اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ذکر بعضی روایات در باب تکلیف و ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل

جلسه ۱۸

0
فقه
فقه

ذکر بعضی روایات در باب تکلیف و ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • روایاتی نسبت به تکلیف و ثواب و عقاب براساس علم و جهل در اینجا بیان شده‌ است که عرض می‌کنیم. ما تا جایی که مسئله از نقطه‌نظر روایت تمام شود ادامه‌ می‌دهیم و خیال می‌کنم دیگر خیلی مسئله‌ای نمانده باشد. از باب تأیید برای این مطلب، روایاتی را نقل می‌کنیم.

  • یکی از آن روایات، روایت بحار است، جلد اول صفحۀ 132، از وصیت امام موسی بن جعفر علیهماالسّلام به هشام بن حکم که حضرت در اینجا می‌فرماید:

  • یا هِشامُ إِنّ اللّه تبارک و تعالی بَشَّرَ أهل العقلِ و الفهمِ فِی کتابِهِ فقال: ﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ * ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ﴾.1و2

  • عقل و فهم، معیار برای متابعت و بشارت

  • در اینجا عقل و فهم را معیار برای متابعت و بشارت می‌داند. بنابراین میزان، عقل و فهم است. و عقل و فهم نسبت به هر چیزی که تعلق بگیرد، موجب عقاب و عدم عقاب خواهد بود. اگر شخصی نسبت به موضوعی عقل و فهم نداشته باشد، طبیعتاً به مقدار همان محدوده‌ای که دارد عقاب و ثواب بر او مترتّب خواهد بود.

  • روایت دیگری که در اینجا بر این مسئله تصریح دارد، روایت کتاب کافی است که من طبع بیروت را دارم، جلد یک، صفحۀ یازده، روایت هشتم:

  • علِی بنُ مُحمّدِ بنِ عبدِاللّهِ عن إِبراهِیم بنِ إِسحاق الأحمرِ عن مُحمّدِ بنِ سُلیمان الدّیلمِی عن أبِیهِ قالَ: قُلتُ لِأبِی‌عبدِاللّهِ علیهِ‌السّلامُ فُلانٌ مِن عِبادَتِهِ و دِینِهِ و فضلِهِ. فقال: «کیف عقلُهُ؟» قُلتُ لا أدرِی! فقال: «إِنّ الثّواب علیٰ قدرِ العَقلِ إِنّ رجُلاً مِن بنِی إِسرائِیل کان یَعبُدُ اللّه فی جزِیرةٍ مِن جزائِرِ البَحرِ خَضراء نَضِرةٍ کَثیرةِ الشّجرِ ظاهِرةِ الماءِ و إِنّ مَلَکاً مِن الملائِکةِ مَرَّ بِهِ فقال: ‌”یا ربِّ أرِنِی ثواب عبدِک هذا!‌“ فأراهُ اللّهُ تعالی ذلِک فاسَتَقَلَّهُ المَلَکُ فأوحَی اللّهُ تعالی إِلیهِ: ‌”أنِ اِصْحَبْهُ‌“ فأتاهُ المَلَکَ فِی صُورةِ إِنسِی فقالَ لهُ: ‌”مَن أنتَ؟‌“ قال: ‌”أنا رجُلٌ عابِدٌ بَلَغَنِی مَکانُک و عِبادَتُک فِی هذا المَکانِ فأتیتُک لِأعبُد اللّه مَعَکَ.‌“ فکانَ مَعهُ یَومَهُ ذلِک فلمّا أصْبَحَ قالَ لهُ الملکُ: ‌”إِنّ مَکانَک لَنَزِهٌ و ما یَصلُحُ إِلاّ لِلعِبادةِ.‌“ فقال لهُ العابِدُ: ‌”إِنّ لِمکانِنا هذا عَیباً.‌“ فقال لهُ: ‌”و ما هُو؟!‌“ قال: ‌”لیس لِربِّنا بَهِیمةٌ فلو کان لهُ حِمارٌ رَعَیناهُ فِی هذا المَوضِعِ فإِنّ هذا الحَشِیشَ یَضِیعُ.‌“ فقال لهُ ذلِک الملکُ: ‌”و ما لِربِّک حِمارٌ!‌“ فقال: ‌”لو کان لهُ حِمارٌ ما کان یَضِیعُ مِثلُ هذا الحَشِیشِ!‌“ فأوحَی اللّهُ إِلی المَلَکِ: ‌”إِنّما أُثِیبُهُ علیٰ قدرِ عَقلِهِ‌“3

    1. . سوره زمر (39) آیه 17 و 18.
    2. بحار الأنوار، ج ۱، أبواب العقل و الجهل، باب 4، ص ۱۳۲، ح 29.
    3. الکافي، ج ۱، كِتابُ العقلِ و الجهلِ، ص ۱۱، ح 8.