اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی دلالت آیات بر ابراز نظریات مخالف

14٬156
فقه

بحث درباره جواز طرح نظریات و اقوال مخالف در مجامع علمی و استناد به آیات قرآن کریم از جمله آیه شریفه استماع قول احسن است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی آیات مرتبط با تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار آن می‌پردازند. مباحث از استماع اقوال مختلف و ضرورت مقایسه آن‌ها با معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام آغاز شده و به تفاوت میان ابراز عقیده بدون غرض و سوءقصد با افعال تخریبی و افساد در جامعه می‌رسد. در ادامه، دلالت آیات دیگر درباره کذب، افترا و تفاوت میان متکلم کاذب و کلام صحیح بررسی می‌شود و ضوابط شرعی و عقلایی در مواجهه با اندیشه‌های مخالف تبیین می‌گردد. هدف از این مباحث، گستردن افق فقه و شناخت دقیق مبانی تشریعی در برخورد با نظرات گوناگون است.

بررسی دلالت آیات بر ابراز نظریات مخالف

توضیحات:

بحث درباره جواز طرح نظریات و اقوال مخالف در مجامع علمی و استناد به آیات قرآن کریم از جمله آیه شریفه استماع قول احسن است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی آیات مرتبط با تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار آن می‌پردازند. مباحث از استماع اقوال مختلف و ضرورت مقایسه آن‌ها با معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام آغاز شده و به تفاوت میان ابراز عقیده بدون غرض و سوءقصد با افعال تخریبی و افساد در جامعه می‌رسد. در ادامه، دلالت آیات دیگر درباره کذب، افترا و تفاوت میان متکلم کاذب و کلام صحیح بررسی می‌شود و ضوابط شرعی و عقلایی در مواجهه با اندیشه‌های مخالف تبیین می‌گردد. هدف از این مباحث، گستردن افق فقه و شناخت دقیق مبانی تشریعی در برخورد با نظرات گوناگون است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی دلالت آیات بر ابراز نظریات مخالف

15
  • مورد اوّل: اینکه متکلم کلام صحیحی را بگوید که معتقَد او معتقَد فاسدی باشد، هذا کاذبٌ.

  • مورد دوم: آنکه متکلم کلام فاسدی را بگوید ولی معتقَد او معتقَد صحیحی باشد، هذا ایضاً کاذبٌ و هذا معاندٌ، این معاند است یعنی معتقَد او صحیح است و می‌داند که تو رسول الله هستی ولی می‌گوید که تو رسول الله نیستی، به‌عکس منافقین، حقیقت را می‌داند ولی آن را انکار می‌کند، این هم هذا کاذبٌ.

  • اما اگر کلام متکلمی فاسد باشد و واقعاً فی ‌نفس‌الأمر اعتقاد او هم با این کلام مطابقت کند، هذا لیس بکاذبٍ چون بین کذب و صدق حدّ واسطی وجود ندارد بنابراین هذا صادقٌ.

  • ما در عرف هم استعمال می‌کنیم و می‌گوییم که فلانی آدم صریح و صادقی است. یعنی آن چیزی را که می‌داند می‌گوید. در عرف هم ما همین را می‌گوییم. اگر بدانیم شخصی معتقَدش این می‌باشد که الآن شب است و بگوید: «شب است»، به او دروغگو نمی‌گوییم، می‌گوییم: «آدم راستگو»، آدمی که راستگو است، دیگر نمی‌گوییم که کلام او راست است. در عرف اگر نگاه کنیم، می‌گوییم که این راوی راستگو است یعنی خلاف معتقَدش را نمی‌گوید اما منظور ما این نیست که الآن کلام او هم کلام راستی است؛ این منظور ما نیست بلکه [فقط می‌خواهیم بگوییم] که این راستگو است. وقتی که ما به راوی مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که این راوی صادق است و آنچه می‌داند می‌گوید. بنابراین ما در عرف هم بین وصف کذب نسبت به کلام و اتصاف فاعل نسبت به صدق و کذب فرق می‌گذاریم؛ آن را به حالت انانیت و عدم انانیت شخص برمی‌گردانیم، ولی در کلام این‌طور نیست بلکه صدق و کذب را نسبت به خود کلام ارزیابی می‌کنیم. این هم یکی از آیاتی بود که تصریح داشت بر اینکه اگر کلام مطابق با معتقَد باشد اشکالی در اینجا ندارد.

  • یکی دیگر از آیات، آیۀ شریفۀ ﴿أَفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِۦ جِنَّةُۢ بَلِ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ فِي ٱلۡعَذَابِ وَٱلضَّلَٰلِ ٱلۡبَعِيدِ﴾1 است. در اینجا کذب را بر خدا افتراء زده است یا اینکه ﴿بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾ بر جنّه اطلاق افتراء در این آیه نشده است چون جنّه مقابل با افتراء در اینجا مطرح شده است، مقابل با نفس ‌الکذب مطرح نشده است. ممکن است آدمی که مجنون است، متوجه نباشد و کلام صادقی را بگوید یا کلام کاذبی را بگوید. اینکه کلام کاذبی را می‌گوید، باکی بر او نیست و [به این] افتراء نمی‌گویند و [نمی‌گویند که] مجنون بر پروردگار افتراء زده است چون کلامی را که مجنون می‌گوید از روی تعمّد و قصد نیست بلکه کلامی است که از دهان مجنون خارج می‌شود و محتوایی ندارد. پس افتراء در جایی است که قصد بر اتصاف و انتساب در آنجا هست، این را افتراء می‌گویند. و اگر شخصی قصد بر اتصاف ندارد بلکه صرفاً معنایی را که به ذهن و قلب او خطور می‌کند بگوید، دوباره در اینجا اطلاق افتراء نمی‌شود.

    1. . سوره سبا (43) آیه 8. معادشناسی، ج 5، ص 360:
      «آرى كسانى كه ايمان به آخرت ندارند (و دنيا را سرسرى‌ مى‌پندارند، و براى اين عالم شگرف كه مملوّ از عجائب و غرائب است، انسان را مهمل و يَله قرار داده و بى‌حساب و بدون كتاب رها مي‌دانند) در عذاب و گمراهى بسيار بعيد و عميقى مى‌باشند.»
/ 613