هدف از خلقت انسان و ذکر بعضی آیات در این باب
7معنای هدایت
حالا اگر شما خلقت انسان را درنظر بگیرید و اگر حکم فطریِ برای خلقت انسان را و اینکه یک هدف و غایتی مترتّب بر این است درنظر بگیرید، خود این فطرت بر گُردۀ خدا میگذارد که باید این فطرت، در مسیر رسیدن به فعلیت حرکت کند و انسان در آن مسیر حرکت کند؛ این عبارت است از هدایت.
بنابراین بعثت رسلی را که خداوند متعال گذاشته است، بهعنوان یک حکم تکلیفیِ از آنطرف به مرتبۀ نزول نیست بلکه به مقام اقتضاء و استدعای ذاتی نسبت به مقام علّیت است، و از موقعیت فشار و تکلیفِ از علت به معلول نیست تا اینکه این بعثت رسل چکشی بر سر افراد باشد، بلکه از باب اقتضاء ذاتی است. همانطور که وقتی شما تشنه میشوید اقتضای ذات شما طلب آب است، حالا اگر کسی به شما آب بدهد آیا این آب دادن را یک حکم تکلیفی از جانب او علیه خودتان تلقی میکنید؟! اگر گرسنه باشید و به در خانۀ کسی بروید تا اینکه به شما غذا دهد، آیا او به شما تحمیل میکند که این غذا را بخورید؟! یا اینکه میگوید: اگر نمیخواهی، نخواه، خودت اینجا آمدهای، اگر نخوری خودت ازدنیا میروی! همینطور این بعثت رسل اوّلاً بلااوّل مقتضای استدعا و طلب ذاتی بندگان است، چون بندگان ذاتاً استدعا میکنند، خدا در اینجا منةً علی العباد ارسال رسل میکند. یعنی این دقیقاً برخلاف آن چیزی است که مردم تصور میکنند!
تکلیفی نبودن احکام و شرایع
برخلاف تصورِ مردم، احکام و شرایع تکلیفی نیستند بلکه اقتضای ذاتی ما اوّل وجود داشته است. اگر این اقتضاء ذاتی نباشد ما یک آدم دیوانه هستیم! اگر ما از گرسنگی بمیریم و به مطعم نرویم دیوانه هستیم! اگر تشنگی بهحدی برسد که [قابل تحمل نباشد و] از شخصی تقاضای آب نکنیم دیوانه هستیم!
به همین لحاظ این اقتضای ذاتی و این حکم فطری را لبیک گفتن و پاسخ گفتن پروردگار، یک جهت اجابت دعوت از ناحیۀ فطرت و مقتضای ذات بشر دارد؛ یعنی استدعای ذات ما از مرحلۀ نزول به صعود است که موجب لطف پروردگار نسبت به ما شده و این باران رحمت که عبارت است از بعثت انبیاء و تدوین احکام و شرایع بر ما آمده است. اگر استدعای ما نبود خدا چهکار میکرد؟ میگفت: اینها که نمیخواهند پس رهایشان میکنیم! خدا چه نفعی در این بعثت رسل میبرد؟! هیچ! لذا در آیۀ شریفه است که ﴿قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَٰمُوسَى * قَالَ رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ﴾1 نمیفرماید: «أعطیٰ کلَّ شیءٍ خَلقَهُ و رَماهم و تَرَکَهم؛ آنها را رها کرد» بلکه ﴿ثُمَّ هَدَىٰ﴾، یعنی براساس این خلق هدایت کرد. پس خلق اقتضاء و استجلاب هدایت میکند، خلق طلب این هدایت را میکند.
- . سوره طه (20) آیه 49 و 50. الله شناسی، ج 3، ص 107:
«[فرعون] گفت: پس چه كسى مىباشد پروردگار شما دو نفر (موسى و هارون) اى موسى؟! موسى گفت: پروردگار ما آن كسى است كه به هر چيز، مقدار ظرفيت و هويّتش و استعدادش را در جهان آفرينش عطا كرده است، و سپس آن را در راه و مسير كمال وجودى خود به راه انداخته و بدان سمت هدايت نموده است.»
- . سوره طه (20) آیه 49 و 50. الله شناسی، ج 3، ص 107:

