ذکر بعضی روایات در باب تکلیف و ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل
9«دَرَست» خواندند ولی «دُرُست» است.
لزوم معرفی حق توسط خدا در روایات
هان! ببینید! میگوید که برعهدۀ خلق نیست که بشناسند بلکه خدا باید بشناساند. خدا باید حق را معرفی کند، خدا باید معرفی کند ولی اگر برای خلق معرفت حاصل شد «و لِلّهِ علی الخَلقِ إِذا عَرَّفهُم أن یَقبَلُوا» به اینکه قبول کنند و به آن عمل کنند. این هم دلیل بر این است که اگر شخص در موردی به آن معرفت واقعی اطلاع پیدا نکرد، در اینجا برعهدۀ او چیزی نیست بلکه علَی الله أن یُعَرِّفَهُ الحق و یُعَرِّفَهُ السَّبیل.
عِدّةٌ مِن أصحابِنا عن أحمد بنِ مُحمّدِ ... عن عبدِالأعلی بنِ أعین قال: سألتُ أباعبدِاللّهِ علیهِالسّلامُ مَن لم یَعرِف شیئاً هل علیهِ شیءٌ؟ قال: «لا». 1
این روایت هم صریح است بر اینکه کسی که عرفان به حکمی از احکام یا موضوعی نداشته باشد، «هل علیهِ شیءٌ؟» حضرت میفرمایند: «نه». این ادلّه را در بحث اصالة البرائة و... میآورند و مرحوم شیخ هم اینها را ذکر کرده است.2
یا اینکه منبابمثال روایت سوم:
عَنْ أَبِيعَبْدِاللَّهِ علیهالسّلام قَالَ: «مَا حَجَبَ اللَّهُ عَنِ العِبادِ فَهُوَ مَوضُوعٌ عَنهُمْ».3
بعضی از نُسَخ روایات «ما حَجَبَ الله عِلْمَهُ عَن العباد»4 دارد؛ اما روایت کافی «ما حَجَبَ الله عن العباد» است که بعضیها بهواسطۀ این بر موضوعات حمل کردهاند نه بر احکام، و گفتهاند که روایات دلالت بر جهل در موضوع میکنند. اما ما میتوانیم که توسعه بدهیم و از باب اینکه اصل، عدم حذف در روایت است، در اینجا بگوییم که حذف نشده است و «عِلْمَه» نسبت به هر چیزی تعلق میگیرد. این هم در اینجا یکی از ادّلهای است که ما میتوانیم به آن استناد کنیم.
روایت چهارم: روایت توسعه است که روایت چهارم است:
عِدّةٌ مِن أصحابِنا عن أحمد بنِ مُحمّدِ بنِ خالِدٍ عن علِی بنِ الحکمِ عن أبانٍ الأحمرِ عن حمزةَ بنِ الطّیارِ عن أبِیعبدِاللّهِ علیهِالسّلامُ قالَ: قال لِی اُکتُب فأَمْلَی علی: «إِنّ مِن قولِنا إِنّ اللّه یَحتَجُّ علی العِبادِ بِما آتاهُم و عَرَّفَهُم ثُمّ أرسَلَ إِلیهِم رسُولاً و أنزل علیهِمُ الکتاب فأمر فِیهِ و نهی أمر فِیهِ بِالصّلاةِ و الصِّیامِ فنام رسُولُ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم عنِ الصّلاةِ فقال: ”أنا أُنِیمُک و أنا أُوقِظُک فإِذا قُمتَ فَصَلِّ لِیَعلمُوا إِذا أصابهُم ذلک کیف یَصنَعُون لیس کما یَقُولون إِذا نامَ عنها هلکَ و کذلِک الصِّیامُ أنا أُمرِضُک و أنا أُصِحُّک فإِذا شَفَیتُک فَاقضِهِ“.» ثُمّ قال أبُوعبداللّهِ علیهِالسّلامُ: «و کذلِک إِذا نَظَرتَ فی جَمیعِ الأشیاءِ لم تَجِدْ أحداً فِی ضِیقٍ و لم تَجِدْ أحداً إِلاّ و لِلّهِ علیهِ الحُجّةُ و لِلّهِ فِیهِ المَشیئةُ و لا أقُولُ إِنّهُم ما شاءُوا صَنَعُوا» ثُمّ قال: «إِنّ اللّه یَهدِی و یُضِلُّ و قال و ما أُمِرُوا إِلاّ بِدُونِ سَعَتِهِم و کلُّ شیءٍ أُمِر النّاسُ بِهِ فهُم یَسَعُون لهُ و کلُّ شیءٍ لا یَسَعُون لهُ فهُو موضُوعٌ عنهُم و لکنّ النّاس لا خَیرَ فِیهِم ثُمّ تَلا علیهِ السّلامُ ﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرۡضَىٰ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ﴾5 فوُضِع عنهُم: ﴿مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾،6 ﴿وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ إِذَا مَآ أَتَوۡكَ لِتَحۡمِلَهُمۡ﴾7 قال: فوُضِع عنهُم لِأنّهُم لا یجِدُون».8
- . الکافي، ج ۱، كِتابُ التّوحِیدِ، بابُ حُججِ اللّهِ على خلقِهِ، ص ۱64، ح 2.
- . فرائد الأصول، ج 2، ص 42.
- . الکافي، ج ۱، كتابُ اَلتَّوْحِیدِ، بابُ حُجَجِ اَللَّهِ عَلَى خَلقِهِ، ص ۱64، ح 3.
- . التّوحيد، ج 1، باب 64، ص 413، ح 9.
- . سوره توبه (9) آیه 91.
- . همان.
- . سوره توبه (9) آیه 92.
- . الکافي، ج ۱، كِتابُ التّوحِیدِ، بابُ حُججِ اللّهِ على خلقِهِ، ص ۱64، ح 4.

