فرق کافر مستضعف و غیر مستضعف
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
اوّل آن روایتی که آقای ... موردش را پیدا کرده بودند [بیان میکنیم:]
علِی بنُ إِبراهِیم عن أبِیهِ عنِ اِبنِ أبِینجران عن عاصِمِ بنِ حُمیدٍ عن منصُورِ بنِ حازِمٍ قال: قُلتُ لِأبِیعبدِاللّهِ علیهِالسّلامُ ما بَالِی أسألُک عنِ المَسألةِ فتُجِیبُنِی فِیها بِالجوابِ ثُمّ یَجِیئُکَ غَیرِی فتُجِیبُهُ فِیها بِجوابٍ آخر. فقالَ: «إِنّا نُجِیبُ النّاسَ علی الزِّیادةِ و النُّقصانِ.» قال قُلتُ: فأخبِرنِی عن أصحابِ رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ صَدَقُوا علی مُحمّدٍ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم أم کَذَبُوا قالَ: «بَل صَدَقُوا» قال قُلتُ: فما بالُهُمُ اِختلفُوا، فقال: «أ ما تَعلَمُ أنّ الرّجُل کانَ یأتِی رسُول اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم فیسألُهُ عنِ المسألةِ فیُجِیبُهُ فِیها بِالجوابِ ثُمّ یُجِیبُهُ بعد ذلِک ما یَنسَخُ ذلِک الجوابَ فنَسَخَتِ الأحادِیثُ بَعضُها بعضاً».1
این مربوط به آن روایتی بود که عرض کردم خیلی به مانحنفیه کاری ندارد و فقط منظور دالّ بر این بود که روایات مختلف هستند و امام علیهالسّلام براساس زیاده و نقصان با افراد صحبت میکنند.
از جلسۀ بعد إنشاءالله وارد بحث دیگری میشویم. اگرچه ما خواستیم فقط از باب ارائۀ بعضی از ادلّه نسبت به خصوص این مطلب بیان کنیم که اگر ارائۀ مطلب و وصول به مطلبی از روی عناد و قصد و عمد نباشد، شارع عقابی را مترتّب بر این مطلب نمیکند.
تلمیذ: حتی کفر را هم میگیرد.
استاد: حتی کفر را هم میگیرد، هیچ فرقی نمیکند!
تلمیذ: یعنی آیا اگر کسی بدون عناد، کافر بمیرد مشکلی ندارد؟!
کافر مستضعف
استاد: نهخیر، مشکلی ندارد و آیاتی که در اینجا هست مثل ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱفۡتَرَىٰٓ إِثۡمًا عَظِيمًا﴾2 و ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلَۢا بَعِيدًا﴾3 برگشت همۀ اینها به عناد است و همۀ اینها انصراف به عناد و غرض و امثالذلک دارند. اما کافری که روی اصول خودش و روی اصول فطری خودش انفاق میکند، جود دارد، بخشش دارد، راست میگوید، صدق دارد، حسن امانت دارد و فلان دارد اما پیغمبر را نمیشناسد، او جزء مستضعفین است.
- . الکافي، ج ۱، كتابُ فضلِ العِلمِ، بابُ اِختلافِ الحدیثِ، ص 65، ح 3.
- . سوره نساء (4) آیه 48.
- . سوره نساء (4) آیه 116.

