هدف از خلقت انسان و ذکر بعضی آیات در این باب
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
هدف از خلقت انسان، یکی از مهمترین مباحث فلسفی و فلسفۀ اخلاق و مباحث فطری
یکی از مهمترین مباحث فلسفۀ اخلاق و مباحث فطری، بحث هدف از خلقت انسان است. این مسئله که انسان عبث خلق نشده و غایت و هدفی از خلقت او مدّنظر است، یک مسئلۀ فطری است. یعنی فطرت بشر براساس آن سرمایههایی که خداوند به او عنایت کرده و برداشتهایی که از حقیقت و نفسالأمر دارد، حکم میکند به اینکه باید یک منظوری از خلقت انسان وجود داشته باشد. این یک مسئلۀ فطری است و قابل مناقشه نیست. البته ضرورت ندارد که این مسئله در همۀ احوال برای انسان حضور علمی داشته باشد؛ چهبسا انسان در یک مرحله و برهه از بسیاری از مسائل فطری غافل باشد، مانند قبح ظلم یا قبح کذب یا استحسانات عقلی و بسیاری از مسائل دیگر که لازم نیست همیشه برای انسان حضور علمی داشته باشند.
فطری بودن مسئلۀ توحید
همانطور که نسبت به مسئلۀ توحید هم [همینطور است.] توحید یک مسئلۀ فطری است و هر شخصی در وجود خود احساس مبدأای میکند و فطرت او را به این موضوع راهنمایی میکند.
آیات دالّ بر فطری بودن مسئلۀ توحید
آیات قرآن هم بر این قضیه دلالت دارند مثل آیۀ شریفۀ:
﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفٗا فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾.1
مثل قضیۀ حضرت ابراهیم که بر این مسئله دلالت دارد: ﴿قَالَ بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا فَسَۡٔلُوهُمۡ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ﴾2 یا مسئلۀ حضرت ابراهیم راجع به پرسش خورشید و ستارگان و ماه بر این قضیه دلالت دارد.
و همینطور تمام آیاتی که با ادلّۀ فطری و با دلالت عواطفی اثبات مبدأ و صانع میکنند و از نقطهنظر نقلی بر این مطلب دلالت دارند.
اما از نقطهنظر عقلی و وجدانی و شهودی هم این مطلب، بدون هیچ شک و شبههای قابل برای تأمّل میباشد. در اینجا هم مسئله به همین منوال است.
- . سوره روم (30) آیه 30. افق وحی، ص 296:
«پيوسته وجهه و رويكرد خود را به سمت و سوى دين حنيف و منطبق بر حق قرارده كه اين همان فطرت و سرشت نهفته الهى است در وجود انسان كه مردم را بر آن ميزان و ودايع سرشته و آفريده است، و هيچ تبديل و تغييرى در اين فطرت و خلقت پيدا نخواهد شد (و پيوسته آدمى تا به هيئت و خلقت انسان است اين وديعه الهى در او باقى و پايدار خواهد بود). و اين است دين و مذهب و شريعت استوار و پابرجا و ثابت. وليكن بيشتر مردم از اين نكته غافل و جاهلند. (و لذا قدر و قيمت خود را نمىدانند و متوجّه نيستند كه چه درّ گرانمايهاى را خداى متعال در وجود آنان به وديعه نهاده تا پيوسته آنان را به شاهراه سعادت در دنيا و آخرت رهنما گردد.)» - . سوره انبيا ( 21) آيات 51 ـ 70:
﴿ولَقَدۡ ءَاتَيۡنَآ إِبۡرَٰهِيمَ رُشۡدَهُۥ مِن قَبۡلُ وَكُنَّا بِهِۦ عَٰلِمِينَ * إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَا هَٰذِهِ ٱلتَّمَاثِيلُ ٱلَّتِيٓ أَنتُمۡ لَهَا عَٰكِفُونَ * قَالُواْ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا لَهَا عَٰبِدِينَ * قَالَ لَقَدۡ كُنتُمۡ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُمۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ * قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا بِٱلۡحَقِّ أَمۡ أَنتَ مِنَ ٱللَّٰعِبِينَ * قَالَ بَل رَّبُّكُمۡ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا۠ عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ ٱلشَّٰهِدِينَ * وَتَٱللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصۡنَٰمَكُم بَعۡدَ أَن تُوَلُّواْ مُدۡبِرِينَ * فَجَعَلَهُمۡ جُذَٰذًا إِلَّا كَبِيرٗا لَّهُمۡ لَعَلَّهُمۡ إِلَيۡهِ يَرۡجِعُونَ * قَالُواْ مَن فَعَلَ هَٰذَا بَِٔالِهَتِنَآ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ * قَالُواْ سَمِعۡنَا فَتٗى يَذۡكُرُهُمۡ يُقَالُ لَهُۥٓ إِبۡرَٰهِيمُ * قَالُواْ فَأۡتُواْ بِهِۦ عَلَىٰٓ أَعۡيُنِ ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡهَدُونَ * قَالُوٓاْ ءَأَنتَ فَعَلۡتَ هَٰذَا بَِٔالِهَتِنَا يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ * قَالَ بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا فَسَۡٔلُوهُمۡ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ * فَرَجَعُوٓاْ إِلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ فَقَالُوٓاْ إِنَّكُمۡ أَنتُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ * ثُمَّ نُكِسُواْ عَلَىٰ رُءُوسِهِمۡ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَا هَٰٓؤُلَآءِ يَنطِقُونَ * قَالَ أَفَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمۡ شَيۡٔٗا وَلَا يَضُرُّكُمۡ * أُفّٖ لَّكُمۡ وَلِمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ * قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَٱنصُرُوٓاْ ءَالِهَتَكُمۡ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ * قُلۡنَا يَٰنَارُ كُونِي بَرۡدٗا وَسَلَٰمًا عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ * وَأَرَادُواْ بِهِۦ كَيۡدٗا فَجَعَلۡنَٰهُمُ ٱلۡأَخۡسَرِينَ.﴾
ترجمه: «و به تحقيق كه ما به ابراهيم بصيرت و تشخيص صواب از خطا، پيش از موسى عنايت كرديم و به احوال او دانا و آگاه بوديم.* آنگاه كه به عمويش و قومش گفت: اين بتها چيست كه آنها را مىپرستيد و سر بر آستان آنها فرود آوردهايد؟* در پاسخ گفتند: پدران ما چنين مىكردند.* ابراهيم گفت: هم شما و هم پدرانتان همگى در ضلالت و جهالت آشكارى بودهايد.* آنها گفتند: آيا مطلب و راه حقّى برگزيدهاى يا سربهسر ما مىگذارى؟* ابراهيم گفت: بلكه پروردگار شما، خداى آسمانها و زمين است كه آنها را خلقت فرمود. و من- اى گروه مخاطبين- بر اين مسأله شهادت مىدهم.* و پس از اينكه از اينجا دور شديد بتهاى شما را از بين خواهم برد.* پس ابراهيم همه بتها را به غير از بت بزرگ قطعهقطعه نمود، بلكه به خود آيند و از راه رفته برگردند.* مردم وقتى چنين ديدند گفتند: هر كسى كه چنين جسارتى به خدايان ما نموده است، از ستمكاران خواهد بود.* گفتند: شنيدهايم جوانى است كه از خدايان به بدى ياد مىكند.* گفتند: او را در حضور مردم اينجا بياوريد تا مردم درباره او شهادت دهند.* مردم گفتند: اى ابراهيم آيا تو اين عمل را با خدايان ما نمودى؟* ابراهيم گفت: بنگريد بزرگ آنها اين عمل را انجام داد؛ از آنها بپرسيد چرا اين كار را كردهاند، اگر بتوانند سخن بگويند.* پس به خود مراجعه كردند و در ضمير خود به خويش خطاب كردند و گفتند: شما از ستمكاران مىباشيد.* آنگاه سرهايشان را به زير انداختند و خطاب به ابراهيم گفتند: تو مىدانى كه اين بتها سخن نمىگويند.* ابراهيم آنگاه فرمود: آيا به غير از خدا بتها را عبادت مىكنيد، اشيائى كه هيچ نفع و صلاحى و يا ضرر و فسادى را براى شما نمىآورند؟!* افّ بر شما باد و بر آنچه جز خدا مىپرستيد آيا ادراك و فهم نمىكنيد؟!* گفتند: ابراهيم را آتش بزنيد و معبودان خود را يارى كنيد، اگر كارى مىكنيد و اهل عمل هستيد!* گفتيم: اى آتش، بر ابراهيم خنك و سلامت باش!* و خواستند به او مكرى بزنند ولى ما آنها را زيانكارترين مردم قرار داديم.» ( محقّق)
- . سوره روم (30) آیه 30. افق وحی، ص 296:

