لزوم تأمین جهات وصول به کمال برای افراد در حکومت اسلام
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
تلمیذ: [مجالس ترحیم برای اموات تا چند روز مشروع است؟]
استاد: [تا] سوم مشروع است.
تلمیذ: آیا مشروع است؟
استاد: بله. مأثورش تا سوّم است، و دیگر بعد [از سوم] منهی است.1
تلمیذ: یعنی خود هفتم هم منهی است؟!
استاد: بله، اما هفتم دیگر چیزی است که نمیشود کاری کرد، خیلی دیگر ... . ولی قطعاً میتوانم بگویم که اربعین خلاف شرع است و اختصاص به سیّدالشهداء علیهالسّلام دارد و خودم از سابق تابهحال در یک جلسۀ اربعین شرکت نکردهام. حالا هفتم را میتوانیم بگوییم که دلشان میخواهد اضافه بگیرند، مثل اینکه شخصی بخواهد بعد از دو ماه، سه ماه، چهار ماه، ده ماه یا برای همیشه مجلس بگیرد، میخواهد بگیرد که بگیرد، این صحیح نیست و غیر از نظر شارع است. نهاینکه هفتم خلاف شرع است ولی مروی نیست. مأثور تا سوم است، بعد هم امر به رفع عزا شده است. پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اینطور میفرمودند که تا سه روز عزا بعد هم دیگر عادی [باشند].2
صحبت در بحث ارتداد به اینجا رسید که در یک حکومت ـ حالا ما حکومت اسلام نمیگوییم ـ باید جهات تأمین وصول به کمال برای افراد فراهم شود. این یک مسئلۀ اساسی است! ما باید موارد برای این اختیارات را براساس این مسئله مدّنظر قرار دهیم.
میزان اختیار انسان در اجتماع
میزان اختیار انسان در این اجتماع در چه حدودی است؟ اصل اوّلی در اینجا این است که اختیاری از ناحیۀ عقل و همینطور از ناحیۀ شرع ممضیٰ است که آن اختیار منافی با اختیار دیگر و معارض با مصلحت دیگر نباشد.
ویژگی اختیار ممضا از ناحیۀ عقل و شرع
بناءًعلیٰهذا اگر هر کدام از این دو، مورد تعرض قرار بگیرد، آن اختیار از نظر عقل و شرع ممضیٰ نیست. حالا مطالب در اینجا مورد دستهبندی قرار میگیرند. یکی از آن موارد اختیار، موارد فساد جامعه از نقطهنظر فساد اخلاقی است؛ اختیار افراد از نقطهنظر فساد اخلاقی در گرو عدم تعرض به اختیار و مصلحت دیگران است. منبابمثال شخصی صدای موسیقی منزل خود را بلند کند بهنحویکه صدایش به همسایه برسد، این از نظر شرعی و عقلی حرام است! چون در اینجا سلب اختیار از دیگری شده است، دیگری میخواهد در منزل خودش آزاد حرکت کند، نمیتواند بهخاطر اینکه صدا را نشنود در گوشش پنبه بگذارد، بلندکردن صدای موسیقی سلب اختیار دیگری است، همینطور سلب مصلحت دیگری هم شده است، چون استماع صدای موسیقی را آن شخص حرام میداند بنابراین استماع موسیقی در اینجا سلب مصلحت دیگری را میکند. بین سماع و استماع فرق نمیکند. بعضیها قائل به تفصیل شده و گفتهاند که سماعش یکطور است و استماعش یکطور دیگر.3 سماع آن است که خودش به گوش انسان بخورد، [البته] اگر خودش هم به گوش انسان بخورد دوباره آن اثر سوء را میگذارد، اینطور نیست که [این اثر سوء فقط منحصر به] استماع باشد.
- . جهت اطلاع بیشتر به اربعين در فرهنگ شيعه، ص 84 رجوع شود.
- . عوالي اللئالي، ج 2، ص 143:
«قال النبی صلى الله علیه و آله و سلّم: ”لا یحِلُّ لاِمْرأةٍ تُؤمِنُ بالله و الیوم الآخِر، أن تُحِدَّ علَى مَیتٍ أكثر مِن ثلاثةِ أیامٍ، إلا على زوجٍ، أربعةَ أشهرَ و عشراً“.» - . مصدر در حال بررسی.

