هدف از خلقت انسان و ذکر بعضی آیات در این باب
5غایت خلقت انسان، رسیدن به کمالات و معرفةالله
فلذا غایت برای خلقت انسان معرفةالله و رسیدن به کمالات در اینجا ارزیابی شده است. بر این اساس بعثت و رسالت انبیاء هم روی این مسئله قرار میگیرد. حالا من همینطور تیتروار و مجمل از اینها میگذرم، بحثهای [فنی و مهم] روی آنها انجام شود و خود رفقا آیاتی که مربوط به این مسئله میباشند و هدف از خلقت را بیان میکنند و همینطور ادلّهای را که مربوط به رشد و شکوفا شدن و بروز ظهورات و استعدادات و به فعلیت رسیدن آنها است پیدا میکنند. روایاتی را که إلیماشاءالله مربوط به هدف و غایت خلقت از امام صادق و امام باقر علیهماالسّلام بیان شدهاند بررسی میکنند و احتجاجاتی را که آنها با مخالفین کردهاند و همه دلالت بر این قضایا دارند بررسی میکنند. اینها دیگر بستگی به همّت ما دارد که تا چه اندازه انجام دهیم.
بعثت انبیاء براساس حکم فطری
بعثت انبیاء هم براساس همین حکم فطری است؛ یعنی چون حکم فطری در بشر اقتضاء میکند که انسان به کمال مطلوب از این خلقت برسد، انبیاء هم بر همین اساس نازل شدهاند، آیات قرآن هم بر این قضیه هست: ﴿قُلۡ مَآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾.1
هدایت خود شخص، مطلوب برای بعثت رسل
اجر را بر هدایت خود شخص مترتّب میکند نه بر نصیبی که متوجه او شود. یعنی میگوید که هدایت خود شخص، مطلوب برای بعثت رسل است. ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا رَحۡمَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾2 این ارسال رسل برای رحمت بر عالمین است. برای اینکه بشر را از جهالت بیرون بیاورد، پس مقصد در اینجا مشخص شده است، مقصد از خلقت رسل در اینجا این است که بشر به جنبۀ هدایت برسد. جنبۀ هدایت، جنبۀ معرفةالله است و به این مطلب میخواهد برسد.
پس از نقطهنظر فطری مطلب تمام است بر اینکه منظور از خلقت بشر رسیدن به غایت است، حالا یکعده بهدنبال این حکم فطری نمیروند، نروند، به ما کاری ندارند! ما بحث منطقی نسبت به این مطلب داریم. مثل اینکه فطرت بشر انسان را به وجود یک صانع راهنمایی میکند، حالا یکعده انکار صانع میکنند و روی فطرت پرده میاندازند، این به ما مربوط نیست و بما نحن فیه کاری ندارد! فطرت بشر انسان را به صداقت، امانت، عدم خیانت، عدم دروغ و امثالهم هدایت میکند، حالا یکعده میآیند و روی این پرده میاندازند و خودشان را در این ستار قرار میدهند، این به جریان نفسالأمری بحث و منطق کاری ندارد! فطرت بشر انسان را به عدم ظلم و به عدالت راهنمایی میکند، حالا مرام یکعده مرام ظلم و خلاف عدالت باشد، این به اصل قضیه و فطرت مربوط نیست! بحث ما در باب ارتداد با جهات نفسالامریۀ مسئله است که مسئله در چه محدودهای است و آزادی بشر در چه محدودهای است. ما در اینباره بحث میکنیم، حالا یکعده نمیخواهند از این آزادی استفاده کنند و بر طبق فطرت حرکت کنند به بحث ما کاری ندارد!
- . سوره فرقان (25) آیه 57. اسرار ملکوت، ج 1، ص 135:
«بگو اى رسول ما! من هيج اجر و مزدى را از شما مطالبه نمىكنم. اجر و پاداش من همانا حركت شما در صراط مستقيم و راه به سوى پروردگار است.» - . سوره انبیاء (21) آیه 107. معادشناسی، ج 9، ص 142:
«و اى پيغمبر ما نفرستاديم تو را مگر رحمت براى تمام عالميان.»
- . سوره فرقان (25) آیه 57. اسرار ملکوت، ج 1، ص 135:

