توضیحی در باب روایت «النّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» و قاعدۀ احسان
9سراغ استکبار آمد، ﴿أَسۡتَكۡبَرۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡعَالِينَ﴾ آیا استکبار کردی یا اینکه از عالین بودی؟! شیطان در جواب، مسئلۀ استکبار را مطرح میکند و مسئلۀ جهل خودش را مطرح نمیکند، چون که شیطان میتواند بگوید که من در اینجا متوجه امر شما نبودهام، من در اینجا متوجه یک جهل مرکب بودهام، ﴿قَالَ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ﴾ میگوید: «احساس کردم که از او بالاتر هستم و بهواسطۀ این احساس و بهواسطۀ این علم ـ یعنی علمی که در اینجا بر علوّ و بر رجحان بر آدم است ـ سجده نکردهام» و ممکن است که مطلبش صحیح و درست باشد، بگوید که در اینجا احساس کردم که بر آدم راجح هستم و چون علم بر رجحان داشتم لذا نمیتوانم بر آدم سجده کنم. ﴿خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ﴾ تو من را از آتش خلق کردهای ﴿وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ﴾ او را از طین خلق کردهای و چون نار بر طین ترجیح دارد بنابراین تخلف من بهخاطر این علم است.
خداوند در اینجا این دلیل را محکوم کرد. این دلیل چیست؟! دلیل این است که برفرض اینکه خلقت شما از خلقت طین بالاتر است، نگفت که خلقت طین پایینتر است یا خلقت نار بالاتر است، مطرح نشد، خدا این را مطرح کرد که ﴿أَسۡتَكۡبَرۡتَ﴾ برفرض اینکه نار اعلای از طین است ولی من در اینجا امر کردهام، آیا امر من هم پایینتر از نار است یا امر من مافوق نار و مافوق خلقت است؟! خلقت چه از نار و چه از طین باشد الآن من در اینجا به تو امر کردهام و تو هم میدانستی که من امر کردهام، برای مخالفت با امر من چه دلیلی داری؟! اینجا دیگر مسئلۀ استکبار است و مسئلۀ علم و جهل در اینجا مطرح نیست. عواقبی که بر عدم ایتان امر مترتّب میباشد در اینجا متوجه استکبار است، متوجه عدم العلم نیست. جهل مرکب در اینجا موجب برای عقاب نیست.

