
نسبت آزادی فردی و رشد اخلاقی در جامعه
حدود آزادی اجتماعی و تفاوت مقام ثبوت و اثبات
بحث درباره تبیین حدود آزادی اجتماعی و نسبت آن با رشد اخلاقی و تکاملی انسانها در جامعه اسلامی است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه تبیین میکنند که هدف از تشکیل جامعه عادله فراهمسازی زمینه رشد و به فعلیت رسیدن استعدادهای انسانی است و آزادی مطلق بدون در نظر گرفتن لوازم تربیتی و اخلاقی با عدالت در تعارض است. مبنای بحث بر این است که ورود فساد و ناهنجاری به فضای عمومی جامعه مانع رشد افراد میشود و آسیبهای عمیقی به همراه دارد. در ادامه، تفاوت میان اعتقاد درونی و تظاهر به فساد یا کفر در ملأ عام بررسی میشود و نشان داده میشود که محدودیتهای دینی ناظر به مقام اثبات و صیانت از فضای رشد جامعه است، نه تجسس در حریم خصوصی افراد.
نسبت آزادی فردی و رشد اخلاقی در جامعه
توضیحات:
بحث درباره تبیین حدود آزادی اجتماعی و نسبت آن با رشد اخلاقی و تکاملی انسانها در جامعه اسلامی است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه تبیین میکنند که هدف از تشکیل جامعه عادله فراهمسازی زمینه رشد و به فعلیت رسیدن استعدادهای انسانی است و آزادی مطلق بدون در نظر گرفتن لوازم تربیتی و اخلاقی با عدالت در تعارض است. مبنای بحث بر این است که ورود فساد و ناهنجاری به فضای عمومی جامعه مانع رشد افراد میشود و آسیبهای عمیقی به همراه دارد. در ادامه، تفاوت میان اعتقاد درونی و تظاهر به فساد یا کفر در ملأ عام بررسی میشود و نشان داده میشود که محدودیتهای دینی ناظر به مقام اثبات و صیانت از فضای رشد جامعه است، نه تجسس در حریم خصوصی افراد.
نسبت آزادی فردی و رشد اخلاقی در جامعه
7تلمیذ: اگر جامعۀ عادله باشد، شخص بهسرعت میرسد دیگر.
استاد: باید برسد، همین است دیگر! جامعه باید به اینجا برسد! مثل این است که شما در یک دانشگاه درس میخوانید، یکوقت شرایط برای شما آماده است و مثلاً در عرض سه سال تمام کنید و یکوقت شرایط آماده نیست و سی سال طول میکشد. بله، اصلاً دانشگاهی نیست که سی سال طول بکشد! چرا سی سال طول بکشد، باید سهساله برساند؟! منبابمثال برای شما شرایطی آماده میشود و استاد پیدا میشود که یک کتاب را یکساله میخوانید، درمقابل شخصی مثل من یک باب اطلاق را دو سال برای شما میخواند! کدام بهتر است؟!
تلمیذ: ... حتی مولوی هم دارد که صفت صبر، صفتِ ... .
استاد: شما این را بدانید که خدا بهاندازۀ کافی مسئله درست میکند، لازم نیست که خودمان اضافه کنیم. خود ما به جامعه میکروب تزریق کنیم، خود ما در جامعه فساد ایجاد کنیم، آنوقت با این فساد مقابله کنیم که رشد کنیم؛ این کار خیلی احمقانهای است! شیطان بهاندازۀ کافی مجال دارد برای اینکه انسان را وسوسه کند و انسان این کار را انجام دهد! اینطور نباشد که ما خودمان را دستیدستی در جریانی قرار دهیم و بعد آنوقت کاری کنیم! ما باید استعداد برای دفع حملۀ شیطان را داشته باشیم نهاینکه خودمان اجازه دهیم که او به ما حمله کند و فکر کنیم که مثلاً این کار خیلی عقلایی است! نه خیر! مملکت باید استعداد برای دفع تجاوز اجنبی را داشته باشد، اما کدامیک از این کشورهای دنیا با دست خودش کشوری غریبه را راه میاندازد و بعد میگوید: «حالا که راه افتاد، ما باید دفاع کنیم»؟! مثل جریان آن آقایی که اوّل رئیس جمهور شده بود و میگفت عراق این مملکت ما را بگیرد بعد ما هم مثل اشکانیان یا ساسانیان دور اینها را بگیریم و بیرونش بکنیم! این منطق خائنان یا منطق مجانین است که بگذارند دشمنی وارد مملکت شود و بگویند: بیا اینجا و هر کاری که میخواهی انجام بده و بعد ما تو را بیرون میکنیم! طبعاً معلوم است که کار به کجا میرسد! بعد آقا آنجا میفرمودند که اینها اینطور هستند... !
