ادلّۀ بساطت احرام (1)
13اینطور نیست که بچهها مسائل را نفهمند بلکه آنها درک میکنند، خوب هم درک میکنند و دقیق نکته برمیدارند اما حال و هوای هر کدام از اینها به یک نحو است. در عین درک میبینیم که حال و هوای یک بچه اصلاً در این چیزها نیست ولی یک بچه را میبینیم که چشمهایش را به شکل خاصی باز میکند و دقت میکند؛ یعنی توجه خاصی دارد. مثلاً بعضی از بچهها هستند که نسبت به مسائل حجاب و امثالذلک بیق1 هستند و اصلاً در عالم دیگر هستند، این مطلب اصلاً ربطی به تربیت و اینها ندارد. مگر ندیدهاید که راجع به بزرگان در کتب چه نوشتهاند؟! میگفتند اصلاً نوشتهاند که چند سال به خانهای میرفتند و میآمدند و اصلاً نمیدیدند که این کیست!
اما یک نفر هنوز از در خانه وارد نشده است، یکییکی اهل خانه را میپاید، اینها هر کدام تفاوت میکنند، حتی این قضیه در بچهها محسوس است و ربطی به تربیت ندارد، سنخیت این بچه یک چیز است و سنخیت بچۀ دیگر چیز دیگری است.
اختلاف سنّ تمییز در افراد مختلف
لذا وقتی که از من راجع به مسئلۀ تمییز سؤال میکنند که از چه زمانی باید رعایت کرد، پاسخ من این است که باید ببینیم که روحیۀ بچه چه اقتضا میکند؛ یک وقت بچهای است که در خیال این حرفها نیست، انسان مقداری راحتتر است، گرچه در اینجا هم باید بهنحوی رفتار شود که بعداً برای این بچه خاطره نماند چون گرچه بچه الآن متوجه نیست ولی بعداً برای او خاطره میماند. در واقع بچهها از این نقطهنظر متفاوت هستند؛ بعضی از بچهها هستند که سنین چهارسالگی را به یاد دارند، بعضیها هم سنین سه سالگی را به یاد دارند حتی بعضیها سنین کمتر را هم به یاد دارند اما بعضیها خیال میکنند که در یاد این بچه نمیماند؛ لذا او را به اینطرف و آنطرف میبرند، درحالیکه این بچهها همه چیز را ضبط میکنند تا بعداً از آن مانند کامپیوتر استفاده کنند. حالا ممکن است یک نفر هم تا چهارسالگی بیق باشد و اصلاً هیچ چیز نفهمد. انسان خودش میتواند این موارد را تشخیص دهد؛ لذا یک قاعده در شرع آمده است که برای رعایت حجاب سنّ تمییز را درنظر بگیرید.2
- گویش طهرانی: کسی که اشرافی به وقایع اطراف خود ندارد.
- سوره نور (24) آیه 31:
﴿وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ وَيَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوۡ ءَابَآئِهِنَّ أَوۡ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآئِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوۡ نِسَآئِهِنَّ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيۡرِ أُوْلِي ٱلۡإِرۡبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفۡلِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يَظۡهَرُواْ عَلَىٰ عَوۡرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ﴾.
كنز العرفان، ج 2، ص 224:
«قوله ﴿أَوِ ٱلطِّفۡلِ﴾ ذلك یصدق على الواحدِ و الجمعِ كقولِه تعالى: ﴿ثُمَّ يُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا﴾قوله ﴿لَمۡ يَظۡهَرُواْ﴾ أی لم یطَّلعوا على العورةِ، فیمیِّزون بینَها و بینَ غیرها.»

