
بررسی دلالت آیات بر ابراز نظریات مخالف
بحث درباره جواز طرح نظریات و اقوال مخالف در مجامع علمی و استناد به آیات قرآن کریم از جمله آیه شریفه استماع قول احسن است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی آیات مرتبط با تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار آن میپردازند. مباحث از استماع اقوال مختلف و ضرورت مقایسه آنها با معارف قرآن و اهلبیت علیهمالسلام آغاز شده و به تفاوت میان ابراز عقیده بدون غرض و سوءقصد با افعال تخریبی و افساد در جامعه میرسد. در ادامه، دلالت آیات دیگر درباره کذب، افترا و تفاوت میان متکلم کاذب و کلام صحیح بررسی میشود و ضوابط شرعی و عقلایی در مواجهه با اندیشههای مخالف تبیین میگردد. هدف از این مباحث، گستردن افق فقه و شناخت دقیق مبانی تشریعی در برخورد با نظرات گوناگون است.
بررسی دلالت آیات بر ابراز نظریات مخالف
توضیحات:
بحث درباره جواز طرح نظریات و اقوال مخالف در مجامع علمی و استناد به آیات قرآن کریم از جمله آیه شریفه استماع قول احسن است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی آیات مرتبط با تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار آن میپردازند. مباحث از استماع اقوال مختلف و ضرورت مقایسه آنها با معارف قرآن و اهلبیت علیهمالسلام آغاز شده و به تفاوت میان ابراز عقیده بدون غرض و سوءقصد با افعال تخریبی و افساد در جامعه میرسد. در ادامه، دلالت آیات دیگر درباره کذب، افترا و تفاوت میان متکلم کاذب و کلام صحیح بررسی میشود و ضوابط شرعی و عقلایی در مواجهه با اندیشههای مخالف تبیین میگردد. هدف از این مباحث، گستردن افق فقه و شناخت دقیق مبانی تشریعی در برخورد با نظرات گوناگون است.
بررسی دلالت آیات بر ابراز نظریات مخالف
9حالا بهنظر شما حق با کدام است؟! آن کسی که با تفنگ زده است یا آن دزد؟! دو سال این قضیه در محکمۀ آمریکا در جروبحث بود و اخیراً حکم کردهاند که غرامت این دزد را باید صاحبخانه بپردازد. ببینید الآن در اینجا ما نمیتوانیم مسائل عرفی و این جریانات را نادیده بگیریم. حالا آنها کافر هستند، درست است ولی بالأخره عقل که دارند. این قاضی الآن میخواهد هم به این دزد و هم به این صاحبخانه ظلم نشود و هیچکدام هم جزء دولت نیستند. میخواهد ببیند که عدالت در اینجا چه اقتضاء میکند:
آیا عدالت اقتضاء میکند که شما حکم را به صاحب منزل دهید چون دزد عدواناً داخل منزل شده است؟! پس حکم الآن، له صاحبالبیت است. دزد میخواست به دزدی نیاید، ما الآن میتوانیم استناد کنیم به اینکه فَدَمُه هَدَر، سارق اگر وارد بیت شود دَمَش هدر است و اگر یکوقت خونی بریزد چون خودش اقدام بر مهلکه کرده است، الآن در اینجا اصلاً خونش هدر است. طبعاً این از یک طرف.
از طرف دیگر میگوییم که اگر سارق میدانست در اینجا تفنگ هست وارد نمیشد و این اقدام بر مهلکه نیست. سارق نمیداند که در اینجا تفنگ تعبیه شده است و بعد وارد شده است اگر میدانست که مجنون نبود که این کار را انجام دهد، مجنون این کار را میکند. پس سارق در اینجا اقدام بر تهلکه نکرده است، اقدام بر سرقت کرده است، طبعاً میگوید که مجازات من را تعیین کنید. اگر باید دستم را ببرید، ببرید اگر برفرض قانون هست. اگر باید مرا زندانی کنید، زندانی کنید. چرا کشتن؟! حالا اگر من یک صندلی جواهر از منزلی بدزدم، آیا باید سر مرا ببرند؟!
وقتی که آدم نگاه میکند، میبیند که با توجه به این قضیه ممکن است مسئلۀ فَدَمهُ هدر در اینجا شکل دیگری پیدا کند. ممکن است بگوییم که اگر تعارض بین صاحبالبیت و سارق منجر به قتل شد در اینجا دَمُه هَدَر. یعنی سارق در مقام معارضه با صاحبالبیت بربیاید بعد در اینجا باهم تعارض کنند و بعد صاحبالبیت او را بزند. حتی از ابتدا نباید صاحبالبیت او را بزند و بکشد بلکه باید به پا بزند، اگر صاحب البیت اسلحه دارد حق ندارد او را بکشد، حالا دزدی کرده است نباید در مغزش بزنید. میگفت که قوزک پای او را نشانه گرفتم! آخر آنهایی که تفنگ دارند قوزک پا را نشانه میگیرند ولی بهجای دیگر میزنند!! از این کارها خیلی میکردند! این یک مسئله است که در وهلۀ اول اگر آن صاحبالبیت اسلحه داشته باشد، حق ندارد بزند و بکشد! حالا دزدی کرده است که کرده است، چرا او را میکشی؟! لعلّ اینکه او فردا توبه کند و متنبّه شود! به پای او بزن، حالا اگر دیدی دوباره اقدام کرد و خواست اسلحه بکشد و بزند، آنوقت شما میتوانید بهعنوان قتل او را بزنید، فَدَمُه هَدَر در اینجا هست.
