دهد؛ یعنی این واسطه نسبت به طرفین محسن است و در مقام احسان این عمل را انجام میدهد پس اگر قرار بر این باشد که ذمّهای در اینجا مشغول باشد، ذمّهاش بین کسی است که این پول را برای انجام صلاة و صوم گرفته است و [آن فردی که پول را داده است]. این مقام احسان است. در مقام احسان برعهدۀ مکلّف چیزی نیست.

