اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم تأمین جهات وصول به کمال برای افراد در حکومت اسلام

جلسه ۲۴

0
فقه
فقه

لزوم تأمین جهات وصول به کمال برای افراد در حکومت اسلام

لزوم تأمین جهات وصول به کمال برای افراد در حکومت اسلام

8
  • تلمیذ: ... اگر قصد اصلاح کرده است اجازه دارد و اگر قصد افساد کرده است اجازه ندارد! این امر در خارج به واقعیت اشیاء برمی‌گردد و همچون احکام وضعیه است، آیا تأثیر دارد یا ندارد؟!

  • استاد: صحبت ما در وهلۀ اوّل در این بود که آن آزادی‌ای در جامعه مدّنظر است و مخالف با اختیارات نیست که با اختیار فرد یا با مصالح و مفاسد او در تعرّض نباشد، این یک بحث است.

  • حالا اگر کسی همین قرآن را با غرض سر نیزه کرد، باید او را زد. قرآن را بر سر نیزه کرده است ولی غرض پشت این قرآن افساد است، لذا امیرالمؤمنین علیه‌السّلام هم می‌گوید که این قرآن را با تیر بزنید.1 اصلاً ما این بحث را کنار می‌گذاریم؛ یعنی از آن فارغ هستیم. اگر شخصی براساس غرض افسادی مطلبی را مطرح کرد، سواءٌ اینکه موسیقی پخش کند یا اینکه از بلندگوی مسجد سروصدا راه بیندازد، هردو قضیه باطل است.

  • اگر شخصی غرض افسادی نداشته باشد بلکه غرض او طرح مسئله‌ای باشد که طرح آن مسئله فسادی را بر جامعه بار می‌کند، حالا صحبت در این است که تشخیص آن فساد با کیست؟! چه کسی آن فساد را تشخیص می‌دهد که آیا طرح این قضیه الآن موجب فساد می‌شود یا نه؟!

  • من‌باب‌مثال الآن بنده از نقطه‌نظر فقهی بگویم که حکومت جامعه نباید متکی بر ولایت فقیه باشد، یک حکومت باید متکی بر اهل خبره باشد، مانند حکومتی که در سوئیس است، مانند حکومتی که در سوئد است، یعنی از نقطه‌نظر علمی بحث می‌کنم والاّ من خودم به ولایت فقیه معتقد هستم و حکومت ولایت فقیه را از نقطه‌نظر عقلی لازم و واجب می‌دانم، و نه‌تنها از نقطه‌نظر شرعی بلکه از نقطه‌نظر عقلی، حکومت باید حکومت ولایت فقیه باشد؛ البته با شرایطش نه همین‌طوری و بدون هیچ‌گونه شرط. حالا اگر از نقطه‌نظر فقهی بگویم که این حکومتی که مربوط به ولایت فقیه است مربوط به زمان ائمه علیهم‌السّلام است، یعنی من از نقطه‌نظر ادلّه این‌طور فهمیده‌ام، یا من را قانع کنید یا اینکه اگر قانع نکردید طرح این ... .

    1. وقعة صفين، ج 1، ص 489؛ الإمامة و السياسة، ج 1، ص 177.