ذکر بعضی روایات در باب تکلیف و ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل
4تلمیذ: حمار داشتن حق چه ربطی به جسمیت حق دارد؟!
استاد: معنای اینکه خدا یک الاغ داشته باشد این است که روی الاغ هم سوار میشود دیگر! والاّ همۀ الاغهای روی زمین، الاغ خدا هستند. اینکه یک الاغ دارد معنایش انتساب است یعنی خودش هم سوارش میشود. الاغی را فرض کنید که دُمش اندازۀ کهکشان است و... حالا الاغ خداوند برای خدا تناسب دارد!
تلمیذ: کلّ ماسویٰالله هم الاغ خدا نمیشوند!
استاد: ما سویالله و امثالذلک ... !
از جمله مسائل موجبات هلاکت مردم
روایت دیگر در صفحۀ چهل و دو، روایت دوم است. البته روایت اول هم برای ما دلیل میشود، باب النهی عن القول بغیر علم:
علِی بنُ إِبراهِیم عن مُحمّدِ بنِ عِیسی بنِ عُبیدٍ عن یونُس بنِ عبدِالرّحمنِ عن عبدِالرّحمنِ بنِ الحجّاجِ قالَ: قال لِی أبُوعبدِاللّهِ علیهالسّلامُ: «إِیاک و خَصلَتَینِ ففِیهِما هَلَکَ مَن هَلَکَ! إِیاکَ أن تُفتِیَ النّاسَ بِرأیکَ أو تَدِینَ بِما لا تَعلَمُ».1
«دو مسئله هست که هلاکت مردم در آن است: یکی اینکه فتوای به رأی دهی یا اینکه به آنچه نمیدانی متدین شوی.»
یعنی تو بر جهل پافشاری کنی و اقدام کنی. از مفهوم این روایت استفاده میشود که اگر دیانت بر علم بود دیگر هلاکت معنا ندارد. هلاکت یعنی تباهی و ازبین رفتن استعدادات و ترتّب عقاب. اگر دیانت براساس علم باشد دیگر اشکال ندارد، یا اینکه فتوا براساس علم باشد ولی علم اشتباه باشد یا خطا در علم پیدا شود، دراینصورت دیگر از دلیل مفهوم استفاده میشود که هلاکتی وجود ندارد.
روایت دیگری که در صفحۀ 63 هست، روایت بسیار روایت مهمی است و این روایت را سلیم بن قیس هلالی نقل کرده است که از امیرالمؤمنین علیهالسّلام سؤال میکند:
عن سُلیمِ بنِ قیسٍ الهِلالِی قال: قُلتُ لِأمِیرِالمُؤمِنِین علیهِالسّلامُ: إِنِّی سَمِعتُ مِن سلمانَ و المِقدادِ و أبِیذرٍّ شیئاً مِن تَفسِیرِ القُرآنِ و أحادِیثَ عن نَبِی اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم غَیرَ ما فِی أیدِی النّاسِ، ثُمّ سَمِعتُ مِنکَ تَصدِیقَ ما سَمِعتُ مِنهُم و رأیتُ فِی أیدِی النّاسِ أشیاءَ کثِیرةً مِن تفسِیرِ القُرآنِ و مِن الأحادِیثِ عن نبِی اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم أنتُم تُخالِفُونهُم فِیها و تَزعُمُون أنّ ذلِک کُلّهُ باطِلٌ أ فَتَرَی النّاسَ یَکذِبُون علی رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم مُتعمِّدِین و یُفَسِّرُونَ القُرآنَ بِآرائِهِم؟
- . الکافی، ج ۱، كتابُ فضلِ العِلمِ، بابُ النّهی عنِ القولِ بِغیرِ عِلمٍ، ص 4۲، ح 2.

