ذکر بعضی آیات در تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار و احکام ارتداد
5تصریح قرآن به بلامانع بودن ابراز مرام مخالف
پس در این آیه تصریح است بر اینکه ابراز مرام مخالف بلامانع است؛ بهجهت اینکه﴿يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ﴾ هر کلامی را بشنود، هر کلامی را تأمل کند، هر کلامی را تفکر کند، ﴿فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُ﴾ و بعد احسن را متابعت کند.
تلمیذ: اگر ما ملاک را در استماع و تبعیت احسن گرفتیم، دیگر چه کاری به غرض گوینده داریم؟! این حرف حتی با عناد هم گفته شود، شخص آزادی بیان دارد بنابراین ... .
استاد: بحث آزادی نیست. منبابمثال وقتی که ما بخواهیم مطلبی را از کسی بشنویم، اصلاً میگوییم که این خروج موضوعی دارد بهجهت اینکه وقتی انسان از شخصی کلامی را بشنود اگر از ابتدا بداند که این شخص به نیّت غرض و افساد این کلام را گفته است، دراینصورت اصلاً بحث روی تحمل دواعی میرود، اینطور نیست که بحث روی طرح یک نظریه و طرح یک بیان برود.
منبابمثال اگر یک نفر بخواهد شما را نصیحت کند ولی منظورش این باشد که بین شما و دیگری را بههم بزند، از اول شما اصلاً به حرف او گوش نمیدهید، اینطور نیست که گوش دهید و بعد فکر کنید که او چه میگوید، چون از ابتدا به منظورش پی بردهاید که منظور این شخص افساد است، یعنی خودش با زبان بیزبانی میگوید که من میخواهم افساد کنم؛ وقتی که میخواهد افساد کند اصلاً از مقوله خارج میشود. مقولۀ اول، مقولۀ بیان بود، بیان حکمی بود یا بیان مسئلۀ اخلاقی بود ولی این مقولۀ افساد است. حالا با توجه به اینکه میدانید که او میخواهد بین شما دو نفر را بههم بزند آیا شما میگویید که حالا من به حرفش گوش بدهم؟! نهخیر، شما در اینجا دیگر وقتتان تلف شده است، شما دیگر در اینجا اتلاف وقت کردهاید! برفرض که حرف خوبی هم در عباراتش باشد که بهواسطۀ این کلام خوب بخواهد غرض سوئی را اعمال کند، این اصلاً از مقولۀ استماع بیرون میآید و بحث در باب عناد و افساد میرود.

