افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)
توضیحات:
احرام از محاذات میقات - افتراق بین تلبیه و نیت احرام (2) - 14-06-1432
افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)
18نحوۀ دوم اخراج این است که گوشش را بگیرید و یک لگد هم به او بزنید و بگویید که فلان فلان شده برو بیرون! نحوۀ دیگر اخراج این است که بگویید: «پروندهات را بگیر و برو بیرون». و نحوۀ دیگر هم این است که بگویید: «شما فعلاً بیرون باشید تا اینکه مشخص کنیم». یکی هم این است که به او میگوید: «یک مسائلی اتفاق افتاده است و من به صلاح شما میدانم که فعلاً مدتی در اینجا آفتابی نشوید!» همۀ اینها اخراج است و همۀ اینها اطاعت از مولا است، خصوصاً نحوۀ اول که شخص را از آن بالا به پایین انداخت! به او گفتند که برو کلاه بیاور، سرش را آورد!
تمام واجباتی که تشریع شدهاند بر این اساس است؛ یعنی ابتدا آن مصلحت ملزمه، اصل حکم مکلفٌبه و مأمورٌبه را تشریع میکند ولی در کیفیت اجرا، الأهم فالأهم، الأقدم فالأقدم، الأولی فالأولی میآید. برای نماز گفتهاند که کیفیت اولش، اول وقت و گُل وقتش میباشد چون در اول وقت سر ملائکه خلوت است و بهتر میتوانند آن را بالا ببرند! معمولاً این مصلیها مخصوصاً ایرانیها چند ساعتی دیرتر میخوانند. سنیها اول وقت میخوانند، البته نماز آنها ولایت ندارد و بالا نمیرود، فقط چندتا شیعه میمانند که اینها شیعه نیستند بلکه شیره هستند! خلاصه اول وقت سر جبرئیل خلوتتر است، سرحال است و سر فرصت نماز را بالا میبرد؛ لذا نماز خواندن در این وقت بهتر است. از این گذشته، هر چه به سمت مغرب میرود، آن مصلحت ملزمه سرجای خود باقی است و از آن کم نمیشود ولکن آن رضایت مولا بر اتیان، کم میشود و کم شدن همینطور تا مغرب ادامه دارد. مصلحت را اگر اول وقت انجام دهد، بارک الله دارد، آخر وقت انجام دهد عقاب ندارد، ـ بله! هر دو عقاب ندارند ـ ولی چنین مسئلهای هم بر آن مترتب نیست.
در مورد میقات هم قضیه به همین کیفیت است؛ یعنی از اول در مسجد شجره رخصت برای تلبیه آمده است ولی باید این مسئله برای آنها به تأخیر بیفتد، حالا به قول شما ممکن است برای شخصی در بیداء تلبیه گفتن امکان نداشته باشد مثلاً اینجا حالش بهتر است و یا مثلاً دلش میخواهد تلبیه گفتن در اینجا باشد یا اینکه مثلاً میخواهد از ابتدا بیشتر در حال تنفیذ احرام باشد یا فرض کنید که اگر الآن تلبیه نگوید، ممکن است در طول مسیر مشکلی برای او پیدا شود، همانطور که گاهی برای انسان اتفاق میافتد که مشکلی پیدا میشود مثلاً زنی عذری پیدا میکند و برای همین میخواهد زودتر محرم شود، علیٰکلّحال بالأخره دواعی مختلف است و در تمام این موارد میتواند تلبیه را زودتر بگوید.

