توضیحی در باب روایت «النّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» و قاعدۀ احسان
12مراد از نعمت در آیۀ ﴿يَعرِفونَ نِعمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَها وَ أَكثَرُهُمُ الكافِرونَ﴾
یکی دیگر از آیاتی که در اینجا دارد: ﴿يَعۡرِفُونَ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾1 است، ﴿يَعۡرِفُونَ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾ نعمت یعنی نعمت هدایت. اینطور نیست که منظور از نعمت آب و نان باشد بلکه نعمت یعنی نعمت هدایت، آیاتنا، ارسال رسل، انزال کتب، اوامر و نواهیای که شارع بیان میکند، این ﴿يَعۡرِفُونَ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾ است. یا اینکه منظور از نعمت را نعمت ولایت بدانیم، ﴿يَعۡرِفُونَ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾ که در بسیاری از روایات تفسیر به نعمت ولایت شده است2 و در آیۀ ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗا﴾3 ﴿نِعۡمَتِي﴾ یعنی همان نعمت ولایت که در آنجا طرح شده است.4 فرق نمیکند که منظور از نعمت را بنا بر تفسیر بعضی از روایات از ائمه علیهمالسّلام، نعمت ولایت بدانیم یا اینکه نعمت هدایت کلی بدانیم.
هدایت، دارای فروعات و لوازمات و اجزاء
هدایت دارای فروعات و لوازمات و اجزایی است؛ اوامر، نواهی، اعتقادات، التزامات به جوانح و عمل به جوارح در آن هست، کلٌّ منهما هدایت هستند.
﴿يَعۡرِفُونَ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾، نعمت خدا را میدانند ﴿ثُمَّ يُنكِرُونَهَا﴾، انکار میکنند. پس خداوند در وهلۀ اوّل عرفان را در اینجا ذکر کرده است، یَعرفونها، یَشُکّون فیها نیستند. یعرفونها یعنی عرفان دارند، معرفت دارند به نعمت خدا که ارسال رسل است، بعد ﴿يُنكِرُونَهَا﴾ حالا نتیجهاش چه میشود؟ ﴿وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾ اینکه میگوید: ﴿وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾ یعنی ممکن است در اینها افرادی باشند که از این قضیه مستثنیٰ باشند؛ یعنی عدم انکار. لذا حکم را روی اکثریت برده و فرموده است که اکثر اینها کفر میورزند. ممکن است بنا بر یک استثناء عدهای از اینها شبهاتی در آنها باشد که ما نتوانیم با وجود آن شبهات نسبت کفر به آنها دهیم.
تلمیذ: ﴿يَعۡرِفُونَ﴾ خودش دلالت میکند بر اینکه شبههای نیست؛ در آنجایی که شبهه هست، مصداقِ معرفت پیدا نمیشود.
استاد: نه، از باب استثناء منقطع در اینجا هست؛ از استثناء منقطع است که ممکن است بهواسطۀ شبهاتی باشد و ﴿وَأَكۡثَرُهُمُ﴾ میرساند که عرفان در آنها تمام است و بعد اینها در مقام انکار هم هستند. این هم یک آیه است.
- . سوره نحل (16) آیه 83.
- . الکافی، ج ۱، كتابُ الحُجَّة، بابٌ فیه نُكَتٌ و نُتَفٌ مِنَ التَّنزیلِ فی الوَلایةِ، ص 4۲۷، ح 77:
«عن أحمد بنِ عِیسى قال حدّثنِی جَعفرُ بنُ مُحمّدٍ عن أبیهِ عن جدِّهِ علیهِمُالسّلامُ فِی قولِهِ عزّوجلّ ﴿يَعۡرِفُونَ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا﴾ قال: ”لَمَّا نَزَلَتْ ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمۡ رَٰكِعُونَ﴾ اِجتَمعَ نفرٌ مِن أصحابِ رسولِ اللّهِ صلّى اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم فِی مسجِدِ المدِینةِ فقالَ بعضُهُم لِبعضٍ ما تَقُولُون فی هذِهِ الآیةِ فقالَ بعضُهُم إِنْ كَفَرنا بِهذِهِ الآیةِ نَكفُرُ بِسائِرِها و إِنْ آمَنّا فإِنَّ هذا ذُلٌّ حِینَ یسلِّطُ عَلینا اِبن أبِی طالِبٍ فقالُوا قَد عَلِمنا أنَّ مُحمّداً صادِقٌ فِیما یقُولُ و لكِنّا نَتَولاّهُ و لا نُطِیعُ علِیاً فِیما أمَرْنا قالَ فنزلت هذِهِ الآیةُ ﴿يَعۡرِفُونَ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا﴾ ﴿يَعۡرِفُونَ﴾ یعنِی ولایةَ علِی بنِ أبِی طالِبٍ ﴿وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾ بِالولایةِ“.» - . سوره مائده (5) آیه 3. امام شناسی، ج 7، ص 14:
«امروز من دين شما را براى شما كامل كردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و خوشايند داشتم كه اسلام دين شما باشد.» - . المناقب، ج ۳، باب النصوص على إمامته علیهالسلام، فصل فی قصة یوم الغدیر، ص ۲۳:
«العیاشِی عنِ الصّادِقِ علیهِالسّلامُ: ”﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ﴾ بِإِقامةِ حافِظِهِ ﴿وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي﴾ بِولایتِنا ﴿وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗا﴾ أی التَّسلیم النّفسِ لِأمْرِنا“.»

