ادلّۀ بساطت احرام (1)
11استاد: نه دیگر چون با نیّت احرام رد شده است اشکال ندارد، حالا بعداً عرض میکنیم که اگر میتواند باید دوباره برگردد به آنجا و نیّت کند چون که «لا یجوز التجاوز عن المیقات إلاّ و أنت محرماً» در اینجا صدق میکند، اگر نمیتواند که برگردد چون تلبیه نگفته است، میتواند از همانجا نیّت احرام کند.
تلمیذ: یعنی دیگر نیازی به انجام مجدد مقدمات احرام نیست؟! مثل غسل و امثالذلک؟
استاد: غسلها را انجام داده است، داریم که اگر کسی غسل کند و بعد عمل منافی انجام دهد، این ناقض غسل نیست.1
تلمیذ: ببخشید راجع به بلوغ اجازه هست سؤالی بپرسم؟ بعضی از افراد قابلیت برای توسعه و رشد دارند چون [بلوغ آنها] بستگی دارد به اینکه در چه شرایطی تربیت شدهاند؛ لذا حضرت میفرمایند كه ما در پنج سالگی امر میكنیم زیرا فضای خانۀ امام علیه السلام که فرزند در آن رشد پیدا میكند با خانۀ غیر امام تفاوت دارد. اینکه حضرت میفرمایند که شما باید از هفت سالگی شروع كنید، نشان میدهد كه پدر و مادر مكلف هستند و وظیفه دارند كه آن فضا را ایجاد كنند. ما میبینیم فرزندی که چهارده یا پانزده ساله است، سؤال میكند و میفهمد حتی در جلساتی که حضرتعالی صحبت میکنید میآید و سؤال میپرسد و مطالب دقیقی را میگوید. ما در جلسهای بودیم، وقتی شما صحبت كردید، بچهای آمد و گفت: بابا آقا فرمودند که رفقا فضولی نکنند؛ یعنی در این حد متوجه شده بود و لبّ مطلب را گرفته بود، علیٰأیّحالٍ تا حدی متوجه میشوند چون در فضایی قرار گرفته است. اما اگر پدر و مادر آن فضا را ایجاد نمیكنند، قاصر یا مقصّر هستند. این مترتّب در این مسئله است. از حضرتعالی در سایت سؤال شده است و شما فرمودهاید که چهارده سالگی. برای فرزندی که در خانۀ شما است یا در خانۀ بنده و رفقا است اینطور نیست، خصوصاً پدر و مادری که با این مكتب و مبانی آشنا شدهاند ولی فرزندی كه الآن رشد كرده و میفهمد و در این جلسات مطالب را شنیده است و مطالعه كرده است و پدر و مادر که با همدیگر صحبت میكنند او هم میشنود، ذهنیّتش تغییر كرده است، منظور بنده از تغییر همان مبنای شما است، در واقع اینجا پدر و مادر مسئول هستند كه آن فضا را ایجاد كنند تا اینكه ما بلوغ پسر را روی شانزده و هفده سالگی و دختر را روی چهارده سالگی نبریم.
- وسائل الشیعة، ج ۱۲، أبوابُ الإِحرامِ، باب 10، ص ۳۳۰، ح 3:
«عن عِیصِ بنِ القاسِمِ قالَ: سألتُ أباعبدِالله علیه السلام عنِ الرّجُلِ یغتسِلُ لِلإِحرامِ بِالمَدینةِ و یلبَسُ ثَوبَینِ ثُمّ ینامُ قبلَ أنْ یحرِمَ قال: ”لیس علیهِ غُسلٌ“.»
- وسائل الشیعة، ج ۱۲، أبوابُ الإِحرامِ، باب 10، ص ۳۳۰، ح 3:

