ادلّۀ بساطت احرام (1)
10البته اینها مسائلی است که نمیشود اعلان کرد چون هر چیزی را نمیشود به مردم گفت. مجتهد باید این مسائل را بداند تا بتواند در ارتباط با مردم، قضاوت در قضایای مختلف و حکم کردن در مطالب گوناگون نسبت به افراد، جایگاه خود را پیدا کند.
این قضیه در مورد احرام هم همینطور است، وقتی کسی نیّت احرام کرد، اینطور نیست که دیگر مسئله تمام شده باشد بلکه میتواند کار مغایر با احرام را انجام دهد و دوباره نیّت احرام کند چون وقتی که انسان نیّت احرام میکند، عمل مغایر با احرام، او را از آن فضا خارج میکند. آیا شما احساس نمیکنید؟! مثلاً وقتی که نیّت نماز میکنید و اقامه میگویید، یکدفعه تلفن شما زنگ میزند، میگویید که ببینم کیست؟! شاید کار فوری فوتی داشته باشد! خدا را رها کن، کار این شخص که الآن تماس گرفته است فوت میشود، حالا خدا هست، بعداً به سراغش میرویم، لذا به دنبال دیرینگدیرینگ جناب تلفن میروید! لذا تلفن را برمیدارید و میبینید که فلانی است، وقتی که برای نماز برمیگردید، حالتان چطور است؟! خراب شد! این خراب شد یعنی از احرام خارج شدید؛ بهخاطر همین در روایت داریم که دوباره باید اقامه را تکرار کنید چون از آن حال خارج شده و وارد دنیا و مافیها شدهاید، دیگر حال تکبیرة الإحرام برای شما نیست؛ لذا باید اقامه را دوباره انجام دهید.1
پس این مسئله در مورد احرام هم به همین نحو است، وقتی که نیّت احرام انجام شد، اگر برای انسان ضرورتی پیش آمد مثل کفّ نفس از نساء و امثالذلک، خلاصه عمل منافی متحقق شد، باید دوباره نیّت احرام را تکرار کند و نگوید که من نیّت احرام کردهام بلکه بگوید: «حالا اینکه مسئلهای نیست چون هنوز تکبیرة الإحرام را نگفتهام، دوباره تکبیرةالإحرام را انجام میدهم.»
تلمیذ: نیّت مجدد احرام باید در میقات باشد چون بین شخص و میقات فاصله میافتد؟ عمل منافی با احرام که میگویید انجام میدهد طبعاً در میقات نیست.
- تهذیب الأحکام، ج ۲، کتاب الصلاة، باب 6، ص 55، ح 31:
«عن مُحمّدِ بنِ مُسلِمٍ قال: قال أبُوعبدِالله علیه السلام: ”لا تَتَکَلّم إِذا أقَمتَ الصّلاةَ فإِنّک إِذا تَکَلَّمتَ أعَدتَ الإِقامةَ“.»
- تهذیب الأحکام، ج ۲، کتاب الصلاة، باب 6، ص 55، ح 31:

