اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم ظهور حجت و دلیل برای هدایت و فعلیت استعدادات

جلسه ۲۲

0
فقه
فقه

فصل دوم: لزوم ظهور حجّت و دلیل برای هدایت و فعلیّت استعدادات - فصل سوم: مسأله عدل و ارتباط آن با بحث ارتداد

لزوم ظهور حجت و دلیل برای هدایت و فعلیت استعدادات

5
  • مسئلۀ دیگری که می‌توانیم از ناحیۀ دیگر در اینجا وارد شویم، مسئلۀ عدل است. شکّی نیست که عدل یکی از قوانین فطری و قوانین عقلی است؛ یعنی تحقق و تحقیق عدل، عدل را ایجاد کردن، چه عدل در زمینۀ فردی و چه در زمینۀ مسائل اجتماعی، یکی از مسائل عقلی و فطری است.

  • جامعۀ محکوم به زوال

  • عدل شرط اوّلیۀ یک ظرفیت اجتماعی برای رشد و تکامل

  • در جامعه‌ای که عدل نباشد، آن جامعه محکوم به زوال است. در جامعه‌ای که عدل نباشد یعنی ظلم باشد، من‌باب‌مثال بنده سرقت کنم، شما سرقت کنید، دیگری تجاوز کند، ظلم کند، تعدّی کند، [این جامعه محکوم به زوال است.] عدل شرط اوّلیۀ یک ظرفیت اجتماعی برای رشد و تکامل است، لذا پیغمبر می‌فرماید: «الملکُ یَبقی مع الکُفر و لا یَبقی مع الظُلم؛1 ملک و سلطنت با ظلم نمی‌تواند باقی بماند». عدل، شرط اوّلیه است و آیات قرآن هم در این زمینه هست: ﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِ﴾.2

  • معنای عدل

  • معنای عدل چیست؟! عدل یعنی «وضع کل شیء فی موضعه»3 یعنی در جامعه موقعیتی برای افراد مهیا شود که اینها در این موقعیت، قابلیّت برای به فعلیت در آوردن استعدادات خودشان را داشته باشند؛ این معنای عدل است. یعنی این جامعه باید جامعه‌ای باشد که اگر یک شخص بخواهد برای معیشت خودش تلاش کند مانع و رادعی نداشته باشد؛ این معنای عدل است. یعنی جامعه به‌نحوی باشد که اگر این شخص بخواهد صبح از منزل بیرون برود، کسی به او تعدی نکند؛ این معنای عدل است. جامعه باید جامعه‌ای باشد که اگر شخص بخواهد از منزل بیرون برود، خیالش از عیال و از بچه‌های خودش در منزل آسوده باشد؛ این معنای عدل است. جامعه باید به‌نحوی باشد که شرایط معیشت برای این شخص در این جامعه آماده باشد؛ این معنای عدل است. این یک مسئله است.

  • مسئلۀ دوم اینکه شرایط رشد اخلاقی باید در این جامعه باشد. اگر جامعه‌ای باشد که وقتی شخص می‌خواهد از منزل بیرون بیاید، از نقطه‌نظر فکری و اخلاقی با موانعی برخورد کند، این جامعه، جامعۀ عادلی نیست. جامعه‌ای که اقتضای آن به رشد درآوردن قوا و استعدادات است، با ظهور مناظر و قضایایی که منافی با این رشد و ظهور هستند تعارض دارد، این مخالف با عدل است؛ چون بحث راجع به این بود که جامعه باید جامعه‌ای باشد که شرایط را برای فردی که می‌خواهد به کمال برسد آماده کند، نه آن جامعه‌ای که شخص فقط می‌خواهد هیکلش را بزرگ کند، برای او در بیابان علف هم فراهم است! جامعه‌ای که می‌خواهد فرد را به تکامل برساند، نه جامعه‌ای که می‌خواهد مثلاً اطفاء شهوت را در او پیاده کند! این کار را در خیلی جاهای دیگر می‌تواند انجام دهد.

    1. جامع الأخبار، ج ۱، الفصل الخامس و السبعون فی العدل، ص ۱۱۹ (با قدری اختلاف):
      «و قال صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم: ‌”أحْسِنُوا إِلی رَعِیتِکُم فإِنّها أُساراکُم و قِیلَ المُلکُ یبقَی بِالعدلِ مَعَ الکُفرِ و لا یبقَی الجورُ مَع الإِیمانِ‌‌“.»
    2. . سوره حدید (57) آیه 25. امام شناسی، ج 8، ص 158:
      «ما حقّاً پيغمبران خود را با ادَّله و بينات و حجت‌ها و معجزات فرستاديم، و با آنها نيز كتاب و ميزان را فرو فرستاديم تا آنكه مردم به قسط و عدل قيام كنند.»
    3. شرح الأسماء الحسنى، ج 1، ص 54.