ذکر بعضی آیات در تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار و احکام ارتداد
6چه فرقی میکند بین اینکه کسی با یک عبارات لطیف و ظریف بین دو نفر را بههم بزند یا اینکه بگوید که فلان شخص به شما فحش داد و با نقل این مطلب بین شما را بههم بزند یا اینکه عملی را انجام دهد که نفس آن عمل موجب بههمزدن است؟! اگر کسی چنین عملی را انجام دهد آیا ﴿فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُ﴾ است؟! میگوید که فلانی به شما فحش داده است و من خودم در فلان مجلس شنیدهام که به شما فحش دادهاند. این که ﴿يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ﴾ نیست! از ابتدا باید در دهان چنین شخصی زد و گفت که چرا تهمت میزنی؟! چرا اختلاف ایجاد میکنی؟! یعنی کسی که در مقام غرضورزی باشد اصلاً از این مقوله خارج است. عرف این را در مقولۀ دیگری قرار میدهد؛ در مقولۀ اقدام عملی قرار میدهد، در مقولۀ طرح یک مبحث و ایده و عقیده قرار نمیدهد. ﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ﴾ مقولۀ طرح بیان است، طرح عقیده است، این را میخواهد بگوید. آن کسی که قصدش افساد است اصلاً در ﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ﴾ نمیآید و باید در دهانش زد و اصلاً او را به کنار انداخت!
تلمیذ: اینجا بحث روی مستمع میرود دیگر؟
استاد: بله.
تلمیذ: مستمع بداند که این متکلم با غرض بیان میکند. اما اگر خالیالذهن است و غرض این متکلم را نمیداند، آیا این متکلم میتواند حرفش را بزند یا خیر؟
استاد: بله، چون تمام اینها در مقام تکلیف است اگر ما واقعاً ندانیم. آنوقت صحبت در این است که باید با متکلم چطور برخورد شود؛ اینجا جای بحث است. متکلم میگوید که من بیغرض هستم، میگوییم که اگر بیغرض هستی این هم جواب تو است. اگر دوباره بخواهد حرف بزند، میگوییم: تو که جوابت را گرفتهای دیگر مشکلت چیست؟! اگر بخواهد در اینجا پافشاری کند انسان میفهمد که مسئله از بیان یک عقیده فراتر و جلوتر میرود و اصلاً میخواهد که همان [افساد ایجاد کند]! ما در بحث قبل گفتیم که در مسئلۀ ارتداد یک مسئله، مسئلۀ اثبات است و یک مسئله، مسئلۀ ثبوت است. این مطالبی که شما میفرمایید در مقام اثبات است و در مقام اثبات باید این مطلب ثابت شود.

