اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فرق کافر مستضعف و غیر مستضعف

جلسه ۱۹

0
فقه
فقه

فرق کافر مستضعف و غیر مستضعف

4
  • موارد صدق ضلال و عُتوّ

  • این روایت برای ما بیان می‌کند که ضلال و عُتوّ در آنجایی است که شخص کلام حق را شنیده است و محکوم شده است و نتوانسته جواب دهد ولی دوباره به‌دنبال مطلب خودش رفته است و سرپیچی کرده است. البته از نقطه‌نظر تبعات، اینکه چرا حضرت نگفتند که او را بکشید و چه‌کار کنید، اینها مسائلی هستند که بعداً باید در آن اموری که مترتّب بر ارتداد می‌باشند ذکر شوند. این یک روایت بود.

  • روایت دیگر، روایت سفیان ثوری است که این روایت هم در اصول کافی، جلد اول است.1 سفیان ثوری از افرادی بود که در مقابل امام علیه‌السّلام ایستاد و مردم را به دور خودش مجتمع کرد و با امام مباحثاتی کرد و امام در هر مورد او را محکوم کرد تا اینکه به حج آمد و با امام صادق علیه‌السّلام در مسجدالحرام ملاقات کرد و حضرت سوار بر حمار و مرکب شده بودند و می‌خواستند از مسجد بیرون بیایند و به‌طرف منزلشان بروند، در آنجا به حضرت عرض کرد: «یا بن رسول الله آن خطبۀ پیغمبر را در حجة‌الوداع برای من بیان کنید»، حضرت فرمودند: «الآن من کار دارم و می‌خواهم بروم، بعد برای تو می‌گویم»، گفت: «نه، تو را به حق جدّت، تو را به حق قرابت بر جدّت!» پدر سوخته‌ها چه آدم‌هایی هم بودند، واقعاً آدم می‌بیند [تعجب می‌کند!] کلام را از امام علیه‌السّلام می‌گرفتند و به اسم خودش برای خودشان دکان و دستگاه درست می‌کردند، حجره به‌راه می‌انداختند و دعوی داشتند! حضرت فرمودند:

  • خطبۀ پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در حجة‌الوداع که در منیٰ خواندند این است:

  • «نَضَّرَ اللّهُ عبداً سمِع مقالتِی فوعاها»، بعد می‌رسند به اینجا که می‌فرمایند که «فَرُبَّ حامِلِ فِقهٍ لیس بِفقِیهٍ و رُبَّ حامِلِ فِقهٍ إِلی مَن هُو أفقهُ مِنهُ ثلاثٌ لا یُغِلُّ عَلیهِنّ قَلبُ اِمرِئٍ مُسلِمٍ إِخلاصُ العملِ لِلّهِ و النّصِیحةُ لِأئِمّةِ المُسلِمِین و اللُّزُومُ لِجماعتِهِم»

  • پیغمبر در خطبۀ منیٰ در حجة‌الوداع این سه مطلب را فرمودند.

