مروری بر بحث تجرّی
7مبنای مختار در بحث تجرّی
بنابراین مبنای ما در بحث تجرّی این شد که تمام ثواب و تمام عقاب، همه براساس نیّت مکلّف به آن فعلی که در خارج انجام میگیرد تعلّق پیدا میکند، و بااینحساب یکدفعه در روز قیامت میبینید که خدا شخصی را در نار میبرد درحالیکه عمل خارجی را انجام نداده است و شخصی را در جنّت میبرد درحالیکه عمل خارجی را انجام نداده است چون نیّت صالح است خدا ثواب میدهد و چون نیّت طالح است خدا عقاب میکند. این بحث تجرّی است.
لذا بر این اساس در بحث تجرّی بهواسطۀ اشتباه و خطاء در موضوع، نیّت تفاوت پیدا نمیکند و اگر اشتباه پیدا شود خطای در موضوع است؛ یعنی منبابمثال این مایع را خمر میپندارد درحالیکه ماء است. پس در موضوع برای او خطاء پیدا شده است و بهواسطۀ خطاء در موضوع، عقاب و ثواب از جای خودش حرکت نمیکند و تغییر پیدا نمیکند؛ اگر اینطور باشد بنابراین مسئلۀ ما در اینجا مورد پیدا میکند. اگر ما بهواسطۀ خطاء در ادلّه، بهواسطۀ خطای در فکر، بهواسطۀ خطای در ترتیب قیاسات و قضایا به نتیجهای برسیم که آن نتیجه، مخالف با یک ضروریای از ضروریات دین و مخالف با یک مبنای اعتقادی دین باشد، در اینجا مشمول حدیث رفع خواهیم بود.
لذا یکی از عبارات حدیث رفع «الخطأُ و النسیان» بود.1 «ما لا یعلمون»، «ما لا یُطیقون» و «ما استکره علیه» را قبلاً گفتیم. یکی از آن موارد استدلال بر عدم ارتداد در انکار ضروریای از ضروریات، «الخطأُ» در حدیث رفع است که آن خطاء یا خطای در موضوعات و یا خطای در حکم است.
منبابمثال اصلاً موضوع حجاب را اینطور نبیند و طبق ادلّه اصلاً بگوید: «در حجاب اگر حالا موی او هم پیدا باشد اشکال ندارد»، این خطای در موضوع است. یا اینکه خطای در حکم باشد مثلاً میگوید که حجاب این است و موضوع حجاب این است، اما حکم حجاب برای الآن نیست بلکه برای مورد دیگر است. یا منبابمثال بگوید: این خمر نیست یا اینکه بگوید: اگر هم خمر است، الآن دیگر این خمر حرام نیست، الآن دیگر حکم شرب خمر عوض شده است و تغییر پیدا کرده است.
- . الخصال، ج ۲، باب التسعة، رفع عن هذه الأمة تسعة أشیاء، ص 4۱۷، ح 9:
«عَن حَرِیز بن عبداللّه عَن أبیعبداللّه علیهالسّلام قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: ”رُفِع عن أمَّتی تِسعَةُ أشیاءَ؛ الخطأُ و النّسیانُ و ما أُکرِهوا علیه و ما لا یعلَمون و ما لا یطیقُون و ما أُضطُرّوا إلیه و الحسدُ و الطّیرةُ و التّفکرُ فی الوسوسةِ فی الخلق ما لم ینطِقْ بِشَفَةٍ“.»
- . الخصال، ج ۲، باب التسعة، رفع عن هذه الأمة تسعة أشیاء، ص 4۱۷، ح 9:

