اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

هدف از خلقت انسان و ذکر بعضی آیات در این باب

جلسه ۲۰

0
فقه
فقه

بخش پنجم: هدف از خلقت انسان - فصل اوّل: خلقت هدفدار انسان

هدف از خلقت انسان و ذکر بعضی آیات در این باب

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • هدف از خلقت انسان، یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفی و فلسفۀ اخلاق و مباحث فطری

  • یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفۀ اخلاق و مباحث فطری، بحث هدف از خلقت انسان است. این مسئله که انسان عبث خلق نشده و غایت و هدفی از خلقت او مدّنظر است، یک مسئلۀ فطری است. یعنی فطرت بشر براساس آن سرمایه‌هایی که خداوند به او عنایت کرده و برداشت‌هایی که از حقیقت و نفس‌الأمر دارد، حکم می‌کند به اینکه باید یک منظوری از خلقت انسان وجود داشته باشد. این یک مسئلۀ فطری است و قابل مناقشه نیست. البته ضرورت ندارد که این مسئله در همۀ احوال برای انسان حضور علمی داشته باشد؛ چه‌بسا انسان در یک مرحله و برهه از بسیاری از مسائل فطری غافل باشد، مانند قبح ظلم یا قبح کذب یا استحسانات عقلی و بسیاری از مسائل دیگر که لازم نیست همیشه برای انسان حضور علمی داشته باشند.

  • فطری بودن مسئلۀ توحید

  • همان‌طور که نسبت به مسئلۀ توحید هم [همین‌طور است.] توحید یک مسئلۀ فطری است و هر شخصی در وجود خود احساس مبدأای می‌کند و فطرت او را به این موضوع راهنمایی می‌کند.

  • آیات دالّ بر فطری بودن مسئلۀ توحید

  • آیات قرآن هم بر این قضیه دلالت دارند مثل آیۀ شریفۀ:

  • ﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفٗا فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾.1

  • مثل قضیۀ حضرت ابراهیم که بر این مسئله دلالت دارد: ﴿قَالَ بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا فَسۡ‍َٔلُوهُمۡ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ﴾2 یا مسئلۀ حضرت ابراهیم راجع به پرسش خورشید و ستارگان و ماه بر این قضیه دلالت دارد.

  • و همین‌طور تمام آیاتی که با ادلّۀ فطری و با دلالت عواطفی اثبات مبدأ و صانع می‌کنند و از نقطه‌نظر نقلی بر این مطلب دلالت دارند.

  • اما از نقطه‌نظر عقلی و وجدانی و شهودی هم این مطلب، بدون هیچ شک و شبهه‌ای قابل برای تأمّل می‌باشد. در اینجا هم مسئله به همین منوال است.

    1. . سوره روم (30) آیه 30. افق وحی، ص 296:
      «پيوسته وجهه و رويكرد خود را به سمت و سوى دين حنيف و منطبق بر حق قرارده كه اين همان فطرت و سرشت نهفته الهى است در وجود انسان كه مردم را بر آن ميزان و ودايع سرشته و آفريده است، و هيچ تبديل و تغييرى در اين فطرت و خلقت پيدا نخواهد شد (و پيوسته آدمى تا به هيئت و خلقت انسان است اين وديعه الهى در او باقى و پايدار خواهد بود). و اين است دين و مذهب و شريعت استوار و پابرجا و ثابت. وليكن بيشتر مردم از اين نكته غافل و جاهلند. (و لذا قدر و قيمت خود را نمى‌دانند و متوجّه نيستند كه چه درّ گرانمايه‌اى را خداى متعال در وجود آنان به وديعه نهاده تا پيوسته آنان را به شاهراه سعادت در دنيا و آخرت رهنما گردد.)»
    2. . سوره انبيا ( 21) آيات 51 ـ 70:
      ﴿ولَقَدۡ ءَاتَيۡنَآ إِبۡرَٰهِيمَ رُشۡدَهُۥ مِن قَبۡلُ وَكُنَّا بِهِۦ عَٰلِمِينَ * إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَا هَٰذِهِ ٱلتَّمَاثِيلُ ٱلَّتِيٓ أَنتُمۡ لَهَا عَٰكِفُونَ * قَالُواْ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا لَهَا عَٰبِدِينَ * قَالَ لَقَدۡ كُنتُمۡ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُمۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ * قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا بِٱلۡحَقِّ أَمۡ أَنتَ مِنَ ٱللَّٰعِبِينَ * قَالَ بَل رَّبُّكُمۡ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا۠ عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ ٱلشَّٰهِدِينَ * وَتَٱللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصۡنَٰمَكُم بَعۡدَ أَن تُوَلُّواْ مُدۡبِرِينَ * فَجَعَلَهُمۡ جُذَٰذًا إِلَّا كَبِيرٗا لَّهُمۡ لَعَلَّهُمۡ إِلَيۡهِ يَرۡجِعُونَ * قَالُواْ مَن فَعَلَ هَٰذَا بِ‍َٔالِهَتِنَآ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ * قَالُواْ سَمِعۡنَا فَتٗى يَذۡكُرُهُمۡ يُقَالُ لَهُۥٓ إِبۡرَٰهِيمُ * قَالُواْ فَأۡتُواْ بِهِۦ عَلَىٰٓ أَعۡيُنِ ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡهَدُونَ * قَالُوٓاْ ءَأَنتَ فَعَلۡتَ هَٰذَا بِ‍َٔالِهَتِنَا يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ * قَالَ بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا فَسۡ‍َٔلُوهُمۡ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ * فَرَجَعُوٓاْ إِلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ فَقَالُوٓاْ إِنَّكُمۡ أَنتُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ * ثُمَّ نُكِسُواْ عَلَىٰ رُءُوسِهِمۡ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَا هَٰٓؤُلَآءِ يَنطِقُونَ * قَالَ أَفَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَضُرُّكُمۡ * أُفّٖ لَّكُمۡ وَلِمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ * قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَٱنصُرُوٓاْ ءَالِهَتَكُمۡ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ * قُلۡنَا يَٰنَارُ كُونِي بَرۡدٗا وَسَلَٰمًا عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ * وَأَرَادُواْ بِهِۦ كَيۡدٗا فَجَعَلۡنَٰهُمُ ٱلۡأَخۡسَرِينَ.
      ترجمه: «و به تحقيق كه ما به ابراهيم بصيرت و تشخيص صواب از خطا، پيش از موسى عنايت كرديم و به احوال او دانا و آگاه بوديم.* آنگاه كه به عمويش و قومش گفت: اين بت‌ها چيست كه آنها را مى‌پرستيد و سر بر آستان آنها فرود آورده‌ايد؟* در پاسخ گفتند: پدران ما چنين مى‌كردند.* ابراهيم گفت: هم شما و هم پدرانتان همگى در ضلالت و جهالت آشكارى بوده‌ايد.* آنها گفتند: آيا مطلب و راه حقّى برگزيده‌اى يا سربه‌سر ما مى‌گذارى؟* ابراهيم گفت: بلكه پروردگار شما، خداى آسمان‌ها و زمين است كه آنها را خلقت فرمود. و من- اى گروه مخاطبين- بر اين مسأله شهادت مى‌دهم.* و پس از اينكه از اينجا دور شديد بت‌هاى شما را از بين خواهم برد.* پس ابراهيم همه بت‌ها را به غير از بت بزرگ قطعه‌قطعه نمود، بلكه به خود آيند و از راه رفته برگردند.* مردم وقتى چنين ديدند گفتند: هر كسى كه چنين جسارتى به خدايان ما نموده است، از ستمكاران خواهد بود.* گفتند: شنيده‌ايم جوانى است كه از خدايان به بدى ياد مى‌كند.* گفتند: او را در حضور مردم اينجا بياوريد تا مردم درباره او شهادت دهند.* مردم گفتند: اى ابراهيم آيا تو اين عمل را با خدايان ما نمودى؟* ابراهيم گفت: بنگريد بزرگ آنها اين عمل را انجام داد؛ از آنها بپرسيد چرا اين كار را كرده‌اند، اگر بتوانند سخن بگويند.* پس به خود مراجعه كردند و در ضمير خود به خويش خطاب كردند و گفتند: شما از ستمكاران مى‌باشيد.* آنگاه سرهايشان را به زير انداختند و خطاب به ابراهيم گفتند: تو مى‌دانى كه اين بت‌ها سخن نمى‌گويند.* ابراهيم آنگاه فرمود: آيا به غير از خدا بت‌ها را عبادت مى‌كنيد، اشيائى كه هيچ نفع و صلاحى و يا ضرر و فسادى را براى شما نمى‌آورند؟!* افّ بر شما باد و بر آنچه جز خدا مى‌پرستيد آيا ادراك و فهم نمى‌كنيد؟!* گفتند: ابراهيم را آتش بزنيد و معبودان خود را يارى كنيد، اگر كارى مى‌كنيد و اهل عمل هستيد!* گفتيم: اى آتش، بر ابراهيم خنك و سلامت باش!* و خواستند به او مكرى بزنند ولى ما آنها را زيان‌كارترين مردم قرار داديم.» ( محقّق)