هدف از خلقت انسان و ذکر بعضی آیات در این باب
8الإنسان بما هُوَ إنسان، مقتضی برای بعثت رسل و تدوین احکام و شرایع
بناءعلیٰهذا خلق و حکم فطری این مسئله را اقتضاء میکنند، و این حکم فطری هم بین مؤمن و کافر فرقی نمیکند. حکم فطریِ قبل از خلقت رسل، حکم فطریای است که منبعث از انسان است بما هُوَ إنسان، بما أنَّهُ إنسان، لا بما أنَّهُ متدیّن، لا بما انَّهُ مکلف، لا بما انَّهُ مسلم، لا بما انَّهُ ... ، بلکه الأنسان بما هُوَ انسان، این مقتضی برای بعثت رسل و تدوین احکام و شرایع است. قبل از مرحلۀ بعثت، قبل از اینکه پیغمبر بیاید، میگوییم که خدایا چهکار کنیم؟! یک نفر را بفرست! وقتی که آمد، دیگر آمد! پس قبل از بعثت رسل است که استدعای ذاتی برای هدایت و تشریع قوانین هست. وقتی که بیاید، دیگر آمده است. ﴿إِنَّا هَدَيۡنَٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرٗا وَإِمَّا كَفُورًا﴾.1
هدایت یک استدعای ذاتی است که به بشر برمیگردد
بنابراین، این استدعای ذاتی به إنسان بما هُوَ إنسان برمیگردد، نه به إنسان بما هو مؤمنٌ یا متدیّنٌ. و یک نکتۀ خیلی مهمی در اینجا هست که هیچ کس از این نکته مفرّی ندارد و آن اینکه هدایت یک استدعای ذاتی است که به بشر برمیگردد نه به مؤمنین و نه به نصاریٰ و نه به یهود و... . اصلاً بشر چون بشر است باید هدایت برای او فراهم شود!
تلمیذ: اگر کسی در اینجا بگوید که ما قبول داریم فطرت ما اقتضای میل بهسوی کمال و علم و... را دارد و در اقتضای فطرت ما بحثی نیست، ولی این اقتضای فطری ما را وادار میکند بر اینکه خودمان تلاش کنیم و با فکر خودمان و با سعی خودمان و با تلاش خودمان بهدنبال علم برویم.
استاد: هیچ اشکالی ندارد. ما میگوییم: شما با فکر و سعی و تلاش خود بروید، اگر سرتان به سنگ نخورد، ما هم از شما تبعیت میکنیم و متابعت میکنیم. میگوییم: حرفی نداریم، شما بروید ولی صحبت در این است که این مطلب را اوّلاً فطرت شما میگوید و هر فطرتی نمیگوید، چون یکی از مسائلی که موجب میشود او بهسمت این برود همین است که میگوید: من استعدادها را به شکوفایی برسانم؛ یعنی بر خودش اثبات جهل میکند و میگوید: جاهل است. حالا صحبت در این است که آیا تو برای ازبین بردن این جهل در فاعلیّت تامّ هستی؟! یعنی آیا میتوانی همۀ جهالتها را ازبین ببری یا نه؟! اینها در مسائل پزشکی یک میلیون مسئله برایشان مجهول است، فقط چهارتا از آن را حل کردهاند، حالا چه برسد به اینکه بخواهند مجهولات نَفْسشان را حل کنند! کجایش اینطور است؟! اگر هم بگویند، دروغ جعل میکنند! منبابمثال اینکه مینشینند و اینهمه قانون جعل میکنند و بعد میگویند که اینجایش خراب شد و تبصره میگذارند، اینها برای چیست؟! یعنی شما وقتی که قانون را عمل کردید و بعد از دو سال متوجه شدید که این قانون اشتباه بوده است، پس دو سال در اشتباه بودهاید! در این مدت دو سال که شما در اشتباه هستید، چه کسی پاسخگو است؟!
- . سوره انسان (76) آیه 3. معادشناسی، ج 5، ص 233:
«ما راه را به انسان نشان ميدهيم و او را بدان راه رهبرى مىكنيم؛ انسان يا مىپذيرد و شاكر ميگردد، و يا نمىپذيرد و كافر ميشود.»
- . سوره انسان (76) آیه 3. معادشناسی، ج 5، ص 233:

