اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادلّۀ بساطت احرام (1)

0
فقه
فقه

احرام از محاذات میقات - ادله بساطت احرام (1) - 17-06-1432

ادلّۀ بساطت احرام (1)

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  •  

  • در باب احرام عرض شد که احرام فعل نفسی است و ارتباطی با سایر اجزاء خارجی ندارد و آن فعل نفسی همان عقد نُسک مخصوص است که شخص ناسک، آن عقد را در نفس خود نسبت به آن عملی که در پیش دارد ایجاد می‌کند، این عقد را احرام می‌گویند.

  • به‌عبارت‌دیگر احرام مسئله‌ای نفسی است که این قضیه در نفس پیدا می‌شود و شخص به‌واسطۀ آن، خود را از حالتی جدا کرده و به حالت دیگر وارد می‌کند و این مسئله در اختیار مکلّف است. انسان بدون اینکه نظر واقعی او این‌طور باشد، نمی‌تواند دل‌بخواهی تغییر و تحوّلی ایجاد کند بلکه باید واقعاً نسبت به این مسئله جزم داشته باشد. بعضی‌ها می‌گویند که ما پنج روز در سفر می‌مانیم، آیا می‌توانیم قصد ده روز کنیم؟! قصد ده روز کردن برای کسی که پنج روز در سفر می‌ماند، معنا ندارد چون این قصد یک عمل لغو خواهد بود؛ یعنی این‌طور نیست که تصور شود به صرف نیّت ده روز و علم به اقامت خمسة أیام، عشرة أیام صدق می‌کند بلکه باید آن مسئلۀ نفسی و آن عِقد نفسی با مَحكی خود که عبارت است از همان نیّت شخص قاطن و متوطّن نسبت به آنها باید تفاوت داشته باشد.

  • تصور غلط بعضی از افراد نسبت به احرام

  • این مسئله در ما‌نحن‌فیه هم همین‌طور است. اصلاً اهمیّت مسئلۀ احرام برای بعضی از افراد جا نیفتاده است مثلاً تصور می‌کنند همین که لباسی به تن کنند احرام محقق می‌شود، گرچه یک یا دو روز در این احوال بمانند یا برگردند! اما مسئلۀ احرام عبارت است از همان حالتی که انسان آن را در وجود خودش احساس می‌کند.

  • نیّت احرام به معنای جزم بر احرام

  • البته می‌تواند قبل از اینکه لبیک بگوید، التزام به لوازم احرام نداشته باشد چون هنوز نیّت احرام فعلیت یا تنجّز پیدا نکرده است. نیّت احرام یعنی جزم بر احرام؛ این‌طور نیست که بگوید: «من می‌خواهم احرام ببندم»، این نیّت نیست! منظور از نیّت احرام همان نیّت فعلیه است، یعنی من الآن محرم شدم، در واقع به معنای نیّت مستقبله نیست! مثلاً شخص به مسجد شجره یا جحفه یا تنعیم می‌رود و نیّت می‌کند که خدایا من محرم شده‌ام و خود را به احرام درآورده‌ام، این نیّت احرام است که فعلی شده است اما هنوز به مرتبۀ تنجّز نرسیده است؛ یعنی از مقام انشاء گذشته و به فعلیت و تحقق رسیده است ولی هنوز به مرتبۀ تنجّزی که گریبان او را بگیرد و او را نسبت به لوازم احرام ملزم کند، نرسیده است.