ذکر بعضی روایات در باب تکلیف و ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
روایاتی نسبت به تکلیف و ثواب و عقاب براساس علم و جهل در اینجا بیان شده است که عرض میکنیم. ما تا جایی که مسئله از نقطهنظر روایت تمام شود ادامه میدهیم و خیال میکنم دیگر خیلی مسئلهای نمانده باشد. از باب تأیید برای این مطلب، روایاتی را نقل میکنیم.
یکی از آن روایات، روایت بحار است، جلد اول صفحۀ 132، از وصیت امام موسی بن جعفر علیهماالسّلام به هشام بن حکم که حضرت در اینجا میفرماید:
یا هِشامُ إِنّ اللّه تبارک و تعالی بَشَّرَ أهل العقلِ و الفهمِ فِی کتابِهِ فقال: ﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ * ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ﴾.1و2
عقل و فهم، معیار برای متابعت و بشارت
در اینجا عقل و فهم را معیار برای متابعت و بشارت میداند. بنابراین میزان، عقل و فهم است. و عقل و فهم نسبت به هر چیزی که تعلق بگیرد، موجب عقاب و عدم عقاب خواهد بود. اگر شخصی نسبت به موضوعی عقل و فهم نداشته باشد، طبیعتاً به مقدار همان محدودهای که دارد عقاب و ثواب بر او مترتّب خواهد بود.
روایت دیگری که در اینجا بر این مسئله تصریح دارد، روایت کتاب کافی است که من طبع بیروت را دارم، جلد یک، صفحۀ یازده، روایت هشتم:
علِی بنُ مُحمّدِ بنِ عبدِاللّهِ عن إِبراهِیم بنِ إِسحاق الأحمرِ عن مُحمّدِ بنِ سُلیمان الدّیلمِی عن أبِیهِ قالَ: قُلتُ لِأبِیعبدِاللّهِ علیهِالسّلامُ فُلانٌ مِن عِبادَتِهِ و دِینِهِ و فضلِهِ. فقال: «کیف عقلُهُ؟» قُلتُ لا أدرِی! فقال: «إِنّ الثّواب علیٰ قدرِ العَقلِ إِنّ رجُلاً مِن بنِی إِسرائِیل کان یَعبُدُ اللّه فی جزِیرةٍ مِن جزائِرِ البَحرِ خَضراء نَضِرةٍ کَثیرةِ الشّجرِ ظاهِرةِ الماءِ و إِنّ مَلَکاً مِن الملائِکةِ مَرَّ بِهِ فقال: ”یا ربِّ أرِنِی ثواب عبدِک هذا!“ فأراهُ اللّهُ تعالی ذلِک فاسَتَقَلَّهُ المَلَکُ فأوحَی اللّهُ تعالی إِلیهِ: ”أنِ اِصْحَبْهُ“ فأتاهُ المَلَکَ فِی صُورةِ إِنسِی فقالَ لهُ: ”مَن أنتَ؟“ قال: ”أنا رجُلٌ عابِدٌ بَلَغَنِی مَکانُک و عِبادَتُک فِی هذا المَکانِ فأتیتُک لِأعبُد اللّه مَعَکَ.“ فکانَ مَعهُ یَومَهُ ذلِک فلمّا أصْبَحَ قالَ لهُ الملکُ: ”إِنّ مَکانَک لَنَزِهٌ و ما یَصلُحُ إِلاّ لِلعِبادةِ.“ فقال لهُ العابِدُ: ”إِنّ لِمکانِنا هذا عَیباً.“ فقال لهُ: ”و ما هُو؟!“ قال: ”لیس لِربِّنا بَهِیمةٌ فلو کان لهُ حِمارٌ رَعَیناهُ فِی هذا المَوضِعِ فإِنّ هذا الحَشِیشَ یَضِیعُ.“ فقال لهُ ذلِک الملکُ: ”و ما لِربِّک حِمارٌ!“ فقال: ”لو کان لهُ حِمارٌ ما کان یَضِیعُ مِثلُ هذا الحَشِیشِ!“ فأوحَی اللّهُ إِلی المَلَکِ: ”إِنّما أُثِیبُهُ علیٰ قدرِ عَقلِهِ“.»3
- . سوره زمر (39) آیه 17 و 18.
- . بحار الأنوار، ج ۱، أبواب العقل و الجهل، باب 4، ص ۱۳۲، ح 29.
- . الکافي، ج ۱، كِتابُ العقلِ و الجهلِ، ص ۱۱، ح 8.

