افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)
توضیحات:
احرام از محاذات میقات - افتراق بین تلبیه و نیت احرام (2) - 14-06-1432
افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)
9حالا میگویند که خود امام فرموده است که من نمیتوانم پیدا کنم و إذا شاؤوا علموا، اگر خدا بخواهد، پس معلوم است که امام کارهای نیست، بله! کارهای نیست! هر چه هست خدا هست، چه کسی در دنیا کارهای است؟! کسی کارهای نیست، لا مؤثِّرَ فی الوجود الاّ الله ولی صحبت در این است که همین امامی که خودش را کارهای نمیداند، همهکاره است، همین امام است که تمام عالم در اختیار و تحت ولایت او است.
این روایات را ما مستقیماً حمل بر تقیه میکنیم، درحالیکه ربطی به تقیه ندارند، تقیه جا دارد. پس همانطور که عرض کردم یا باید بگویید که تقیه است یا اینکه امام علیه السلام یک قضیۀ شخصیه را متناسب با حال آن شخص بیان کرده است، ـ اتفاق هم افتاده است و میافتد ـ بعد او این قضیه را بهعنوان یک اصل کلی برای دیگران نقل کرده است و برای ما مشکل پیدا شده است که چطور این کلام با یک مبنا تضاد پیدا کرده است.
لذا وظیفۀ مجتهد این است که اول به سراغ روایاتی برود که میتوانند بدون هیچگونه شکی اصل قرار بگیرند. مثل این روایت که حضرت میفرماید: «إن شِئتَ لَبَّیت مِن مَوضِعِك، و الفضلُ أن تَمشی قَلیلاً ثُمَّ تُلبِّی» هیچ شکی در آن نیست، یعنی مو لایِ درز این روایت نمیرود! حضرت صریحاً به دو قسم تقسیم کردند؛ یک قسم تلبیۀ مقارن با احرام و قسم دیگر «و الفضلُ أن تَمشی قَلیلاً ثُمَّ تُلبِّی»، تمام شد! حالا چه کسی میتواند این روایت را تخصیص بزند؟! آیا میتوانیم بگوییم این روایت تقیه است یا که این روایت با لحاظ خصوصیت شأنیه و شخصیه بیان شده است؟! آیا میتوانیم بگوییم که حضرت این روایت را بیجهت فرمودند؟! نمیتوانیم بگوییم چون روایت صحیح است و شکی هم در آن نیست؛ لذا آیا این روایت میتواند بهعنوان پایه قرار بگیرد برای مجتهدی که میخواهد تشخیص دهد که تأخیر تلبیه از احرام جایز است یا نیست؟! میگوییم: بله! جایز است «و الفضلُ أن تَمشی قَلیلاً ثُمَّ تُلبِّی». آنوقت روی این حساب روایات دیگری داریم که میفرمایند: باید تلبیه را برای بعد المشی بگذارید. حتی در اینجا در کافی روایت داریم که روایت صحیحی است:

