لزوم ظهور حجت و دلیل برای هدایت و فعلیت استعدادات
4لازمۀ اوّلیۀ تحقق یک نظام
بنابراین لازمۀ اوّلیۀ تحقق یک نظام، واقعیت است برای انسان. حالا منبابمثال اگر در روز قیامت همین شخص جاهل و نادان بگوید که بهواسطۀ بعضی از مسائل، بعضی از نحوۀ تربیتها، بعضی از نحوۀ خصوصیات و... نتوانستم ایمان بیاورم اما اگر موقعیت برای ما بود و اگر ما افراد صالح را میدیدیم و اگر ما قوانین صحیح را میدیدیم و اگر آن اجتماع را میدیدیم ما هم مثل بقیه ایمان میآوردیم. خدایا، تو باید برای ما روشن کنی. اگرچه ما گفتیم نمیخواهیم ایمان بیاوریم اما اگر موقعیت برای ما روشن میشد و اگر زمینه برای ما آماده میشد، ما در اینجا از آن خواستههای خودمان دست برمیداشتیم. آیا لطف و عنایت خدا اقتضاء نمیکند که جواب چنین فردی را بدهد؟! یا بهصرف اینکه رسولی بیاید و مطالبی بگوید و خدا هم بگوید که اگر نمیخواهید نخواهید، شما مختار هستید و در اختیار خودتان است و هر کاری دلتان میخواهد میکنید و بعد هم در روز قیامت تمام این استعدادها و امثالذلک همینطور مختفی بمانند و این استعدادها هیچگونه به فعلیت نرسند، این غلط است!
یعنی لازمۀ لطف و عنایت پروردگار این است که با وجود چنین انکاری دوباره زمینه و ظرفیت را برای بروز و ظهور استعدادات مهیّا و فراهم کند. حالا براساس این ملاک که ملاک استجلاب وصول به اهداف و غایات بهمقتضای نفس بشری از ناحیۀ پروردگار متعال است، بهمقتضای این نفس، لطف خداوند متعال شامل حال بندگان میشود و پیغمبران را مبعوث میکند.
اوّلین شرط برای بعثت پیغمبران
اوّلین شرط برای بعثت پیغمبران، تحقیق ظرفیت مناسب برای رشد و تکامل افراد است. آیا ممکن است که پیغمبران در یک ظرفیت غیرمناسب بیایند؟! نمیشود! بنابراین شرط اوّلی برای رشد این است که ظرفیت، ظرفیت مناسبی باشد و شخص بتواند در این ظرفیت رشد کند. اگر ظرفیت نامناسبی باشد، نقض غرض خواهد بود.
عدل یکی از قوانین فطری و عقلی