    1. الکافی، ج ۱، کتابُ الحُجّةِ، بابُ ما أمر النّبِی صلّی اللّهُ علیهِ و آله و سلّم بِالنّصِیحةِ لِأئِمّةِ المُسلِمِین و اللُّزُومِ لِجماعتِهِم و من هُم، ص 4۰۳، ح 2:
      «عنِ الحَکَمِ بنِ مِسکینٍ عن رجُلٍ مِن قُریشٍ مِن أهلِ مکةَ قال: قالَ سُفیانُ الثّورِی: ‌”اِذهب بِنا إِلی جعفرِ بنِ مُحمّدٍ‌‌“ قال: فذَهَبتُ مَعهُ إِلیهِ فوَجَدناهُ قد رَکِبَ دَابّتهُ فقالَ لهُ سُفیانُ: ‌”یا أباعبدِاللّهِ حَدِّثَنا بِحدِیثِ خُطبةِ رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم فِی مسجِدِ الخیفِ‌‌“ قالَ: ‌”دَعنِی حتّی أذهب فِی حاجتِی فإِنِّی قد رَکِبتُ فإِذا جِئتُ حَدَّثتُکَ‌‌“. فقالَ: ‌”أسألُک بِقرابتِک مِن رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آله و سلّم لمّا حدّثتنِی‌‌“، قالَ فنَزَلَ، فقال لهُ سُفیانُ: ‌”مُر لِی بِدواةٍ و قِرطاسٍ حتّی أُثبِتَهُ‌‌“ فدعا بِهِ ثُمّ قال: ‌”اُکتُب «بِسمِ اللّٰهِ الرّحمٰنِ الرّحِیمِ» خُطبةُ رَسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آله و سلّم فِی مسجِدِ الخَیفِ نَضَّرَ اللّهُ عبداً سمِع مقالتِی فوعاها و بَلَّغَها من لم تَبلُغْهُ یا أیها النّاسُ لِیبَلِّغِ الشّاهِدُ الغائِبَ فَرُبَّ حامِلِ فِقهٍ لیس بِفقِیهٍ و رُبَّ حامِلِ فِقهٍ إِلی مَن هُو أفقهُ مِنهُ ثلاثٌ لا یغِلُّ عَلیهِنّ قَلبُ اِمرِئٍ مُسلِمٍ إِخلاصُ العملِ لِلّهِ و النّصِیحةُ لِأئِمّةِ المُسلِمِین و اللُّزُومُ لِجماعتِهِم فإِنّ دعوتهُم مُحِیطةٌ مِن ورائِهِم ﴿ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ﴾ تَتَکافأُ دِماؤُهُم و هُم یدٌ علی من سِواهُم یسعَی بِذِمّتِهِم أدناهُم.‌‌“
      فكتبهُ سُفیانُ ثُمّ عَرَضَهُ علیهِ و رَكِبَ أبُوعبدِاللّهِ علیهِ‌السّلامُ و جِئتُ أنا و سُفیانُ فلمّا كُنّا فِی بعضِ الطّرِیقِ قال لِی: ‌”كما أنت حتّى أنظُر فِی هذا الحدِیثِ‌‌“ فقُلتُ لهُ: قد و اللّهِ ألزَمَ أبُوعبدِاللّهِ رَقَبَتَكَ شیئاً لا یذَهبُ مِن رَقَبتِك أبداً فقال: ‌”و أی شیءٍ ذلِك؟!‌‌“ فقُلتُ لهُ: ‌”ثلاثٌ لا یغِلُّ علیهِنّ قلبُ اِمرِئٍ مُسلِمٍ إِخلاصُ العملِ لِلّهِ‌‌“ قد عَرَفناهُ ‌”و النّصِیحةُ لِأئِمّةِ المُسلِمِین‌‌“ من هؤُلاءِ الأئِمّةُ الّذِین یجِبُ علینا نَصِیحتُهُم مُعاوِیةُ بنُ أبِی سُفیان و یزیدُ بنُ مُعاوِیة و مروانُ بنُ الحكمِ و كُلُّ من لا تَجُوزُ شهادتُهُ عِندنا و لا تَجُوزُ الصّلاةُ خَلفَهُم و قولُهُ ‌”و اللُّزُومُ لِجماعتِهِم‌‌“ فأی الجماعةِ مُرجِئٌ یقُولُ من لم یصلِّ و لم یصُم و لم یغتسِل مِن جنابةٍ و هَدَمَ الكعبة و نَكَحَ أُمّهُ فهُو على إِیمانِ جبرئِیل و مِیكائِیل أو قَدَرِی یقُولُ لا یكُونُ ما شاء اللّهُ عزّ و جلّ و یكُونُ ما شاء إِبلِیسُ أو حَرُورِی یتَبَرَّأُ مِن علِی بنِ أبِی‌طالبٍ و شَهِدَ علیهِ بِالكُفرِ أو جَهَمِی یقولُ إِنّما هی معرِفةُ اللّهِ وحدهُ لیس الإِیمانُ شیءٌ غیرُها قالَ: ‌”ویحك! و أی شیءٍ یقُولُون؟!‌‌“ فقُلتُ: یقُولُون إِنّ علِی بن أبِی‌طالِبٍ علیهِ‌السّلامُ و اللّهِ الإِمامُ الّذِی یجِبُ علینا نَصیحَتُهُ و لُزُومُ جَماعَتِهِم أهلُ بیتِهِ قال: ‌”فأخَذَ الكِتابَ فَخَرَقَهُ ثُمّ قال: لا تُخبِر بِها أحداً‌‌“.»