لزوم تأمین جهات وصول به کمال برای افراد در حکومت اسلام
5من خیلی از موارد را دیدهام که مثلاً در روزنامهها و امثالذلک وقتی که صحبت از اختلاف در یک عقیده و امثالذلک میشود، کاری را که یک شخص در یک جا انجام داده است جزء همین مسئله میآوردند، مثلاً اینطور مینویسند که این آقا که در فلانجا اینطور رفته است، حالا راجع به فلان شخص اینطور حرف میزند! حالا اینطور رفته است، به تو چه مربوط است که اینطور رفته است؟! یا مثلاً در فلان جا با شخصی هم اینطور صحبت کرده است! این کار صحیحی نیست و معلوم میشود که عنوان غرضورزی در کار هست. یا اینکه واقعاً شخصی است که در مقام عناد است و مسئله مشخص است و هیچ راهی نیست جز اینکه فلان کار او را هم در اینجا بگویند و نقل کنند.
حرمت نقل قضایای خصوصی اشخاص
البته نباید اینطور باشد که یکوقت قضیۀ خصوصی را نقل کنند که اصلاً گفتنش حرام است و نباید گفت! منبابمثال مطلبی است که خصوصی هم نیست اما گفتنش او را در انظار تضعیف میکند.
تمام این مطالب تحت یک قانون کلی صلاح و رعایت افساد و اصلاح دور میزند که آیا گوینده در مقام اصلاح است یا در مقام افساد؟ ! اگر در مقام افساد باشد باید جلوگیری شود و اگر در مقام اصلاح باشد، این هم مشخص است؛ مثلاً در جامعه، اهل حلّ و عقد و افرادی هستند که تشخیص میدهند که این شخص روی چه نظری این مطالب را مطرح میکند و اینجا است که مسئلۀ ما در باب آزادی بیان و عقیده به شکل جدی در اینجا مطرح میشود.
ما میبینیم که در زمان ائمه علیهمالسّلام مطلب اینطور نبود؛ یعنی در زمان امام، شخص آزادانه برخلاف حکومت حرفی میزد و به او نمیگفتند که تو کافری! تو چه هستی و امثالذلک! یا در زمان امام صادق علیهالسّلام افراد مخالف، حوزههای علمی داشتند، در بصره حوزههای درسی داشتند که هشام بن حکم با شاگردان حسن بصری و... بحث میکند.1
- . الکافي، ج ۱، كتابُ الحُجَّةِ، بابُ الاِضطِرارِ إلى الحُجَّة، ص ۱6۹، ح 3.

